﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:17.024 --> 00:00:24.024
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:29.621 --> 00:00:32.781
‫میلان ۲۹ دسامبر ۱۹۸۵

00:00:40.501 --> 00:00:44.821
‫سیستم قضایی این کشور به‌شدت و عمیقاً بیماره

00:00:44.901 --> 00:00:47.741
‫و ما خواستار تغییر هستیم!

00:00:48.101 --> 00:00:50.381
‫ما می‌خوایم عدالت عادلانه باشه!

00:00:53.021 --> 00:00:55.661
‫عدالت باید عادلانه باشه!

00:00:55.741 --> 00:00:58.141
‫شایسته‌ی کشوری که تحت حاکمیت قانونه!

00:00:58.221 --> 00:01:00.941
‫مناسب برای یک کشور متمدن و دموکراتیک!

00:01:03.381 --> 00:01:06.581
‫عدالت باید عادلانه باشه!

00:01:11.021 --> 00:01:12.781
‫انزو سر حرفش موند،

00:01:12.861 --> 00:01:15.301
‫فرار نکرد،

00:01:15.381 --> 00:01:19.141
‫قول داد که خودش رو تسلیم
‫می‌کنه و همین کار رو هم کرد.

00:01:19.221 --> 00:01:21.381
‫اون تا مغز استخوان یک مبارز رادیکاله،

00:01:21.461 --> 00:01:24.501
‫اون فرصت این رو داشت که به خارج فرار کنه

00:01:24.581 --> 00:01:27.861
‫بعد از اون محکومیت ظالمانه‌اش،
‫تا از خودش محافظت کنه،

00:01:28.421 --> 00:01:31.061
‫و هیچ‌کس هم سرزنشش
‫نمی‌کرد اما این کار رو نکرد.

00:01:31.141 --> 00:01:34.981
‫اون اینجا تو میلان منتظر
‫می‌مونه، تحت حبس خانگی،

00:01:35.061 --> 00:01:36.701
‫برای جلسه دادگاه تجدیدنظرش.

00:01:40.901 --> 00:01:44.341
‫انزو! انزو! انزو!

00:01:49.701 --> 00:01:52.021
‫دوستان عزیز، من خلاصه‌اش می‌کنم.

00:01:53.101 --> 00:01:58.061
‫در هفته‌های اخیر، من از
‫پارلمان اروپا استعفا دادم،

00:01:58.861 --> 00:02:01.301
‫و از مصونیتم گذشتم.

00:02:01.381 --> 00:02:06.381
‫این کار رو کردم تا کشوری
‫از آدم‌های جدی بسازم

00:02:06.781 --> 00:02:10.221
‫که همون کاری رو می‌کنن که می‌گن و
‫همون چیزی رو می‌گن که انجام می‌دن.

00:02:11.061 --> 00:02:15.781
‫در عوض، امروز ایتالیا پر از
‫آدم‌های کوریه که ادعای بینایی دارن.

00:02:16.141 --> 00:02:19.141
‫اما اینجا، همون‌طور که مارکو همیشه می‌گه،

00:02:19.701 --> 00:02:22.101
‫اونا نمی‌خواستن ببینن،

00:02:22.181 --> 00:02:26.701
‫اونا می‌ترسیدن که با تایید بی‌گناهی من

00:02:26.781 --> 00:02:30.741
‫اعتبارشون به خطر بیفته

00:02:30.821 --> 00:02:33.821
‫اعتبار اون حمله بزرگشون علیه کامورا.

00:02:33.901 --> 00:02:36.621
‫اونا از این می‌ترسیدن که اشتباه کرده باشن.

00:02:37.421 --> 00:02:40.741
‫مگه یه قاضی نمی‌تونه اشتباه
‫کنه و بعد بهش اعتراف کنه؟

00:02:41.061 --> 00:02:44.941
‫اما من، که تنها جرمم بی‌گناهیه،

00:02:46.021 --> 00:02:47.781
‫نمی‌ترسم.

00:02:47.861 --> 00:02:49.261
‫و اونا رو به چالش می‌کشم،

00:02:50.021 --> 00:02:53.901
‫با تسلیم کردن خودم با میل و اراده

00:02:55.061 --> 00:02:57.061
‫به مقامات دولتی.

