﻿WEBVTT

00:00:15.000 --> 00:00:25.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:30.510 --> 00:00:34.970
‫ساختمان قلعه در واقع همین پایینه.
‫دم‌دمای صبح یواشکی می‌ریم تو.

00:00:35.010 --> 00:00:36.010
‫یواشکی؟

00:00:36.050 --> 00:00:37.230
‫برا چی داریم یواشکی می‌ریم؟

00:00:37.550 --> 00:00:42.929
‫خب، قضیه خرابه‌های باستانی اینه که معمولاً یه جونور کثافت و بدقلق

00:00:42.930 --> 00:00:44.570
‫اونجا لونه کرده و واسه خودش قلمرو ساخته.

00:00:45.110 --> 00:00:48.550
‫منطقیه. تو تمام اون خرابه‌هایی که بازی کردم هم دقیقاً همین شکلی بود...

00:00:49.250 --> 00:00:50.250
‫بازی کردی؟

00:00:50.950 --> 00:00:54.310
‫آه، تو دنیای من، ما یه چیزی داریم به اسم بازی‌های ویدیویی.
‫تو چیزی ازش نمی‌دونی.

00:00:54.330 --> 00:00:55.330
‫یه جورایی... مجازی‌یه؟

00:00:55.450 --> 00:00:58.360
‫نه. الکترونیکیه. این دو تا کل صبح
‫رو داشتن همین رو ازش می‌پرسیدن.

00:00:58.560 --> 00:00:59.560
‫دارن دور خودشون می‌چرخن.

00:00:59.800 --> 00:01:04.018
‫آره، «فلین» یه عشق یه طرفه به

00:01:04.019 --> 00:01:05.019
‫«کالیبور» پیدا کرده. واقعاً دیدنش سخته.

00:01:05.239 --> 00:01:06.720
‫یه رفاقتِ مردونه؟

00:01:06.960 --> 00:01:09.220
‫آره. آه، آره. نه، می‌فهمم.

00:01:09.900 --> 00:01:13.400
‫دوست داشتن «کالیبور» راحته. باهوشه.

00:01:14.700 --> 00:01:17.000
‫به‌شدت شجاعه. زبون‌باز و خوش‌صحبته.

00:01:17.680 --> 00:01:21.260
‫و تو فکر خودش، تو هر کاری که می‌کنه نیتش خیره.

00:01:22.140 --> 00:01:23.140
‫اما...

00:01:23.429 --> 00:01:29.009
‫اما وقتی اوضاع خیط بشه، که حتماً هم می‌شه، «کالیبور» با صورت پرتت

00:01:29.010 --> 00:01:30.870
‫می‌کنه تو لجن و از پشتت مثل پل استفاده می‌کنه تا خودش رو بکشه بالا.

00:01:31.190 --> 00:01:32.490
‫این دیگه یکم بی‌انصافیه.

00:01:33.090 --> 00:01:37.090
‫سعی کن چند ماه رو تو «داکتو» بگذرونی،
‫اون‌وقت می‌فهمی چی واقعاً بی‌انصافیه.

00:01:37.690 --> 00:01:39.770
‫صبر کن ببینم، یعنی تقصیر «کالیبور» بود که تو زندانی شدی؟

00:01:40.570 --> 00:01:41.930
‫ترجیح می‌دم در موردش حرف نزنم.

00:01:43.210 --> 00:01:45.690
‫ولی آره، همه‌ش تقصیر اون بود.

00:01:46.650 --> 00:01:50.150
‫چی؟ چیزی که می‌خوام بگم اینه که اگه شایعات درست باشه...

00:01:50.830 --> 00:01:53.450
‫یه «بایکلاپس» تو اقامتگاه رئیس «اولگ» جا خوش کرده.

00:01:53.930 --> 00:01:54.930
‫بایکلاپس؟

00:01:55.130 --> 00:01:56.130
‫بایکلاپس دیگه چیه؟

00:01:56.410 --> 00:02:00.230
‫اسمش شبیه «سایکلاپس» (تک‌چشم) هست، ولی به جای یکی، دو تا چشم داره.

00:02:00.490 --> 00:02:01.730
‫آره، دقیقاً.

00:02:02.470 --> 00:02:03.750
‫خب ولی ما هم دو تا چشم داریم.

00:02:03.990 --> 00:02:05.710
‫یعنی این ما رو هم بایکلاپس می‌کنه؟

00:02:05.910 --> 00:02:07.710
‫کدوم بخش این قضیه درکش انقدر سخته؟

00:02:08.729 --> 00:02:13.589
‫گوش کن، ما فقط داریم می‌گیم که یه بایکلاپس دو

00:02:13.590 --> 00:02:19.470
‫تا چشم داره، که یه تعدادِ معمولی واسه چشمه.
‫و واسه همینم دو برابر کشنده‌تره، احمق.

00:02:19.510 --> 00:02:20.510
‫اون فقط یه غول با دو تا چشمه، مثل بقیه ما.

00:02:20.780 --> 00:02:23.000
‫خب، بهتره خفه شین وگرنه صداتون رو از همین‌جا می‌شنوه.

00:02:23.540 --> 00:02:25.260
‫کسی چیزی درباره بایکلاپس گفت؟

00:02:25.460 --> 00:02:29.360
‫آره. «کالیبور» داره همه‌چی رو درباره
‫اون بایکلاپسِ گنده و بدجنس بهمون می‌گه.

00:02:29.680 --> 00:02:30.740
‫«کالیبور» زده به سرش.

00:02:31.780 --> 00:02:32.780
‫حق با «کالیبور»ـه.

00:02:34.020 --> 00:02:35.060
‫«کالیبور» کاملاً درست می‌گه.

00:02:35.440 --> 00:02:36.780
‫بایکلاپس وحشتناکه.

00:02:37.640 --> 00:02:39.540
‫خیلی افتضاحه.

00:02:44.120 --> 00:02:45.840
‫حالم از بایکلاپس به هم می‌خوره.

00:02:46.500 --> 00:02:50.040
‫تو و کالیبور امروز با یه بایکلاپس
‫غول‌پیکرِ دو سر می‌خواید چیکار کنید؟

00:02:50.480 --> 00:02:54.079
‫خب، فکر کنم اسم بایکلاپس به اندازه
‫کافی واضح باشه. حداقل یه استفاده‌ای

00:02:54.080 --> 00:02:56.520
‫واسه شما راهیاب‌ها پیدا کردیم.
‫شماها طعمه‌های معرکه‌ای می‌شید...

00:02:56.544 --> 00:02:58.044
‫عجب ایده احمقانه‌ایه!

00:03:29.390 --> 00:03:30.390
‫بزن بریم، یالا!

00:03:32.000 --> 00:03:33.500
‫ازین بایکلاپس متنفرم!

00:03:36.024 --> 00:03:38.524
‫صب کنین..صـ..صـ..صبر کنین.

00:03:41.000 --> 00:03:42.000
‫باید کمکش کنم.

00:03:43.000 --> 00:03:45.400
‫هی! بایکلاپس! بایکلاپس!

00:03:46.424 --> 00:03:47.424
‫بایکلاپس!

00:03:48.548 --> 00:03:50.548
‫جفت چشات به من!

00:03:50.572 --> 00:03:52.072
‫مارو نگا داریم در می‌ریم!

00:03:52.596 --> 00:03:54.096
‫اینجا!

00:03:56.020 --> 00:03:57.020
‫احمقا!

00:03:57.044 --> 00:03:59.044
‫برید!...برید..برید..برید

00:04:05.068 --> 00:04:06.268
‫باید به کش کمک کنیم!

00:04:06.292 --> 00:04:08.292
‫تو بمون. من خودم میرم بیرون.

00:04:08.970 --> 00:04:11.770
‫اون پسر شاید وضعش از ما بهتر باشه، ولی شماها اگه
‫دلتون می‌خواد برید اون بیرون و بمیرید، راحت باشید.

00:04:13.150 --> 00:04:14.610
‫اوه پسر.

00:04:15.010 --> 00:04:16.010
‫اون می‌میرم.

00:04:28.000 --> 00:04:29.000
‫خلاص!

00:04:38.000 --> 00:04:41.000
‫راهیاب ها یک (امتیاز)، بایکلاپس هیچ.

00:06:19.000 --> 00:06:22.000
« راه یـــاب هـــا »

00:06:25.740 --> 00:06:28.580
‫عمداً از یه راهیاب به عنوان طعمه استفاده می‌کنه.
‫من به همه‌شون درباره این بایکلاپس هشدار دادم.

00:06:28.760 --> 00:06:29.900
‫چه نقشه مزخرفی.

00:06:30.680 --> 00:06:36.800
‫نقشه‌ای که جواب بده، ذاتاً نقشه خوبیه، پرنسس.

00:06:37.440 --> 00:06:39.100
‫تو واقعاً از کالیبور متنفری، نه؟

00:06:39.820 --> 00:06:40.820
‫از ریخت و قیافه‌ش.

00:06:41.500 --> 00:06:43.260
‫مخصوصاً از اون صورتِ از خود راضیش.

00:06:44.360 --> 00:06:46.200
‫و کلاً از کل وجودش.

00:06:55.280 --> 00:06:56.279
‫از این طرف.

00:06:56.280 --> 00:06:58.320
‫دیدی؟ آه، آره.

00:07:06.540 --> 00:07:10.600
‫یه سوال. چرا این طاق‌ها انقدر فسقلی و کوچیکن؟

00:07:11.040 --> 00:07:14.920
‫«اولگ» پادشاه کوتوله‌ها بود.
‫اینجا همه‌چی به طور مناسبی کوچیکه.

00:07:15.400 --> 00:07:17.040
‫«اسلیم»، فانوس رو بیار.

00:07:18.880 --> 00:07:22.940
‫خب «آرورا»، قضیه تو و «کالیبور» چیه؟

00:07:24.010 --> 00:07:25.490
‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم.

00:07:26.650 --> 00:07:30.430
‫به قول تیک‌تاک، حرفت رو بزن، نریز تو خودت.

00:07:30.750 --> 00:07:33.710
‫باید حسش کنی تا بتونی درمانش کنی، مگه نه؟

00:07:36.430 --> 00:07:39.849
‫نه، معذرت می‌خوام، من اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.
‫این جمله‌بندی‌ها قراره هوشمندانه باشه

00:07:39.850 --> 00:07:40.769
‫فقط چون قافیه داره؟

00:07:40.770 --> 00:07:42.070
‫منظورش اینه که احساساتت رو به اشتراک بذار.