00:02:57.141 --> 00:02:59.061
‫قوی بمون، انزو!

00:03:03.981 --> 00:03:07.381
‫انزو! انزو! انزو!

00:03:09.541 --> 00:03:11.301
‫تو بهترینی، انزو!

00:03:12.341 --> 00:03:14.821
‫تو قهرمان مایی، انزو!

00:03:16.421 --> 00:03:18.301
‫- بعداً می‌بینمت؟
‫- آره.

00:03:18.381 --> 00:03:21.101
‫- دستبند لازمه؟
‫- نیازی نیست، جناب.

00:04:15.861 --> 00:04:18.061
«پورتوبلو»
[قسمت ۶]

00:04:20.781 --> 00:04:23.581
‫به نظر می‌رسه حادثه

00:04:23.661 --> 00:04:27.101
‫در نیروگاه چرنوبیل در
‫اوکراین خیلی جدی‌تره.

00:04:27.181 --> 00:04:31.781
‫ما اطلاعات دقیقی از این فاجعه نداریم که
‫می‌تونه تلفات زیادی به همراه داشته باشه.

00:04:31.861 --> 00:04:33.381
‫طبق گزارش تاس، دو نفر کشته شدن.

00:04:33.461 --> 00:04:37.221
‫نگرانی‌ها بابت ابر رادیواکتیو
‫بر فراز شمال اروپا.

00:04:37.861 --> 00:04:42.221
‫وزرای امور خارجه و دفاع اروپای
‫غربی در ونیز دیدار می‌کنن.

00:04:43.341 --> 00:04:47.821
‫خلع سلاح و تروریسم بین‌المللی
‫در مرکز این بحث‌ها قرار دارن.

00:04:48.141 --> 00:04:49.941
‫۲۹ آوریل ۱۹۸۶

00:04:50.021 --> 00:04:52.101
‫موج سرما داره به پایان می‌رسه...

00:04:52.181 --> 00:04:55.981
‫حتی یه کلمه هم درباره
‫دادگاه تجدیدنظر نگفتن.

00:04:57.661 --> 00:05:01.781
‫بیا واقع‌بین باشیم، پرونده
‫تورتورا دیگه خبر مهمی نیست.

00:05:03.661 --> 00:05:07.661
‫در حال حاضر، من چیزی
‫نیستم جز یه شهروند ایتالیایی

00:05:07.741 --> 00:05:11.661
‫که به ۱۰ سال زندان، جریمه ۵۰ میلیون لیری

00:05:12.381 --> 00:05:15.621
‫و محرومیت از مناصب دولتی محکوم شده.

00:05:17.941 --> 00:05:19.901
‫همیشه همون‌جاست.

00:05:21.101 --> 00:05:22.381
‫چی؟

00:05:24.141 --> 00:05:25.781
‫محکومیتم.

00:05:47.061 --> 00:05:48.501
‫مارمو اینجاست.

00:05:57.901 --> 00:06:00.661
‫صبح بخیر. همه‌چی خوبه؟

00:06:01.701 --> 00:06:03.701
‫یکشنبه خوبی داشته باشین. سلام.

00:06:05.101 --> 00:06:07.141
‫پس پرونده تورتورا رو دادن به تو.

00:06:08.501 --> 00:06:10.141
‫پرونده‌ها رو دیدی؟

00:06:10.221 --> 00:06:13.021
‫یه عالمه مدرکه. خوشحالی، نه؟

00:06:13.701 --> 00:06:16.061
‫هنوز وقت نکردم چیزی رو بررسی کنم،

00:06:16.141 --> 00:06:18.181
‫تازه دیروز بهم محول شد.

00:06:18.261 --> 00:06:21.061
‫دارن مجبورمون می‌کنن دادگاه رو تو
‫زمان جام جهانی فوتبال برگزار کنیم.

00:06:21.141 --> 00:06:23.661
‫امیدوارم زودتر تمومش
‫کنی، فقط یه تجدیدنظره.

00:06:23.741 --> 00:06:25.381
‫به شرطی که بذارن پیش بریم.

00:06:25.461 --> 00:06:29.741
‫تیم دفاع تورتورا درخواست داده
‫که دادگاه به میلان منتقل بشه.

00:06:31.141 --> 00:06:34.301
‫اونا درباره صلاحیت محلی شک و تردید دارن.

00:06:34.901 --> 00:06:37.821
‫اما من فکر می‌کنم اونا به ما اعتماد ندارن.

00:06:38.181 --> 00:06:40.461
‫یه حرکت ناامیدانه که به جایی نمی‌رسه.

00:06:40.541 --> 00:06:43.141
‫این تجدیدنظر همین‌جا می‌مونه.

00:06:44.621 --> 00:06:46.301
‫و تو چی فکر می‌کنی؟

00:06:48.141 --> 00:06:51.501
‫من این یه عالمه مدرک رو بررسی
‫می‌کنم، باید بی‌نقص باشیم.

00:06:51.581 --> 00:06:54.781
‫میکله، رادیکال‌ها می‌خواستن من بمیرم.

00:06:56.461 --> 00:06:58.301
‫نزدیک بود برام تیم امنیتی بذارن.

00:06:58.741 --> 00:07:01.701
‫وضعیت خیلی ملتهبه، فقط
‫خواستم در جریان باشی.

00:07:02.021 --> 00:07:05.101
‫اما اوضاع آروم شده، نه؟

00:07:05.181 --> 00:07:06.901
‫خدا رو شکر.

00:07:07.901 --> 00:07:11.221
‫تمام تلاشت رو بکن. ناهار خوبی داشته
‫باشی و یکشنبه‌ات هم خوش بگذره.

00:07:11.301 --> 00:07:12.661
‫خداحافظ.

00:07:20.861 --> 00:07:24.061
میکله مورلو
قاضی

00:07:31.141 --> 00:07:33.701
‫ناپل، کاستل کاپوانو بایگانی قضایی

00:07:38.501 --> 00:07:40.381
‫- یه گربه.
‫- برای موش‌هاست.

00:07:59.421 --> 00:08:02.021
‫اینا تمام مدارک دادگاه هستن.

00:08:05.901 --> 00:08:06.901
‫چطوری دسته‌بندی شدن؟

00:08:08.021 --> 00:08:10.021
‫چطوری؟ بر اساس تواب‌ها.

00:08:10.581 --> 00:08:12.661
‫هر چیزی که بارا گفته.

00:08:12.741 --> 00:08:14.861
‫هر چیزی که پاندیکو گفته.

00:08:16.341 --> 00:08:18.421
‫هر چیزی که ملوسو گفته،

00:08:18.741 --> 00:08:19.901
‫ایمپراتریچه،

00:08:20.221 --> 00:08:21.221
‫سانفیلیپو،

00:08:22.821 --> 00:08:24.941
‫ویلا، و همین‌طور تا آخر.

00:08:25.021 --> 00:08:26.901
‫تواب‌های زیادی هستن.

00:08:44.181 --> 00:08:48.261
‫- جدول زمانی اظهارات شاهدها هست؟
‫- تا جایی که من می‌دونم نه.

00:08:52.661 --> 00:08:54.381
‫باید انجام بشه.

00:08:56.701 --> 00:08:59.901
‫واقعاً می‌خوای این همه
‫خرت‌وپرت رو مرتب کنی؟

00:09:01.981 --> 00:09:03.421
‫بیا شروع کنیم.

00:09:03.821 --> 00:09:05.421
‫کم‌کم.

00:09:07.861 --> 00:09:09.381
‫کم‌کم...

00:09:52.061 --> 00:09:56.981
‫بازجویی‌ها، اداره پلیس پاسترنگو

00:10:05.741 --> 00:10:08.341
‫- کیه؟
‫- قاضی مورلو.

00:10:12.021 --> 00:10:15.621
‫ناپل، اداره پلیس پاسترنگو

00:10:15.701 --> 00:10:17.901
‫عصر بخیر، جناب قاضی.

00:10:19.261 --> 00:10:22.141
‫ما تواب‌ها و اعضای جداشده
‫رو اینجا نگه می‌داشتیم.

00:10:22.221 --> 00:10:25.501
‫- همه‌شون سلول انفرادی بودن؟
‫- بله، به‌جز یه سلول چهارنفره.

00:10:26.541 --> 00:10:29.061
‫تواب‌ها زیاد بودن، یه جریان مداوم بود.

00:10:29.461 --> 00:10:33.541
‫ما و قاضی‌ها آماده نبودیم،
‫این یه چیز جدید بود.