00:07:42.830 --> 00:07:47.089
‫آره دیگه، می‌دونی، قبل از اینکه تلمبار بشه
‫و سرت بترکه، همه‌چی رو به دوستات بگو.

00:07:47.090 --> 00:07:48.090
‫نه،

00:07:48.830 --> 00:07:50.670
‫احتمالاً بهتره که نگم. چی؟

00:07:51.290 --> 00:07:52.610
‫احساساتت رو بگو.

00:07:53.200 --> 00:07:55.980
‫مردم دنیای شما واقعاً همچین اراجیفی رو تحمل می‌کنن؟

00:07:56.800 --> 00:08:00.679
‫حالا که فکر می‌کنم، شاید عاقلانه باشه که
‫شماها حقیقت رو درباره دوست‌مون «کالیبور» بدونید.

00:08:00.680 --> 00:08:02.420
‫کدوم حقیقت؟

00:08:04.560 --> 00:08:06.560
‫همه‌چی قبل از اینکه حتی همدیگه رو ببینیم شروع شد.

00:08:07.340 --> 00:08:10.000
‫اون موقع که من نامزد شاهزاده «فردریک» بودم.

00:08:11.160 --> 00:08:12.200
‫شاهزاده فردریک؟

00:08:12.760 --> 00:08:13.940
‫صبر کن، از اول اولش بگو.

00:08:15.200 --> 00:08:16.200
‫نامزد؟

00:08:16.580 --> 00:08:20.459
‫جدی؟ فکر نکردی لازمه به این اشاره کنی که نامزدِ اون

00:08:20.460 --> 00:08:22.400
‫شاهزاده «تایکو»ـیِ پیری بودی که می‌خواد ما رو بکشه؟

00:08:23.220 --> 00:08:27.079
‫نامزد بودیم، نه زن و شوهر. یعنی قرار بود با هم ازدواج کنیم.

00:08:27.080 --> 00:08:30.760
‫تو دنیای شما کلمات درست و حسابی بهتون یاد نمی‌دن؟
‫خب اون نیاز به کتاب خوندن داره. ولی بازم «فردریک»...

00:08:30.980 --> 00:08:36.319
‫این یه ازدواجِ اجباری و مصلحتی بود که
‫خانواده‌های سلطنتی ترتیب دادن تا تخت پادشاهی رو حفظ کنن

00:08:36.320 --> 00:08:39.000
‫و صلح و رفاه بیارن.

00:08:41.080 --> 00:08:43.419
‫یه روزی، ما پادشاه و ملکه می‌شیم.

00:08:44.810 --> 00:08:46.550
‫و سرنوشت قلمرو دست ما می‌افته.

00:08:47.170 --> 00:08:48.650
‫و تو چه جور پادشاهی می‌شی؟

00:08:50.370 --> 00:08:52.470
‫من قلمرو رو به شکوهِ سابقش برمی‌گردونم.

00:08:53.950 --> 00:08:55.390
‫از شورای جادوگرها شروع می‌کنم.

00:08:56.150 --> 00:09:00.190
‫درحالی‌که قبلاً برای لیاقتِ فردی ارزش قائل بودیم،
‫حالا جاش رو به اصالتِ خون و تولد دادن.

00:09:00.530 --> 00:09:02.630
‫شجاعانه‌ست. نجیب‌زاده‌ها از این کار خوش‌شون نمی‌آد.

00:09:03.410 --> 00:09:05.110
‫من از جنگیدن برای حق‌شون نمی‌ترسم.

00:09:06.410 --> 00:09:07.710
‫باستانی‌ها طرف من هستن.

00:09:08.750 --> 00:09:11.430
‫و اگه موفق شدی، بعدش چی؟

00:09:12.810 --> 00:09:17.109
‫من به مرزها صلح می‌آرم، «مارو» رو بین کسایی که

00:09:17.110 --> 00:09:19.630
‫به بهترین شکل ازش استفاده می‌کنن
‫تقسیم می‌کنم؛ یعنی بناها، کشاورزا و صنعت‌گرا.

00:09:20.330 --> 00:09:24.130
‫فقط نجیب‌زاده‌هایی که اون رو صرف زیبایی، لذت و فساد کردن، هدرش دادن.

00:09:26.810 --> 00:09:30.910
‫و وقتی برادرها و خواهرهای «ریشی» ما ببینن که این قلمرو

00:09:31.010 --> 00:09:32.750
‫همون‌قدر که مال ماست، متعلق به اون‌ها هم هست،

00:09:33.510 --> 00:09:35.370
‫همه ما در رسیدن به هدف متحد می‌شیم.

00:09:36.990 --> 00:09:37.990
‫گفتی «ما»؟

00:09:40.550 --> 00:09:42.230
‫خواسته من اینه که...

00:09:42.510 --> 00:09:43.510
‫تو و من این کار رو بکنیم.

00:09:44.430 --> 00:09:45.430
‫با هم.

00:09:46.130 --> 00:09:47.350
‫پس چرا صبر کنی تا پادشاه بشی؟

00:09:47.810 --> 00:09:50.410
‫تو همین الانشم اونقدر نفوذ داری که
‫بتونی کارهای به این بزرگی رو شروع کنی.

00:09:50.670 --> 00:09:52.330
‫که «مارو» رو از دست‌های مادرم بیرون بکشم

00:09:53.350 --> 00:09:54.410
‫اونجوری جنگ راه می‌افته.

00:09:55.770 --> 00:09:59.629
‫من تو مطالعاتم، داستان‌هایی از باستانی‌ها خوندم که با

00:09:59.630 --> 00:10:01.170
‫فقط یه ذره «مارو»، بناهای عظیمی می‌ساختن.

00:10:01.370 --> 00:10:02.530
‫باستانی‌ها خیلی وقته که رفتن.

00:10:03.350 --> 00:10:04.930
‫و رازهاشون رو با خودشون به گور بردن.

00:10:06.670 --> 00:10:09.850
‫من درباره شیئی خوندم که قدرت باستانی‌ها رو تو خودش داره.

00:10:11.090 --> 00:10:12.230
‫به یه دنیای دیگه تبعید شد.

00:10:13.650 --> 00:10:14.850
‫جمجمه «ماردوک».

00:10:15.710 --> 00:10:17.270
‫داری با من شوخی می‌کنی؟

00:10:17.490 --> 00:10:19.490
‫تو درباره جمجمه به «ودریک» گفتی؟

00:10:20.450 --> 00:10:21.450
‫نه.

00:10:22.070 --> 00:10:23.070
‫متأسفانه، آره.

00:10:24.050 --> 00:10:26.270
‫من اول این فکر رو انداختم تو سرش.

00:10:26.470 --> 00:10:27.870
‫عجب آدمِ دهن‌لقّی هستی.

00:10:28.210 --> 00:10:30.550
‫«ودریک» اولش نیتش خیر بود.

00:10:31.610 --> 00:10:32.610
‫آخ!

00:10:32.870 --> 00:10:34.670
‫۸۰ تا از بهترین سواره‌نظامم کشته شدن.

00:10:35.390 --> 00:10:38.010
‫این وحشی‌ها جلوی جادوی «اشی» هیچی نیستن.

00:10:39.470 --> 00:10:42.190
‫اگه مادرم فقط چند تا خمره از «مارو» رو سرفه می‌کرد، پیروزی مال ما بود.

00:10:43.890 --> 00:10:45.950
‫عمراً یه تیکه از چیزی که جلوش ایستاده رو به دست بیاره. هیس.

00:10:51.150 --> 00:10:51.550
‫من

00:10:51.551 --> 00:10:58.469
‫نمی‌دونستم که تو

00:10:58.470 --> 00:10:59.470
‫موهبتِ شفا دادن داری.

00:11:00.070 --> 00:11:01.070
‫اون هیچ‌وقت نپرسید.

00:11:03.030 --> 00:11:04.290
‫تمرکزمون رو روی این قضایا نذاریم.

00:11:05.630 --> 00:11:06.670
‫یه خبر خوب دارم.

00:11:07.670 --> 00:11:08.910
‫جاش رو پیدا کردم.

00:11:12.140 --> 00:11:13.180
‫اون طرف ستاره‌ها، خارج از خشکی.

00:11:14.840 --> 00:11:16.600
‫به‌زودی کلیدی رو پیدا می‌کنم که تو رو ببره اونجا.

00:11:18.680 --> 00:11:21.660
‫«آرورا»، تو منو شگفت‌زده می‌کنی.

00:11:23.140 --> 00:11:24.500
‫واقعاً داری راست می‌گی؟

00:11:27.160 --> 00:11:29.360
‫باشه، شما دو تا خیلی صمیمی بودین، فهمیدیم.

00:11:30.040 --> 00:11:34.580
‫عاشقش بودی یا اون عاشقت بود وقتی همدیگه رو بوسیدین؟

00:11:34.960 --> 00:11:36.580
‫این کجای داستان اهمیت داره؟

00:11:36.940 --> 00:11:38.080
‫چطور اهمیت نداره؟

00:11:38.340 --> 00:11:39.600
‫ولش کن. ادامه بده.

00:11:40.910 --> 00:11:45.569
‫من تو قدیمی‌ترین مدارک بیشتر جستجو کردم و فهمیدم یه شیء باستانی

00:11:45.570 --> 00:11:47.370
‫وجود داره که می‌تونه راهِ رسیدن به اون یکی دنیا رو باز کنه.

00:11:48.950 --> 00:11:49.950
‫«کلید خلأ».

00:12:03.610 --> 00:12:07.609
‫و قبل از اینکه حتی بتونم فکر کنم با این اطلاعات چیکار کنم، «زایا» اومد

00:12:07.610 --> 00:12:13.280
‫پیشم. و بهم درباره یه آینده تاریک هشدار داد
‫آینده‌ای که توش «ودریک» غرقِ قدرتِ جمجمه می‌شه.

00:12:16.200 --> 00:12:18.680
‫و «ودریک» از دست من شاکی بود.

00:12:18.940 --> 00:12:22.280
‫تو اصلاً چرا با «زایا» حرف می‌زنی؟ اون مخش تعطیله.

00:12:22.660 --> 00:12:23.840
‫همه اینو می‌دونن.

00:12:24.260 --> 00:12:27.120
‫نذار خواهرم با دیوونگی‌هاش مغزت رو شستشو بده.

00:12:28.020 --> 00:12:29.020
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

00:12:29.100 --> 00:12:31.140
‫«زایا» خواهرِ «ودریکه»؟

00:12:31.640 --> 00:12:32.640
‫عجب پیچشی داشت داستان!