00:10:34.141 --> 00:10:37.021
‫مجرمای خطرناک، که به خاطر
‫چند تا قتل بازداشت شده بودن.

00:10:38.501 --> 00:10:41.301
‫می‌تونستن با هم حرف بزنن؟

00:10:43.621 --> 00:10:46.541
‫اینجا اداره پلیسه، زندان نیست،

00:10:46.621 --> 00:10:49.461
‫ما از روی ناچاری تغییرش دادیم.

00:10:50.261 --> 00:10:52.861
‫- سلول پاندیکو کدوم بود؟
‫- این یکی.

00:11:02.981 --> 00:11:06.101
‫- سلول‌ها همیشه باز بودن؟
‫- در طول روز، بله.

00:11:06.661 --> 00:11:09.021
‫اینجا اتاق تلویزیونه.

00:11:10.341 --> 00:11:14.221
‫اگه ناپولی بازی داشت،
‫با مأمورها تماشاش می‌کردن.

00:11:14.861 --> 00:11:17.021
‫یا جشنواره موسیقی سانرمو،

00:11:17.101 --> 00:11:20.101
‫مراسم عشای ربانی کریسمس،
‫معجزه خون سان جنارو...

00:11:20.781 --> 00:11:25.341
‫اونا داشتن همکاری می‌کردن، باید
‫باهاشون خوب رفتار می‌کردیم.

00:11:25.421 --> 00:11:29.341
‫اون زمان، بهشون امتیاز یا
‫تخفیف مجازات نمی‌دادن،

00:11:30.181 --> 00:11:31.861
‫اما لطف‌های ویژه‌ای بهشون می‌شد.

00:11:31.941 --> 00:11:34.541
‫اونا محافظت و راحتی می‌خواستن.

00:11:34.941 --> 00:11:37.221
‫یه بار، قبل از یه بازجویی متقابل،

00:11:37.301 --> 00:11:42.381
‫همون یارو که توراتلو،
‫گانگستر معروف رو کشت...

00:11:42.461 --> 00:11:46.821
‫- پاسکواله بارا.
‫- شامپاین خواست و بهش دادن.

00:11:47.621 --> 00:11:49.061
‫دنبالم بیا.

00:11:52.421 --> 00:11:57.221
‫این همون اتاقیه که تورتورا
‫رو با برانکارد آوردن

00:11:57.301 --> 00:11:59.821
‫تو فوریه ۱۹۸۴.

00:12:00.821 --> 00:12:02.541
‫- درسته.
‫- دقیقاً همین‌جا.

00:12:04.701 --> 00:12:07.981
‫داشتی درباره غذا و شامپاین می‌گفتی...

00:12:08.061 --> 00:12:10.941
‫این تواب‌ها می‌خواستن خوب غذا بخورن،

00:12:12.021 --> 00:12:14.461
‫برای همین کاپیتان به وزارتخونه زنگ زد

00:12:14.541 --> 00:12:18.741
‫و گفت دیگه پولی برای
‫تأمین نیازهاشون نمونده.

00:12:19.821 --> 00:12:24.981
‫دی پیترو تصمیم گرفت از
‫جیب خودش پیش‌پرداخت بده.

00:12:25.541 --> 00:12:28.581
‫بعد، وقتی تحقیقات اولیه بسته شد

00:12:29.301 --> 00:12:33.981
‫از وزارتخونه درخواست بازپرداخت کرد،

00:12:34.661 --> 00:12:37.301
‫و اونا هم قاطعانه ردش کردن

00:12:37.981 --> 00:12:40.181
‫چون مجوزی براش صادر نشده بود.

00:12:40.501 --> 00:12:43.581
‫ایتالیا همیشه همینه: اونایی که دادن، دادن،

00:12:43.661 --> 00:12:45.421
‫اونایی که گرفتن، گرفتن...

00:12:45.501 --> 00:12:48.941
‫اما یه معجزه بی‌سابقه رخ داد،

00:12:49.021 --> 00:12:52.421
‫اعضای کامورا داشتن اعتراف
‫می‌کردن، خیلی‌هاشون،

00:12:52.501 --> 00:12:57.141
‫برای همین بهمون اجازه
‫دادن یکم مهربون‌تر باشیم.