00:12:33.120 --> 00:12:35.559
‫آره، انگار خیلی چیزها رو از ما پنهان کردی. چون اون

00:12:35.560 --> 00:12:38.200
‫فقط چیزهایی رو بهت گفته که به نفع خودش بوده.

00:12:38.600 --> 00:12:42.240
‫من فقط سعی داشتم گیج‌شون نکنم. ولی این همه چی رو عوض می‌کنه.

00:12:42.840 --> 00:12:46.800
‫چطور می‌تونیم به «زایا» اعتماد کنیم وقتی
‫داداشِ خودش می‌خواد سر به تن ما نباشه؟

00:12:47.160 --> 00:12:48.800
‫در واقع برادر ناتنی‌شه.

00:12:50.160 --> 00:12:52.460
‫ولی این «زایا» بود که اول از همه اون تاریکی رو تو وجودش دید.

00:12:53.060 --> 00:12:54.920
‫بازم دلیل نمی‌شه بهش اعتماد کنیم.

00:12:55.580 --> 00:12:58.940
‫مگه نه؟ آره، هیچ‌وقت عاقلانه نیست که به «زایا» اعتماد کنی.

00:13:07.850 --> 00:13:10.030
‫خیلی خب «هملت». انقدر به اون جمجمه زل نزن.

00:13:10.230 --> 00:13:12.590
‫وقتشه توضیح بدی این کوفتی چطوری قراره کمک کنه «فلین» رو برگردونیم.

00:13:13.070 --> 00:13:16.370
‫فکر کنم قدرتم رو برای دیدنِ آینده‌های احتمالی تقویت می‌کنه.

00:13:17.250 --> 00:13:18.250
‫و برادرم رو.

00:13:19.030 --> 00:13:21.590
‫ما داریم این کار رو می‌کنیم که «فلین» رو صحیح و سالم برگردونیم خونه، درسته؟

00:13:22.490 --> 00:13:24.750
‫در حالت ایده‌آل، این بخشی از هدف‌مونه.

00:13:25.090 --> 00:13:28.070
‫خب، این تنها هدفِ منه. پس بیا فقط روی همین قسمتش تمرکز کنیم.

00:13:29.510 --> 00:13:30.510
‫اوه.

00:13:30.910 --> 00:13:33.390
‫سلام. نمی‌دونستم مهمون داری، «دریل».

00:13:34.310 --> 00:13:35.570
‫آره، خب.

00:13:37.469 --> 00:13:38.469
‫فقط یه دوسته.

00:13:42.370 --> 00:13:43.289
‫آهان.

00:13:43.290 --> 00:13:45.670
‫می‌تونم یه لحظه تو اون یکی اتاق باهات حرف بزنم؟

00:13:47.610 --> 00:13:48.610
‫یه دقیقه ریلکس باش.

00:13:49.750 --> 00:13:50.750
‫ریلکس؟

00:13:50.910 --> 00:13:54.230
‫ریلکس. یعنی همین‌جا بمون. به چیزی دست نزن و کاری نکن. من الان برمی‌گردم.

00:14:01.070 --> 00:14:04.829
‫دریل، چیزی نمونده که تنبیه بشی و حصر خانگی بشی.
‫اینکه «فلین» غیبش زده دلیل نمی‌شه

00:14:04.830 --> 00:14:08.089
‫همه قوانینِ خونه رو ببوسی بذاری کنار. آخه این دختره تو اتاق تو چیکار می‌کنه؟

00:14:08.090 --> 00:14:13.789
- ‫«زایا» مالِ من نیست... ما با هم نیستیم...
- تو دروغگوی خیلی بدی هستی. بهتره که

00:14:13.790 --> 00:14:16.590
‫پشت سرِ «برینلی» یواشکی آمارِ کسی رو نگیری. نه مامان. اصلاً اینجوری نیست.

00:14:16.970 --> 00:14:20.189
‫«زایا» فقط داره سعی می‌کنه بهم کمک کنه «فلین» رو پیدا کنم. اگه چیزی می‌دونه، باید

00:14:20.190 --> 00:14:20.949
‫به پلیس بگه.

00:14:20.950 --> 00:14:23.030
‫اون... اون هنوز چیزی نمی‌دونه.

00:14:23.490 --> 00:14:30.170
‫امیدوارم به‌زودی بفهمه چون اون، خب... یه حسِ ششمِ قوی داره.

00:14:31.820 --> 00:14:32.820
‫حس ششم؟

00:14:33.500 --> 00:14:35.180
‫منظورت اینه که فالگیره؟

00:14:37.440 --> 00:14:41.520
‫ولی واقعاً، می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی من فقط دارم سعی می‌کنم «فلین» رو پیدا کنم.

00:14:41.900 --> 00:14:44.020
‫و الان، این تنها سرنخی‌یه که دارم.

00:14:48.680 --> 00:14:53.259
‫عزیزم، واقعاً متأسفم. انقدر نگرانِ «فلین» بودم که حتی نفهمیدم

00:14:53.260 --> 00:14:54.260
‫تو تو چه حالی هستی. نه.

00:14:54.760 --> 00:14:56.100
‫منو به لیستِ نگرانی‌هات اضافه نکن.

00:14:56.540 --> 00:14:57.560
‫راستش، حالم خوبه.

00:14:57.840 --> 00:14:58.880
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

00:14:59.280 --> 00:15:02.479
‫ولی به خاطر اینکه یه دختر رو
‫یواشکی آوردی تو اتاقت، هنوز تنبیهی. خب، جهتِ

00:15:02.480 --> 00:15:03.720
‫اطلاع بگم که اون خودش یهو پرید تو.

00:15:03.980 --> 00:15:04.980
‫کمکی بهت نمی‌کنه.

00:15:05.720 --> 00:15:08.800
‫من باید برم. انگار «میچ» یه سرنخِ واقعی پیدا کرده.

00:15:09.040 --> 00:15:09.939
‫هی، منو در جریان بذار.

00:15:09.940 --> 00:15:10.940
‫باشه.

00:15:11.200 --> 00:15:14.420
‫این خانومِ جوون بهتره تا ده دقیقه دیگه از اینجا رفته باشه.

00:15:15.140 --> 00:15:16.620
‫می‌شه بکنیش بیست دقیقه؟

00:15:17.120 --> 00:15:21.640
‫اوم، اون داره از یه جمجمه جادویی استفاده می‌کنه
‫تا قدرتش رو زیاد کنه، ممکنه یه ذره طول بکشه.

00:15:21.680 --> 00:15:22.680
‫واو!

00:15:22.860 --> 00:15:25.940
‫واقعاً دروغگوی افتضاحی هستی. پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه.

00:15:44.470 --> 00:15:50.589
‫اگه «زایا» بهت درباره «ودریک» هشدار داده بود،
‫پس اون چطوری باز تونست «کلید خلأ» رو

00:15:50.590 --> 00:15:54.770
‫به دست بیاره؟ آره پرنسس، چطوری تونست کلید رو بگیره؟

00:15:55.190 --> 00:15:58.950
‫با وجود هشدارهای من، «ودریک» روی اون جمجمه قفل کرده بود.

00:16:00.030 --> 00:16:03.890
‫مردی که تحسینش می‌کردم داشت از دست می‌رفت و غرقِ تاریکی می‌شد.

00:16:04.910 --> 00:16:06.490
‫بدجوری می‌خواستم نجاتش بدم.

00:16:07.550 --> 00:16:12.409
‫واسه همین «کالیبور» رو استخدام کردم
‫تا به مقبره‌های «ایولوئید» دستبرد بزنه و قبل از

00:16:12.410 --> 00:16:13.410
‫«ودریک»، «کلید خلأ» رو برام بیاره.

00:16:13.450 --> 00:16:15.790
‫نصفِ پول رو الان بهت می‌دم، نصفِ دیگه‌ش هم وقتی کلید دستم رسید.

00:16:16.250 --> 00:16:18.550
‫این عتیقه‌ای که دنبالشی مگه چی داره که انقدر مهمه؟

00:16:19.850 --> 00:16:20.870
‫به تو مربوط نیست.

00:16:21.770 --> 00:16:25.270
‫حتماً انقدر مهم هست که جرأت کردی تنهایی بیای دیدنم،

00:16:25.470 --> 00:16:26.650
‫پرنسس.

00:16:28.090 --> 00:16:29.990
‫هیچ‌کس نباید بفهمه امروز ازت چی خواستم.

00:16:30.470 --> 00:16:31.470
‫هیچ‌وخت.

00:16:32.470 --> 00:16:36.030
‫از اینکه بهم اعتمادِ کامل کردی ممنونم.

00:16:36.530 --> 00:16:40.810
‫به‌زودی با جایزه‌ت برمی‌گردم، پرنسس.

00:16:45.910 --> 00:16:50.150
‫روحمم خبر نداشت که «زایا» همه‌چی رو دیده و واسه خودش نقشه‌هایی داره.

00:16:57.530 --> 00:16:59.730
‫«کابین» از جاهای تنگ خوشش نمی‌آد.

00:17:00.790 --> 00:17:02.550
‫تو این تونل اصلاً هوا واسه نفس کشیدن نیست.

00:17:02.850 --> 00:17:04.530
‫هی، کلی هوا هست.

00:17:05.230 --> 00:17:08.050
‫ما اینجا هستیم، لازم نیست هول بشیم.

00:17:13.069 --> 00:17:15.930
‫من با «کوین» موافقم. آره، تونل‌های کوتوله‌ها بدترین جای دنیان.

00:17:16.290 --> 00:17:18.690
‫تونل‌های کوتوله‌ها بهترینن.

00:17:19.170 --> 00:17:22.769
‫کوتوله‌ها استادِ تونل‌سازی هستن. چی باعث شده فکر کنی کوتوله‌های اینجا

00:17:22.770 --> 00:17:23.770
‫شبیه اونایی هستن که تو کتابا خوندی؟

00:17:23.990 --> 00:17:27.750
‫شاید اصلاً افسانه‌های مربوط به کوتوله‌ها از همین‌جا اومده باشه.

00:17:28.390 --> 00:17:31.810
‫یه جور تداخلِ قدیمی بین دنیای ما و اونا.

00:17:32.510 --> 00:17:34.110
‫خب معلومه دیگه. اصلاً ولش کن.

00:17:34.850 --> 00:17:38.370
‫پس می‌دونیم که «اولگ» کوتوله بود. اینم می‌دونیم که یه تاج داشت.

00:17:40.090 --> 00:17:41.090
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

00:17:41.310 --> 00:17:44.700
‫خب... شاه اولگ دو تا پسر داشت، در واقع دوقلو بودن.

00:17:45.380 --> 00:17:49.259
‫اما ملکه موقع زایمان مُرد و هر دو تا بچه هم‌زمان از شکمش بیرون آورده شدن.

00:17:49.260 --> 00:17:51.580
‫واسه همین هر دو تاشون حق پادشاهی داشتن.

00:17:51.940 --> 00:17:54.020
‫و هر کدومشون هم به خاطر همین موضوع از اون یکی متنفر بود.

00:17:54.300 --> 00:17:58.500
‫واسه همین وقتی اولگ پیر شد، تصمیم گرفت
‫بذاره سرنوشت حاکم بعدی رو انتخاب کنه.

00:17:59.260 --> 00:18:02.340
‫هر کدوم از پسرا که زودتر تاج رو پیدا می‌کرد، پادشاه می‌شد.

00:18:02.960 --> 00:18:05.140
‫پس هر دو تا دوقلو برای پیدا کردنش راهی سفر شدن.

00:18:06.100 --> 00:18:07.100
‫هیچ‌کدوم برنگشتن.

00:18:07.120 --> 00:18:09.420
‫و تاجِ اولگ دیگه هیچ‌وقت دیده نشد.

00:18:10.210 --> 00:18:13.230
‫تا امروز، اگه شانس بیاریم، شایدم نه.

00:18:15.070 --> 00:18:16.070
‫رسیدیم به ته جاده.

00:18:17.610 --> 00:18:19.670
‫این نقشه‌ت به درد لای جرز دیوار می‌خوره، فلین.

00:18:20.790 --> 00:18:21.790
‫البته.

00:18:21.870 --> 00:18:23.330
‫حالا دیگه می‌خوای اعتبارش رو بدی به من.

00:18:23.570 --> 00:18:25.790
‫اونم وقتی که رسماً خوردیم به بن‌بست.

00:18:26.410 --> 00:18:28.790
‫تقصیر من نیست که یه نقشه داغون بهم دادی.

00:18:29.370 --> 00:18:30.370
‫یه لحظه صبر کن.

00:18:31.370 --> 00:18:32.730
‫می‌شه اون رو یه ثانیه بهم قرض بدی؟

00:18:48.240 --> 00:18:49.240
‫ممنون، کالوین.

00:18:51.420 --> 00:18:52.520
‫یه کنده کاریِ کوتوله‌ایه.

00:18:53.140 --> 00:18:54.240
‫حتماً یه معنایی داره.

00:18:57.240 --> 00:18:59.260
‫اگه راهی برای رد شدن باشه، از همین دیواره.

00:19:04.440 --> 00:19:05.440
‫نگاه کنید!

00:19:05.820 --> 00:19:07.100
‫یکی دیگه هم این طرف هست!

00:19:26.190 --> 00:19:27.730
‫دو تا کوتوله. برادرهای دوقلو.

00:19:28.050 --> 00:19:29.490
‫دو تا پسرهای شاه اولگ.

00:19:30.270 --> 00:19:31.290
‫ایول، تحت تأثیر قرار گرفتم، نه؟

00:19:31.630 --> 00:19:32.890
‫حالا چی فکر می‌کنی، کالیبور؟

00:19:33.170 --> 00:19:34.910
‫هنوزم فکر می‌کنم بن‌بسته.

00:19:36.290 --> 00:19:39.350
‫آخه کی میاد بن‌بست بسازه و این همه بار و بندیل هم اینجا بذاره؟

00:19:41.430 --> 00:19:42.430
‫بده من ببینم اونو.

00:19:45.390 --> 00:19:46.390
‫نبردِ مغزها.

00:19:47.590 --> 00:19:48.610
‫فکر می‌کنی کی برنده می‌شه؟

00:19:49.530 --> 00:19:50.810
‫فکر کنم همه‌مون قراره بمیریم.

00:19:52.990 --> 00:19:53.990
‫بفرما، شروع شد.

00:19:54.800 --> 00:19:55.800
‫دستت رو از روی اون دکمه بردار.

00:19:56.480 --> 00:19:58.340
‫بوم. مثل باد شکوفا شو.

00:19:58.860 --> 00:19:59.860
‫نه، کلینت!

00:20:03.220 --> 00:20:08.600
‫هیچ‌وقت، ابداً نباید به ریشِ یه کوتوله دست بزنی. دست زدم دیگه. شرمنده. حالت خوبه؟

00:20:09.640 --> 00:20:11.500
‫اون پاش داغون شده. هر دو تاش خرد و خاکشیر شدن.

00:20:11.940 --> 00:20:12.940
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

00:20:14.540 --> 00:20:15.540
‫حالم خوبه.

00:20:16.540 --> 00:20:20.920
‫- آرورا، من «مارو» دارم. می‌تونی شفا بدیش. - آره.
‫- اون‌وقت مدیونش می‌شم که نجاتم داده.

00:20:21.300 --> 00:20:22.300
‫نه، مرسی.

00:20:23.350 --> 00:20:25.710
‫چی، یعنی می‌خوای همین‌جا ولو شی و کمکش رو قبول نکنی؟

00:20:25.930 --> 00:20:27.090
‫تعجبی نداره.

00:20:27.430 --> 00:20:28.530
‫یه احمقِ کله‌شقه.

00:20:28.850 --> 00:20:29.850
‫خوبم.

00:20:30.730 --> 00:20:34.369
‫نیاز به کمکش ندارم. این دیوونه‌بازیه.
‫اون موقع که فرستادیش بره «کلید خلأ» رو بیاره،

00:20:34.370 --> 00:20:35.370
‫بین شما دو تا چی شد؟

00:20:36.410 --> 00:20:38.470
‫خب تابلوعه که موفق شدم.

00:20:39.410 --> 00:20:40.570
‫توی گند زدن به همه‌چی موفق شدی.

00:20:41.790 --> 00:20:45.170
‫هنوز راهی برای رفتن به اون یکی دنیا پیدا کردی؟

00:20:46.170 --> 00:20:47.490
‫هنوز دارم می‌گردم.

00:20:48.610 --> 00:20:51.430
‫حتی اگه همچین راهی وجود داشته باشه، ازت خواهش می‌کنم.

00:20:51.640 --> 00:20:52.720
‫بازم می‌گم، تجدید نظر کن.

00:20:53.820 --> 00:20:54.860
‫با خواهرت حرف بزن.

00:20:55.560 --> 00:20:57.620
‫اوه، من قبلاً با «زایا» حرف زدم.

00:20:58.380 --> 00:21:00.360
‫راضی شده که بخشی از نقشه من باشه.

00:21:02.220 --> 00:21:03.220
‫چه نقشه‌ای؟

00:21:03.340 --> 00:21:05.480
‫«زایا» همراهِ «گوران» به اون یکی دنیا می‌ره.

00:21:05.940 --> 00:21:08.480
‫با قدرتی که داره، اون رو به سمت جمجمه هدایت می‌کنه.

00:21:09.540 --> 00:21:11.260
‫و «زایا» با این موافقت کرده؟

00:21:12.180 --> 00:21:13.620
‫عصبی به نظر می‌رسی، آرورا.

00:21:14.140 --> 00:21:15.740
‫چیزی شده؟ نه.

00:21:16.280 --> 00:21:21.510
‫نه، من باید برگردم سرِ درس و مشقم تا یه
‫راهی برات پیدا کنم. دیگه نیازی نیست. واسه اون کار.

00:21:33.230 --> 00:21:36.230
‫تو چطور... هیچ‌وقت به یه دزد اعتماد نکن.

00:21:38.310 --> 00:21:40.790
‫آره، رفیقت کالیبور «کلید خلأ» رو به من فروخت.

00:21:41.350 --> 00:21:44.930
‫هرچند ده برابرِ اون چیزی که تو بهش می‌دادی براش آب خورد. باید حرفم رو باور کنی،

00:21:44.970 --> 00:21:48.410
‫ودریک. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم. فقط می‌خواستم نجات...

00:21:50.990 --> 00:21:51.990
‫دروغ بسه.

00:21:53.550 --> 00:21:54.590
‫تو بهم خیانت کردی.

00:21:55.530 --> 00:21:56.950
‫و این چیزیه که نمی‌تونم تحمل کنم.

00:22:00.870 --> 00:22:05.569
‫نگهبان‌ها! ببرینش به «داکتو». ودریک، اگه به این راه ادامه بدی،

00:22:05.570 --> 00:22:06.570
‫نابود می‌شی.

00:22:06.770 --> 00:22:07.770
‫از «زایا» بپرس.

00:22:07.890 --> 00:22:08.890
‫ببرینش تو.

00:22:09.250 --> 00:22:10.370
‫دستت رو از رو من بردار!

00:22:11.630 --> 00:22:12.630
‫ودریک، نه.

00:22:12.750 --> 00:22:13.830
‫بهم دست نزن!

00:22:20.270 --> 00:22:22.050
‫اگه خنجر داشتم، باهاش بهت خنجر می‌زدم.

00:22:22.250 --> 00:22:23.250
‫نامردیه داداش.

00:22:23.270 --> 00:22:24.510
‫توقع داری اونجوری لوش بدم؟

00:22:24.850 --> 00:22:25.850
‫اوه، بی‌خیال بابا.

00:22:26.130 --> 00:22:30.689
‫اون یه دختر لوس و پولدار از خاندان سلطنتی «ایشی» بود
‫که داشت به شوهرِ «ایشی»ـش دروغ می‌گفت.

00:22:30.690 --> 00:22:33.390
‫من از کجا باید می‌دونستم که اون خوبه و پسره بد؟

00:22:33.830 --> 00:22:37.830
‫انگار تنها تصمیمی که باید می‌گرفتی بین طلا و طلای بیشتر بود.

00:22:39.830 --> 00:22:41.110
‫تصمیمِ راحتیه.

00:22:41.590 --> 00:22:43.790
‫با توجه به موقعیت، منطقیه.

00:22:45.030 --> 00:22:46.770
‫یه دزدِ حرفه‌ای معلومه که دنبالِ پول می‌ره.

00:22:47.870 --> 00:22:50.570
‫جدی جدی الان طرفِ کالیبورین؟ اون قشنگ به آرورا خیانت کرد.

00:22:50.850 --> 00:22:53.350
‫دمت گرم، «اوکلی». آره، من کاملاً طرفِ آرورا هستم.

00:22:56.490 --> 00:22:59.750
‫کوین طرفِ هیچ‌کس نیست. این داستان خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ست.

00:23:00.270 --> 00:23:04.350
‫پس برات ساده‌ش می‌کنم. من به این
‫مارِ هفت‌خط اعتماد کردم و اون بهم خیانت کرد.

00:23:04.830 --> 00:23:06.330
‫کل چیزی که باید بدونید همینه.