00:12:57.221 --> 00:13:00.501
‫با این حال، در تئوری، اما در واقعیت هم،

00:13:00.861 --> 00:13:04.181
‫همه این تواب‌ها و اعضای جداشده

00:13:04.821 --> 00:13:08.861
‫می‌تونستن همه‌شون روی یه داستان
‫توافق کنن که به قاضی‌ها بگن،

00:13:08.941 --> 00:13:09.941
‫و براش برنامه‌ریزی کنن.

00:13:10.021 --> 00:13:13.741
‫نمی‌دونم، اما قطعاً از یه
‫مقدار آزادی لذت می‌بردن.

00:13:14.501 --> 00:13:16.061
‫آزادی؟

00:13:16.141 --> 00:13:20.141
‫تنها چیزی که کم بود این بود که
‫بخوان برن بیرون بستنی بخورن

00:13:20.221 --> 00:13:24.141
‫یا برن قدم بزنن تا هوا بخورن.

00:13:24.661 --> 00:13:26.341
‫البته، بدون اینکه خیلی دور بشن.

00:13:26.421 --> 00:13:29.901
‫اگه خوشحال بودن، بیشتر
‫تمایل داشتن حرف بزنن.

00:13:30.261 --> 00:13:33.541
‫ذات انسانه، مگه نه؟ هدف هم همین بود.

00:13:36.061 --> 00:13:37.541
‫می‌تونم بیام تو؟

00:13:37.861 --> 00:13:39.021
‫مورلو اینجا نیست؟

00:13:39.101 --> 00:13:40.861
‫نه، داره از خونه کار می‌کنه.

00:13:57.461 --> 00:13:58.941
‫این چیه؟

00:13:59.741 --> 00:14:01.821
‫جدول زمانی بازجویی تواب‌ها:

00:14:01.901 --> 00:14:04.461
‫چی گفتن، کِی و کجا.

00:14:06.461 --> 00:14:08.941
‫- برای چی؟
‫- دادگاه تجدیدنظر.

00:14:09.661 --> 00:14:11.581
‫قاضی می‌خواد همه‌چیز رو از اول شروع کنه:

00:14:11.981 --> 00:14:16.061
‫اظهارات، بازجویی‌های
‫متقابل، شهادت‌ها، همه‌چیز.

00:14:18.301 --> 00:14:20.381
‫همه‌چیز رو صفر کنه.

00:14:21.421 --> 00:14:22.821
‫برگردیم به دادگاه؟

00:14:29.061 --> 00:14:31.061
‫ما که قبلاً دادگاه داشتیم.

00:14:32.421 --> 00:14:34.501
‫این خلاف رویه‌ست.

00:14:34.581 --> 00:14:35.941
‫نمی‌شه این کار رو کرد.

00:14:37.061 --> 00:14:39.741
‫من فقط یه کارمندم، از چشم من نبین.

00:14:50.781 --> 00:14:52.821
‫۱۰ ژوئن ۱۹۸۶، دادگاه تجدیدنظر

00:14:52.901 --> 00:14:54.541
‫بازجویی متقابل پاندیکو - باربارو

00:14:54.621 --> 00:14:59.541
‫آقای باربارو، جووانی پاندیکو اعلام کرد

00:14:59.621 --> 00:15:03.661
‫که به‌عنوان واسطه بین شما
‫و انزو تورتورا عمل کرده،

00:15:03.741 --> 00:15:07.261
‫در طول حبس مشترکتون،

00:15:08.301 --> 00:15:10.621
‫تا درباره یه معامله مواد مخدر مذاکره کنه.

00:15:12.101 --> 00:15:13.461
‫کدوم معامله مواد مخدر؟

00:15:13.821 --> 00:15:15.341
‫همون رومیزی‌های معروف،

00:15:15.901 --> 00:15:21.061
‫که طبق گفته آقای پاندیکو،

00:15:21.421 --> 00:15:25.101
‫منظور همون محموله‌های مواد مخدر بوده.

00:15:25.181 --> 00:15:26.861
‫نه، این یه دروغه.

00:15:26.941 --> 00:15:28.621
‫ببخشید.

00:15:29.061 --> 00:15:32.741
‫دارن از خانم نادیا مارزانو و
‫رناتو والانزاسکا عکس می‌گیرن.

00:15:33.301 --> 00:15:34.661
‫می‌دونم که ممنوعه.