00:23:06.570 --> 00:23:10.750
‫اگه بهم اعتماد داشتی، بهم می‌گفتی که قضیه چقدر جدیه.

00:23:11.350 --> 00:23:16.839
‫اگه می‌دونستم واقعاً داری چیکار می‌کنی،
‫هیچ‌وقت کلید رو به فردریک نمی‌فروختم.

00:23:16.840 --> 00:23:21.399
‫الان اینو می‌گی، ولی همه‌مون می‌دونیم تنها چیزی که برات اهمیت داره

00:23:21.400 --> 00:23:22.400
‫پول درآوردنه.

00:23:25.020 --> 00:23:26.040
‫اینجوریاست؟

00:23:27.920 --> 00:23:31.320
‫خب، «سایر» حاضر بود حقیقت رو بهم بگه، و آره.

00:23:32.320 --> 00:23:33.520
‫این همه‌چی رو عوض کرد.

00:23:34.620 --> 00:23:36.000
‫تو کار وحشتناکی کردی.

00:23:37.120 --> 00:23:38.200
‫بیشتر از یه بار.

00:23:39.180 --> 00:23:42.600
‫ولی شاید بتونی دقیق‌تر بگی، خانومِ جوون.

00:23:42.960 --> 00:23:44.640
‫اون پول به دردت نمی‌خوره.

00:23:45.560 --> 00:23:46.560
‫دنبالِ چی هستی؟

00:23:47.640 --> 00:23:51.740
‫با کی هستی؟ دادنِ اون پول به دهکده‌ت جلوی سوختنش رو نمی‌گیره.

00:23:52.000 --> 00:23:53.580
‫تو از کجا می‌دونی؟ وقت زیادی نداریم.

00:23:54.320 --> 00:23:55.600
‫و باید نقشه بکشیم.

00:24:02.320 --> 00:24:06.000
‫صبر کن، یعنی «زایا» بهت گفت که دهکده‌ت قراره بسوزه؟

00:24:07.320 --> 00:24:10.600
‫خب، اون بهم نگفت چطوری جلوش رو بگیرم. و یه طومارِ کوچیک بهش داد.

00:24:11.260 --> 00:24:12.560
‫بی‌خیال بچه‌ها، این با عقل جور درمی‌آد.

00:24:13.500 --> 00:24:14.540
‫داره راست می‌گه.

00:24:15.160 --> 00:24:16.880
‫یا فقط بخشی از حقیقت رو می‌گه؟

00:24:20.100 --> 00:24:21.460
‫تو اون طومار چی نوشته بود؟

00:24:22.040 --> 00:24:28.500
‫برو به «الدریچ کیپ»، روز سومِ ماهِ نیمه تابستون، و «کلید خلأ» رو بردار.

00:24:31.320 --> 00:24:34.420
‫فقط اینکه یه جزئیات کوچیک رو از قلم انداختم.

00:24:35.120 --> 00:24:39.280
‫اینکه «ودریک» قراره اونجا باشه و یه ارتش از نیروهای مقاومت رو قتل‌عام کنه.

00:24:40.000 --> 00:24:43.900
‫و البته، اون هیچی درباره...

00:24:44.590 --> 00:24:45.630
‫شما سه نفر نگفته بود.

00:24:47.010 --> 00:24:48.010
‫نه، نه، نه.

00:24:48.470 --> 00:24:49.470
‫قرارمون این نبود.

00:24:50.710 --> 00:24:51.710
‫«زایا» کجاست؟

00:24:52.610 --> 00:24:53.670
‫جمجمه رو بهت داد؟

00:24:54.710 --> 00:24:56.490
‫- چی؟
- ووید رو بده من بچه.

00:24:58.410 --> 00:24:59.410
‫جنگ رو باختیم.

00:25:00.850 --> 00:25:01.850
‫عقب‌نشینی بود.

00:25:04.330 --> 00:25:05.330
‫اون زمین‌گیر شده.

00:25:12.370 --> 00:25:14.610
‫«زایا» انگار همیشه بخش‌های بد ماجرا رو نمی‌گه.

00:25:15.990 --> 00:25:18.030
‫ولی همین ثابت می‌کنه که اون همه‌چی رو حساب‌کتاب کرده.

00:25:18.870 --> 00:25:22.050
‫قرار بود «کالیبور» قبل از اینکه دستِ «ودرا» به «کلید خلأ» برسه، اون رو بدزده.

00:25:22.350 --> 00:25:26.749
‫توقع نداری که باور کنیم «کالیبور» قهرمانِ این داستونه. مخصوصاً وقتی

00:25:26.750 --> 00:25:29.030
‫تو این‌همه تلاش کردی که از من یه آدم‌بده بسازی.

00:25:31.070 --> 00:25:32.470
‫بازیت چیه؟

00:25:33.210 --> 00:25:35.110
‫تو عمراً از «زایا» دستور نمی‌گرفتی.

00:25:35.630 --> 00:25:38.090
‫پس واقعاً واسه چی تو «الدرد کیپ» بودی؟

00:25:38.690 --> 00:25:39.690
‫واسه پول.

00:25:42.000 --> 00:25:43.000
‫مهم نیست.

00:25:44.270 --> 00:25:45.270
‫حرفی نداری بزنی، نه؟

00:25:45.710 --> 00:25:46.730
‫خودت گفتی.

00:25:47.650 --> 00:25:49.070
‫پشیمون نیستی.

00:25:49.290 --> 00:25:50.290
‫پشیمونی؟

00:25:55.710 --> 00:25:56.710
‫خیله‌خب.

00:25:58.070 --> 00:26:00.130
‫می‌خوای بدونی چرا به حرف «سایر» گوش دادم؟

00:26:05.870 --> 00:26:09.429
‫چون اون قسم خورد که اگه هر کاری ازم می‌خواد رو انجام بدم، اینجوری

00:26:09.430 --> 00:26:12.870
‫نجات پیدا می‌کنه... نجات پیدا می‌کنی...

00:26:17.780 --> 00:26:18.900
‫تو. آرورا.

00:26:20.180 --> 00:26:21.200
‫و اون هم همین‌طور.

00:26:22.320 --> 00:26:23.540
‫که همین‌طور هم شد.

00:26:24.180 --> 00:26:27.580
‫حالا هم که می‌بینی، من هنوز تو این مخمصه گیر افتادم.

00:26:28.820 --> 00:26:32.660
‫دارم سعی می‌کنم لیستِ بلندبالای اشتباهاتم رو جبران کنم.

00:26:34.860 --> 00:26:37.100
‫و تا اینجا هم خیلی به دردم خورده.

00:26:42.000 --> 00:26:45.000
‫اوه، متوجه‌ام.

00:26:48.550 --> 00:26:50.630
‫یجورایی سخته که الان طرفِ «کالیبور» نباشم.

00:26:50.654 --> 00:26:58.654
آوا‌مــووی

00:26:58.870 --> 00:27:01.470
‫بسیار خب، حالا این قراره چطوری کار کنه؟

00:27:02.490 --> 00:27:04.550
‫اول اینو نگه دار.

00:27:05.910 --> 00:27:08.390
‫مطمئن نیستم وقتی به این دختر دست بزنم چی می‌شه.

00:27:08.810 --> 00:27:12.210
‫من نرمال نیستم، حتی بینِ آدم‌های خودم.

00:27:13.090 --> 00:27:16.890
‫«مارو» توی کل بدنم جریان داره و ممکنه این دختر اون «مارو» رو بخواد.

00:27:18.320 --> 00:27:20.140
‫اوکی، من اصلاً نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

00:27:20.480 --> 00:27:24.120
‫جمجمه خبیثه. ممکنه بخواد از من استفاده کنه، واسه همین این گرز رو آوردم.

00:27:24.940 --> 00:27:27.180
‫ولی من که قرار نیست با چماق بزنمت.

00:27:27.600 --> 00:27:28.600
‫قبوله.

00:27:28.800 --> 00:27:32.280
‫فقط قصدم این بود که بزنم رو جمجمه‌ای که تو دستمه.

00:27:32.560 --> 00:27:33.560
‫آهان.

00:27:36.860 --> 00:27:37.860
‫آماده‌ای؟

00:27:38.400 --> 00:27:39.400
‫اصلاً.

00:27:54.220 --> 00:27:55.220
‫شوخی می‌کنی؟

00:28:00.160 --> 00:28:01.160
‫هی.

00:28:01.480 --> 00:28:02.480
‫سلام.

00:28:02.720 --> 00:28:03.720
‫خوبه که برگشتی.

00:28:04.980 --> 00:28:07.580
‫خب، پیام‌هات جوری بود که انگار اصلاً نمی‌تونه منتظر بمونه. آره.

00:28:08.220 --> 00:28:09.540
‫نشون دادنش راحت‌تره.

00:28:11.360 --> 00:28:12.360
‫می‌خوای بیای تو؟

00:28:13.860 --> 00:28:15.400
‫می‌خوای بیای دنبال‌مون؟ نه.

00:28:18.670 --> 00:28:20.730
‫چطوری؟ دارم می‌گذرونم. «دریل» چطوره؟

00:28:20.930 --> 00:28:23.749
‫«دریل» خوبه. یه کم شوکه شده،
‫ولی همه‌مون داریم سعی می‌کنیم خودمون رو

00:28:23.750 --> 00:28:24.469
‫سرِ پا نگه داریم، مگه نه؟

00:28:24.470 --> 00:28:26.290
‫آره. سعی می‌کنیم دیوونه نشیم.

00:28:27.970 --> 00:28:29.010
‫اوه، سلام.

00:28:29.530 --> 00:28:31.370
‫واو، چقدر زیادن! نه؟

00:28:33.230 --> 00:28:37.390
‫کل تیمِ فروشم دارن زنگ می‌زنن. هر کسی که فکرش رو بکنی دنبالِ...

00:28:37.610 --> 00:28:40.550
‫مسئول آی‌تیِ من به شبکه‌ی دوربین‌های زنگِ درِ محله نفوذ کرده.

00:28:40.770 --> 00:28:44.889
‫داریم دوربین‌های امنیتی رو چک می‌کنیم.
‫همه‌ی دوربین‌ها رو. داریم از نرم‌افزارِ

00:28:44.890 --> 00:28:46.130
‫تشخیص چهره استفاده می‌کنیم تا فیل‌م‌ها رو اسکن کنیم.

00:28:46.550 --> 00:28:47.550
‫این کار قانونیه؟

00:28:49.149 --> 00:28:51.150
‫آره، شاید، یه جورایی.

00:28:51.690 --> 00:28:53.810
‫یعنی اصلاً فرقی هم می‌کنه؟

00:28:54.050 --> 00:28:55.050
‫بازم می‌پرسم.

00:28:56.290 --> 00:28:57.850
‫زنت با این قضایا چطور کنار می‌آد؟

00:28:58.690 --> 00:28:59.690
‫«جنی»؟

00:29:00.410 --> 00:29:07.329
‫خب، راستش، آره، ما... یه مدتی هست که از هم جدا شدیم، ولی خب

00:29:07.330 --> 00:29:08.850
‫الان دیگه رسماً طلاق گرفتیم.

00:29:09.350 --> 00:29:13.310
‫واسه همین، اون الان با دوست‌پسرِ جدیدش
‫تو مراکش داره خوش‌گذرونی می‌کنه.

00:29:14.710 --> 00:29:17.070
‫روحش هم از قضیه‌ی «کاش» خبر نداره. واسه همین، آره، فقط...

00:29:18.250 --> 00:29:19.530
‫من اینجا تنها موندم.

00:29:23.010 --> 00:29:28.110
‫فکر کنم دل کندن از یه سری چیزها برام سخته.

00:29:29.730 --> 00:29:33.470
‫ببخشید، اینا به من ربطی نداره. حالت خوبه «میچ»؟

00:29:35.030 --> 00:29:36.090
‫آره، خوبم.

00:29:36.330 --> 00:29:37.330
‫خوبم.

00:29:40.930 --> 00:29:42.390
‫یه کم روبراه نیستم، نه؟

00:29:43.330 --> 00:29:45.610
‫مطمئنم بوی گند می‌دم و...

00:29:46.440 --> 00:29:49.500
‫فقط دارم چرت‌وپرت می‌گم چون این‌همه ردبول خوردم و نخوابیدم و این حرفا.

00:29:49.520 --> 00:29:51.060
‫می‌دونی چیه؟ نه، خوب نیستم.

00:29:51.960 --> 00:29:53.000
‫باید یه دوش بگیرم.

00:29:53.600 --> 00:29:55.160
‫مگه نه؟ شاید بعداً.

00:29:55.620 --> 00:29:58.060
‫خب، حداقل داری یه کاری می‌کنی. آره.

00:29:58.260 --> 00:29:59.660
‫حتی اگه... آره.

00:30:01.060 --> 00:30:02.060
‫آره. آره.

00:30:02.600 --> 00:30:03.600
‫خب، سرنخی چیزی پیدا کردی؟

00:30:05.520 --> 00:30:06.520
‫آره. آره.

00:30:08.260 --> 00:30:09.260
‫نظرت چیه؟

00:30:09.640 --> 00:30:13.659
‫یه نفر رو سراغ دارم. یه کاری کردم
‫که همه بدونن به کی باید... باید به

00:30:13.660 --> 00:30:14.880
‫فلین بگم. اون می‌تونه بخشی از...

00:30:15.879 --> 00:30:17.060
‫اوکی. بپر بالا «جیمی».

00:30:23.300 --> 00:30:27.239
‫چیز قطعی‌ای نیست، ولی یه نفر مشکوکه که مدام همه‌جا

00:30:27.240 --> 00:30:28.240
‫دیده می‌شه.

00:30:30.680 --> 00:30:34.060
‫یه ولگردِ شمشیر به دست. اولین باری که پیداش شد دو هفته پیش بود.

00:30:34.520 --> 00:30:38.339
‫این فیلمِ دوربینِ زنگِ درِ یه خونه‌ست که ازش سرقت شده. صاحبش یه

00:30:38.340 --> 00:30:40.200
‫تاریخ‌دان بود. آثار باستانی جمع می‌کرد.

00:30:40.830 --> 00:30:44.369
‫اوکی، کلانتر گفت اون فقط یه دیوونه‌ی رده‌خارجه و هیچ ربطی به

00:30:44.370 --> 00:30:47.310
‫بچه‌های ما نداره. متنِ بازجویی‌هاش همین‌جاست.

00:30:48.810 --> 00:30:52.289
‫یه مشت اراجیف گفته، ولی قطعاً بچه‌هامون رو دیده. همین‌جا

00:30:52.290 --> 00:30:54.170
‫نوشته. اون یه چیزهایی می‌دونه.

00:30:54.390 --> 00:30:56.670
‫یه خبرایی هست.

00:30:56.930 --> 00:30:59.630
‫و معلومه که پلیس قرار نیست هیچ غلطی بکنه.

00:31:00.070 --> 00:31:02.350
‫اوکی، کلانتر هنوز بازداشتش کرده؟

00:31:02.590 --> 00:31:03.590
‫کرده بود.

00:31:03.770 --> 00:31:04.770
‫ولش کردن.

00:31:04.810 --> 00:31:05.810
‫نگاه کن.

00:31:12.430 --> 00:31:13.229
‫واقعاً؟

00:31:13.230 --> 00:31:16.110
‫نمی‌دونم. یعنی اتفاقیه؟ عجیبه، نه؟

00:31:16.310 --> 00:31:17.310
‫این یارو کیه؟

00:31:17.630 --> 00:31:19.470
‫رسماً هیچ سوابقی از این آدم وجود نداره.

00:31:19.950 --> 00:31:22.390
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که اسمش «گوران»ـه.

00:31:23.490 --> 00:31:26.270
‫پلیس فکر می‌کنه بچه‌ها فرار کردن.

00:31:26.670 --> 00:31:29.330
‫اونا قرار نیست این معما رو حل کنن، «شونا».

00:31:29.850 --> 00:31:30.850
‫همه چی دستِ خودمونه.

00:31:33.570 --> 00:31:34.570
‫باشه.

00:31:34.930 --> 00:31:37.310
‫چطوری می‌تونم برای پیدا کردن این «گوران» کمک کنم؟

00:31:37.910 --> 00:31:38.910
‫یه آیپده هست.

00:32:00.300 --> 00:32:01.300
‫یه لحظه صبر کن.

00:32:04.860 --> 00:32:11.459
‫من دنبال محل اقامتِ یک انسان هستم؛ یک مرد،

00:32:11.460 --> 00:32:17.600
‫یک مرد جوان، «دریل» از خاندانِ «گریفین».

00:32:19.280 --> 00:32:25.220
‫شرمنده، ما اطلاعاتِ کسی رو به... اون شمشیره؟

00:32:35.240 --> 00:32:38.080
‫اون هنوز یه آدمِ پست‌فطرته. همه‌تون باید اینو یادتون باشه.

00:32:38.320 --> 00:32:41.440
‫فقط جهت اطلاع بگم، این کار باعث نمی‌شه من مدیونِ تو بشم.

00:32:41.900 --> 00:32:44.060
‫من هیچ‌وقت نخواستم تو مدیونِ من باشی.

00:32:44.460 --> 00:32:45.600
‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه.

00:32:46.600 --> 00:32:48.600
‫اون یکی کارت رو هم هیچ‌وقت نمی‌بخشم.

00:32:48.900 --> 00:32:52.360
‫ما فقط داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر با هم همکاری می‌کنیم.

00:32:53.960 --> 00:32:56.860
‫همکاری برای یه هدفِ بزرگ‌تر... آره جونِ خودت.

00:33:06.600 --> 00:33:08.120
‫شاه اولگ دو تا پسرِ دوقلو داشت.

00:33:10.640 --> 00:33:11.920
‫دقیقاً مثل این دو تا نقاشیِ روی دیوار.

00:33:13.620 --> 00:33:14.620
‫آره.

00:33:15.300 --> 00:33:16.300
‫خودشه.

00:33:17.040 --> 00:33:18.280
‫واسه هر کدومشون یکی هست.

00:33:19.320 --> 00:33:25.040
‫انگار... فقط یه دکمه‌ی مخفی وجود نداره.

00:33:25.880 --> 00:33:26.880
‫دو تاست.

00:33:27.440 --> 00:33:28.440
‫حتماً یادم رفته بوده.

00:33:30.080 --> 00:33:31.080
‫ما روی سیاره‌ی «لایوس» هستیم.

00:33:44.940 --> 00:33:45.940
‫پات چطوره؟

00:33:49.960 --> 00:33:53.060
‫مثل روز اولش شده.

00:33:55.300 --> 00:33:58.400
‫آماده‌ای؟ آره. سه، دو...

00:34:29.100 --> 00:34:30.540
‫خب دیگه داریم شروع می‌کنیم. رفتن؟

00:34:31.120 --> 00:34:32.280
‫اوه، من چراغ‌قوه دارم.

00:34:34.179 --> 00:34:36.820
‫اونا از نور متنفرن.

00:34:38.659 --> 00:34:39.659
‫کسی رو گاز نگرفتن؟

00:34:39.840 --> 00:34:40.759
‫از کجا بفهمیم؟

00:34:40.760 --> 00:34:44.580
‫تنگیِ نفس، ضعفِ دست و پا، و
‫اینکه دهنت مزه‌ی خاکستر می‌ده.

00:34:45.080 --> 00:34:46.080
‫من که نه. اوکیم.

00:34:47.440 --> 00:34:50.500
‫دهنِ من مزه‌ی زیرسیگاریِ ننه بزرگم رو می‌ده.

00:34:53.179 --> 00:34:54.340
‫«کوون» رو یادِ خونه‌شون می‌ندازه.

00:34:55.400 --> 00:34:56.820
‫خب، شانس آوردیم.

00:34:57.120 --> 00:34:58.160
‫درست بغلِ گوش‌مون بودن.

00:34:58.860 --> 00:34:59.860
‫حتماً دارن می‌رن سمتِ مراسم.

00:35:00.380 --> 00:35:01.380
‫چیکار کنیم؟

00:35:02.380 --> 00:35:03.380
‫اون دیگه چیه؟

00:35:03.840 --> 00:35:05.180
‫کیسه‌های تخمِ سوسکِ «روم».

00:35:05.400 --> 00:35:07.440
‫تنها پادزهرِ شناخته شده برای سمِ عنکبوتِ سوزنی.

00:35:10.920 --> 00:35:11.920
‫باید بخوریش.

00:35:12.100 --> 00:35:13.100
‫مجبوری.

00:35:18.640 --> 00:35:19.640
‫به‌به، چه خوشمزه!

00:35:21.120 --> 00:35:22.820
‫اوکی. الان برمی‌گردم.

00:35:23.360 --> 00:35:24.360
‫اینا رو بگیر.

00:35:28.460 --> 00:35:29.460
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:35:29.480 --> 00:35:32.100
‫قورتش بده. من نمی‌تونم قرص قورت
‫بدم. اوکی، پس فقط باهاشون عق بزن.

00:35:32.960 --> 00:35:33.960
‫یه آسپرین بده به من.

00:35:34.220 --> 00:35:35.280
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

00:35:35.800 --> 00:35:37.400
‫باید به حست اعتماد کنی، ولی لفتش نده.

00:35:38.920 --> 00:35:40.520
‫کاش؟ عجله کن.

00:35:42.300 --> 00:35:43.300
‫اوه پسر.

00:35:44.360 --> 00:35:45.360
‫این پروتئینه داداش، بزن بر بدن.

00:35:46.080 --> 00:35:49.280
‫فقط بخورش. بخور، بخور، بخور.

00:35:55.585 --> 00:35:57.585
‫شرمندم.

00:35:58.410 --> 00:35:59.990
‫- اگه من در رو باز نمی‌کردم...
‫- شرمنده؟

00:36:01.230 --> 00:36:02.650
‫تو کسی بودی که راهِ عبور رو پیدا کرد.

00:36:02.910 --> 00:36:03.808
‫حق با اونه.

00:36:03.810 --> 00:36:05.070
‫این تنها راهِ پیش رو بود.

00:36:06.250 --> 00:36:08.910
‫باید اعتراف کنم، تو توی این کارها استعداد داری پسرم.

00:36:09.070 --> 00:36:14.829
‫منظورم اینه که من فقط داشتم راهِ تو رو ادامه می‌دادم،

00:36:14.830 --> 00:36:19.650
‫- پس... اونقدری اوکی هستیم که وسطِ مردن با هم «بزن قدش» کار کنیم یا چی؟
‫- سعی کن تکون نخوری. با هر حرکتی که می‌کنی، سم توی بدنت پخش می‌شه.

00:36:20.880 --> 00:36:25.640
‫اگه شانس بیاریم، این کیسه‌های تخم قبل از
‫اینکه نور تموم بشه و عنکبوت‌ها بخورنت، اثر می‌کنن.

00:36:25.840 --> 00:36:28.980
‫واقعاً خوشحالم که اون «مارو»ی باارزش‌مون رو
‫خرج کردیم تا تو رو به همون آدمِ غیرقابل‌تحملِ همیشگی

00:36:29.040 --> 00:36:33.300
‫تبدیل کنیم. خب، داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر همکاری می‌کنیم دیگه.

00:36:34.120 --> 00:36:35.480
‫فلین، اوکلی، با من بیاین.

00:36:37.360 --> 00:36:38.360
‫داری خشن می‌شی.

00:36:40.520 --> 00:36:42.300
‫صب کنین. برمی‌گردم.

00:36:43.620 --> 00:36:44.620
‫صبر کن!

00:36:48.000 --> 00:36:49.000
‫آدرس همینه.

00:36:49.700 --> 00:36:50.880
‫فقط لطفاً به من صدمه نزن.

00:37:04.160 --> 00:37:08.640
‫ببخشید آقا.

00:37:09.380 --> 00:37:10.380
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:37:11.720 --> 00:37:12.720
‫آقا؟

00:38:13.040 --> 00:38:14.040
‫زایا! وایسا!

00:38:15.440 --> 00:38:17.320
‫چی؟ چی شده؟ همه چی.

00:38:18.200 --> 00:38:21.420
‫همه چی غلطه. همه چی داره بد پیش می‌ره. چی؟ چی دیدی؟

00:38:21.700 --> 00:38:23.540
‫هیچ راهی برای پیروزی وجود نداره، دریل.

00:38:24.440 --> 00:38:25.440
‫ودریک برنده می‌شه.

00:38:26.120 --> 00:38:27.120
‫همیشه همین‌طوره.

00:38:27.680 --> 00:38:28.680
‫پس فلین چی؟

00:38:29.600 --> 00:38:30.700
‫اونم مثل بقیه‌مون.

00:38:31.920 --> 00:38:36.339
‫ودریک از اون جمجمه استفاده می‌کنه تا دنیای تو و من رو نابود کنه،

00:38:36.340 --> 00:38:38.420
‫و هیچ کاری هم از دستت برنمی‌آد
‫که جلوش رو بگیری. ولی جمجمه دستِ ماست.

00:38:38.900 --> 00:38:41.080
‫تو بهم قول دادی که فلین رو نجات می‌دی.

00:38:41.620 --> 00:38:43.860
‫من تمامِ مسیرهای ممکن رو دیدم، و همه‌شون به یه جا ختم می‌شن.

00:38:46.040 --> 00:38:49.160
‫آینده فقط به مرگ و نابودی می‌رسه.

00:38:49.780 --> 00:38:51.060
‫نمی‌تونی همین‌جوری بیخیال بشی.

00:38:54.920 --> 00:38:57.440
‫هیچ‌کس با اطمینان نمی‌دونه که بقیه قراره چیکار کنن.

00:38:58.260 --> 00:38:59.480
‫ما همیشه حق انتخاب داریم.

00:38:59.800 --> 00:39:02.040
‫خب، بعضی وقت‌ها هیچ انتخاب یا راهی برای بردن وجود نداره.

00:39:03.940 --> 00:39:05.240
‫آینده از قبل نوشته شده.

00:39:10.140 --> 00:39:12.380
‫اوکی. می‌گی نمی‌تونیم آینده رو عوض کنیم؟

00:39:12.800 --> 00:39:13.800
‫پس اینو بهم بگو.

00:39:14.760 --> 00:39:17.080
‫من قراره این بیسکویت رو بخورم یا نه؟

00:39:19.160 --> 00:39:20.098
‫فرقی نمی‌کنه.

00:39:20.100 --> 00:39:20.839
‫چرا، فرق می‌کنه.

00:39:20.840 --> 00:39:21.840
‫همین الان.

00:39:22.180 --> 00:39:23.360
‫من این «اوریو» رو می‌خورم؟

00:39:24.810 --> 00:39:25.810
‫آینده رو نگاه کن.

00:39:29.070 --> 00:39:30.070
‫خب؟

00:39:37.130 --> 00:39:39.630
‫نمی‌خوریش. راست گفتی. نمی‌خواستم بخورم.

00:39:40.470 --> 00:39:42.410
‫صد در صد. ولی می‌دونی چیه؟

00:39:43.290 --> 00:39:46.270
‫یه کم... گشنه‌مه.

00:39:53.640 --> 00:39:55.860
‫تو فقط به این خاطر یه تصمیمِ دیگه گرفتی چون من آینده رو بهت گفتم.

00:39:56.180 --> 00:39:57.180
‫دقیقاً.

00:39:57.500 --> 00:39:59.000
‫ما مسیرِ خودمون رو می‌سازیم.

00:40:00.020 --> 00:40:01.900
‫روی اتفاقی که قراره بیفته تمرکز نکن.

00:40:02.240 --> 00:40:04.080
‫روی کاری تمرکز کن که الان از دست‌مون برمی‌آد.

00:40:04.940 --> 00:40:05.940
‫اصلاً غیرممکنه.

00:40:07.120 --> 00:40:08.200
‫شاید واقعاً راهی نباشه.

00:40:09.780 --> 00:40:12.380
‫یا شاید این همون چیزیه که جمجمه می‌خواد تو باورش کنی.

00:40:13.960 --> 00:40:16.820
‫شاید فقط می‌خواد چیزهای بد رو بهت نشون بده تا ما ناامید بشیم.

00:40:23.720 --> 00:40:24.720
‫داره در برابرِ من مقاومت می‌کنه.

00:40:25.620 --> 00:40:32.380
‫یه چیزی رو خوب می‌دونم، اونم اینه که وقتی اوضاع
‫خیط می‌شه، دیدنِ نورِ امید تهِ تونل خیلی سخت می‌شه.

00:40:33.800 --> 00:40:41.680
‫اما دقیقاً همون‌جاست که باید قوی بمونیم، سخت‌تر بجنگیم،
‫ایمان داشته باشیم و هر اتفاقی که افتاد، باز هم تلاش کنیم.

00:40:45.780 --> 00:40:48.180
‫من تصاویرِ خیلی وحشتناکی دیدم، دریل.

00:40:49.660 --> 00:40:52.480
‫پس یه راهی پیدا کن که بتونیم عوضشون کنیم و «رن» رو برگردونیم.

00:40:56.200 --> 00:40:57.200
‫من بهت ایمان دارم، «زایان».

00:41:16.100 --> 00:41:18.000
‫باید بیشتر از این بیسکویت‌ها بگیریم.

00:41:37.770 --> 00:41:38.549
‫آره، باشه.

00:41:38.550 --> 00:41:40.170
‫ما جفت‌مون حریف‌های قدری هستیم.

00:41:49.070 --> 00:41:50.590
‫اینم از اون یکی.

00:41:51.530 --> 00:41:53.230
‫هر دو تا برادر مُردن.

00:42:00.970 --> 00:42:04.430
‫خب، اونجا تاجِ شاه اولگ رو می‌بینم.

00:42:06.190 --> 00:42:07.190
‫تونستیم.

00:42:09.390 --> 00:42:10.690
‫واقعاً از پسش برآمدیم.

00:42:12.190 --> 00:42:14.950
‫خب، حالا فقط باید بفهمیم چطوری بریم اون تو.

00:42:28.210 --> 00:42:29.210
‫نگاه کن.

00:42:30.130 --> 00:42:31.650
‫پسراش زنده تا اینجا رسیده بودن.

00:42:32.910 --> 00:42:34.190
‫خیلی به تاج نزدیکی.

00:42:34.700 --> 00:42:36.360
‫و به نظر می‌آد سرِ همین تاج دخلِ همدیگه رو آوردن.

00:42:38.420 --> 00:42:39.420
‫می‌بینی؟

00:42:39.620 --> 00:42:41.040
‫این تبرها مالِ خودشون نبوده.

00:42:41.700 --> 00:42:43.060
‫شاه اینا رو گذاشته اینجا.

00:42:44.000 --> 00:42:45.520
‫هر کدومشون یه سکوی مخصوص دارن.

00:42:49.220 --> 00:42:52.840
‫یعنی هر کدوم یه تبر برداشتن و... قشنگ مورتال کمبت بازی کردن.
‫(افتادن به جون هم)

00:42:53.300 --> 00:42:54.300
‫ضربه نهایی (فیتالیتی).

00:42:54.520 --> 00:42:57.020
‫این یارو احتمالاً موقع تلاش برای رسیدن به تاج، از خونریزی مُرده.

00:42:58.100 --> 00:42:59.760
‫ولی نتونسته دروازه رو بده بالا.

00:43:01.120 --> 00:43:04.040
‫آخه کدوم پدری با پسراش این کار رو می‌کنه؟

00:43:04.650 --> 00:43:07.670
‫یه پدر از نوعِ پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ها.
‫بیا کمک کن این دروازه رو بدیم بالا.

00:43:09.410 --> 00:43:11.070
‫سه، دو، یک.

00:43:12.610 --> 00:43:17.610
‫نه، این دروازه تکون هم نمی‌خوره.

00:43:23.950 --> 00:43:27.830
‫می‌دونی، تا وقتی پدرم زنده بود،

00:43:29.010 --> 00:43:31.790
‫برادرم «دریل» رو به من ترجیح می‌داد.

00:43:33.740 --> 00:43:35.780
‫بیخیال بابا. مطمئنم این‌طوری نیست.

00:43:35.840 --> 00:43:39.519
‫نه، واقعاً همین‌طور بود. اونا خیلی با هم تفاهم داشتن.

00:43:39.520 --> 00:43:47.920
‫فوتبال، کمپینگ، پیاده‌روی، ماهیگیری. اصلاً بحثی نبود
‫که کدوم‌مون رو برای پادشاهی انتخاب می‌کرد.

00:43:48.000 --> 00:43:52.440
‫ولی قطعاً نمی‌ذاشت که تا سرحدِ مرگ با هم بجنگیم.

00:43:53.300 --> 00:43:55.620
‫بازم می‌گم، اون یه پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ست.

00:43:55.880 --> 00:44:00.860
‫آره، ولی پدر هم هست. شاید «اولگ» نمی‌خواسته پسراش با هم بجنگن.

00:44:01.140 --> 00:44:02.140
‫شاید...

00:44:02.410 --> 00:44:06.589
‫می‌خواسته با هم همکاری کنن، مثل همون
‫موقع که مجبور شدیم دریچه رو با هم فشار بدیم.

00:44:06.590 --> 00:44:10.210
‫ولی نگاه کن ببین چی انتظارشون رو می‌کشیده: یه جفت تبر.

00:44:11.090 --> 00:44:12.710
‫پیامش کاملاً واضحه، نه؟

00:44:14.530 --> 00:44:18.390
‫مگر اینکه... پادشاه به یه دلیل دیگه اینا رو گذاشته باشه اینجا.

00:44:18.690 --> 00:44:20.390
‫خب، من تقریباً مطمئنم می‌دونم اینا واسه چیه.

00:44:23.850 --> 00:44:28.890
‫چقدر سوراخ سوراخه.

00:44:29.530 --> 00:44:30.930
‫شاید سوراخِ کلید باشن.

00:44:31.340 --> 00:44:33.800
‫و ما بتونیم از این تبرها مثل دندون‌های غول‌پیکر استفاده کنیم.

00:44:50.140 --> 00:44:53.939
‫ببینید، جفت‌تون دارید وقت تلف می‌کنید. می‌دونم باورش سخته، ولی بعضی وقت‌ها قوی‌ها می‌برن

00:44:53.940 --> 00:44:57.639
‫و ضعیف‌ها می‌بازن. دنیا کلاً همین‌جوری می‌چرخه.

00:44:57.640 --> 00:44:58.880
‫اونا دوقلو بودن، قدرت‌شون برابر بوده.

00:44:59.590 --> 00:45:01.090
‫واسه همینم جفت‌شون مُردن.

00:45:01.990 --> 00:45:03.350
‫چرا حتماً باید یک نفر انتخاب می‌شد؟

00:45:04.050 --> 00:45:06.290
‫چرا نمی‌تونستن با هم حکومت کنن؟

00:45:06.510 --> 00:45:08.550
‫چون فقط یه تاج وجود داره، واسه همین.

00:45:08.830 --> 00:45:15.809
‫آره، ولی اگه این‌طوره پس باید فقط یه تبر می‌بود، و... اگه این دو تا

00:45:15.810 --> 00:45:17.430
‫تبر با هم جفت بشن و یه کلید رو بسازن چی؟

00:45:17.990 --> 00:45:20.850
‫آره، می‌دونستم یه جای این طراحی ایراد داره.

00:45:21.630 --> 00:45:22.630
‫ردیفش کردی؟

00:45:25.810 --> 00:45:26.850
‫از اون طرف.

00:45:27.690 --> 00:45:28.690
‫کلید همینه.

00:45:29.260 --> 00:45:30.260
‫ممنون.

00:46:00.420 --> 00:46:01.420
‫یالا.

00:46:01.520 --> 00:46:03.720
‫بگو دیگه. هر چی دلت می‌خواد بگو.

00:46:04.460 --> 00:46:05.940
‫بگو. زود باش، بگو.

00:46:06.240 --> 00:46:09.980
‫هرچند گفتنش برام سخته، ولی ایول به «فلین»، گل کاشتی.

00:46:13.320 --> 00:46:15.080
‫امروز باعث شدی استادت بهت افتخار کنه.

00:46:16.540 --> 00:46:18.860
‫خب، پیشِ یه حرفه‌ای یاد گرفتم دیگه.

00:46:20.440 --> 00:46:21.540
‫ولی هنوز ناشی هستی.

00:46:23.380 --> 00:46:25.760
‫و یه تله‌ی دیگه هم هست که باید باهاش روبرو بشیم.

00:46:28.620 --> 00:46:29.620
‫آماده‌ای؟

00:46:34.180 --> 00:46:35.800
‫اگه اتفاقی افتاد نگران نباش.

00:46:36.360 --> 00:46:37.360
‫من همین‌جام.

00:46:53.420 --> 00:46:54.420
‫دریل؟

00:46:56.720 --> 00:46:57.720
دریل؟

00:46:58.460 --> 00:46:59.460
‫حالت خوبه؟

00:47:19.720 --> 00:47:23.440
‫باهام حرف بزن. خوبی؟

00:47:24.460 --> 00:47:25.460
‫بیا بریم.

00:47:26.160 --> 00:47:28.400
‫من تشنه‌ی «مارو» هستم.

00:47:29.340 --> 00:47:30.840
‫سعی کن از بدنم بکشیش بیرون.

00:47:31.080 --> 00:47:31.898
‫چی دیدی؟

00:47:31.900 --> 00:47:35.240
‫دیدمش. همون لحظه‌ی بیسکویتی رو.

00:47:37.020 --> 00:47:38.120
‫فقط یه راه وجود داره.

00:47:38.400 --> 00:47:39.400
‫برای تغییر دادنِ آینده؟

00:47:39.580 --> 00:47:43.340
‫چطوری؟ باید برای برادرت یه پیغام بفرستیم.

00:47:46.020 --> 00:47:47.120
‫چیه؟

00:47:47.840 --> 00:47:49.100
‫اسمِ اون زنه چیه...

00:47:53.190 --> 00:47:54.190
‫آخرین تله.

00:47:56.230 --> 00:47:57.230
‫آره.

00:47:57.530 --> 00:48:00.370
‫دارم یه سری خلاقیت‌های هوشمندانه‌ی کوتوله‌ها رو می‌بینم.

00:48:02.010 --> 00:48:03.570
‫یه نقشه دارم. «اوکلی»، کیف‌ت رو بده.

00:48:04.570 --> 00:48:08.070
‫- نه، واسه چی باید کیفم رو بدم به تو؟
‫- وقت زیادی نداریم. - زود باش، فقط بدش به من. باشه.

00:48:10.690 --> 00:48:11.690
‫آره.

00:48:12.230 --> 00:48:13.230
‫این عالیه.

00:48:14.990 --> 00:48:16.150
‫شبیه «ایندیانا جونز» شدی.

00:48:16.730 --> 00:48:18.230
‫این حرکت واسه «ایندیانا جونز» که جواب نداد.

00:48:28.070 --> 00:48:29.070
‫نه! چی؟

00:48:29.270 --> 00:48:30.270
‫نه.

00:48:35.090 --> 00:48:36.090
‫بدش من!

00:48:38.930 --> 00:48:42.190
‫وایسا، داری چیکار می‌کنی؟ آخرین درس، «فلین».

00:48:43.930 --> 00:48:47.590
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن.

00:48:51.650 --> 00:48:53.210
‫بهم نشون بده چطوری باید از راهِ سخت یادش بگیرم.

00:48:56.330 --> 00:48:57.490
‫نمی‌فهمم.

00:49:02.890 --> 00:49:03.890
‫چی؟

00:49:04.830 --> 00:49:06.650
‫اونجا رو نگاه کن.

00:49:07.170 --> 00:49:08.510
‫دو تا تاج!

00:49:09.030 --> 00:49:10.090
‫بازم حق با تو بود «فلین».

00:49:10.350 --> 00:49:12.590
‫انگار پادشاه واقعاً به کارِ تیمی اعتقاد داشته.

00:49:12.910 --> 00:49:14.890
‫من؟ من تکی کار می‌کنم.

00:49:16.250 --> 00:49:17.630
‫بدرود، مردِ خوب.

00:49:20.370 --> 00:49:22.590
‫نه. نمی‌خوام بشنوم.

00:49:23.090 --> 00:49:24.090
‫یک کلمه هم حرف نزن!

00:49:32.000 --> 00:49:34.000
‫نمی‌فهمم!

00:49:38.300 --> 00:49:40.460
‫فهمیدم. خب، باید بریم.

00:49:40.740 --> 00:49:42.780
‫همین الان. بریم؟ ولی پس تکلیفِ... نه، نه، نه.

00:49:43.020 --> 00:49:44.900
‫اون می‌دونه ما اینجاییم. داره می‌آد.

00:49:45.400 --> 00:49:47.660
‫کی؟ کی می‌دونه؟ کی داره می‌آد؟

00:49:49.340 --> 00:49:50.340
‫«گوران».

00:49:50.364 --> 00:49:52.364
✦ Luminox ترجمه از ✦

00:49:52.388 --> 00:50:02.388
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:50:03.780 --> 00:50:04.840
‫هی، بچه‌ها می‌دونید چیه؟

00:50:05.980 --> 00:50:06.980
‫دهنم.

00:50:08.160 --> 00:50:09.480
‫دوباره حسش می‌کنم، انگار برگشته به حالت عادی.

00:50:10.980 --> 00:50:11.980
‫مالِ منم همین‌طور.

00:50:12.420 --> 00:50:13.420
‫واسه تو هم پیش می‌آد.

00:50:14.640 --> 00:50:15.640
‫غم‌انگیزه.

00:50:16.620 --> 00:50:18.660
‫فکر کنم یعنی دیگه خطری نداره و می‌تونیم حرکت کنیم.

00:50:20.920 --> 00:50:22.160
‫دقیقاً، ایول.