00:15:35.461 --> 00:15:37.061
‫عکاس رو بندازین بیرون.

00:15:39.061 --> 00:15:40.301
‫ادامه بدین.

00:15:40.741 --> 00:15:42.141
‫این یه دروغه.

00:15:42.221 --> 00:15:45.861
‫این مرد، جناب قاضی، دروغ میگه
‫و می‌دونه که داره دروغ میگه.

00:15:47.181 --> 00:15:49.141
‫اون تجسم دروغه.

00:15:49.221 --> 00:15:51.461
‫من دارم راستشو میگم،
‫اونه که داره دروغ میگه،

00:15:51.541 --> 00:15:52.821
‫نه از روی بدجنسی،

00:15:52.901 --> 00:15:54.541
‫بلکه به خاطر اینکه...

00:15:55.381 --> 00:15:56.901
‫اون دیوونه‌ست.

00:15:56.981 --> 00:16:00.101
‫من اون رومیزی‌ها رو با
‫دستای خودم گلدوزی کردم،

00:16:00.181 --> 00:16:03.821
‫جلوی خودت، چون تو عقده تورتورا رو داشتی.

00:16:06.101 --> 00:16:08.461
‫جناب قاضی، اون ازش متنفر بود،

00:16:09.301 --> 00:16:11.541
‫خیلی حسودیش می‌شد.

00:16:11.621 --> 00:16:14.621
‫ببخشید، «حسود» یعنی چی؟

00:16:14.701 --> 00:16:16.101
‫حسود.

00:16:16.781 --> 00:16:18.541
‫برای قاضی توضیح بده.

00:16:19.061 --> 00:16:22.501
‫اون حسود بود، می‌دونید، رشک می‌برد.

00:16:22.581 --> 00:16:25.661
‫یه روز دوست بود، روز بعد دشمن.

00:16:25.741 --> 00:16:27.901
‫ادعا می‌کرد که با افکار
‫ارتباط برقرار می‌کنن.

00:16:27.981 --> 00:16:31.781
‫بهم درباره تله‌پاتی و این‌جور
‫چیزای عجیب و غریب گفت.

00:16:31.861 --> 00:16:34.741
‫می‌گفت می‌تونن از راه
‫دور ارتباط برقرار کنن،

00:16:34.821 --> 00:16:36.781
‫از این‌جور چیزا.

00:16:37.181 --> 00:16:38.541
‫می‌فهمم.

00:16:38.861 --> 00:16:42.341
‫اما، آقای باربارو، برگردیم
‫به این رومیزی‌ها...

00:16:43.061 --> 00:16:45.541
‫اونا رو برای تورتورا فرستادید یا نه؟

00:16:45.621 --> 00:16:48.501
‫البته، و تورتورا حتی جوابم رو داد.

00:16:48.901 --> 00:16:52.661
‫بعضیا می‌گفتن این اخاذی بوده،

00:16:52.741 --> 00:16:56.501
‫اما رای بهم غرامت داد، و
‫شما حتی رسیدش رو هم دارید.

00:16:56.581 --> 00:17:00.981
‫واضحه، عالی‌جناب، اونا
‫باید ظاهر رو حفظ می‌کردن.

00:17:02.621 --> 00:17:05.301
‫اما پشت این ظاهرسازی‌ها
‫حقیقت دیگه‌ای وجود داره

00:17:05.381 --> 00:17:07.741
‫و من برای هزارمین بار تکرارش می‌کنم.

00:17:07.821 --> 00:17:10.941
‫شما چند محموله مواد مخدر
‫به تورتورا تحویل دادید.

00:17:11.021 --> 00:17:15.141
‫و کی این کار رو کردم؟ من
‫حتی تو کامورا هم نیستم!

00:17:15.221 --> 00:17:18.341
‫اون موقع، تو دهه‌های ۷۰ و ۸۰.

00:17:18.701 --> 00:17:20.941
‫- همش دروغه.
‫- معلومه که دروغه!

00:17:21.381 --> 00:17:23.701
‫در اون زمان، این زندانی حبس بوده.

00:17:23.781 --> 00:17:26.381
‫در واقع، ما از آقای
‫باربارو می‌خوایم، تاریخ‌هایی که

00:17:26.461 --> 00:17:28.981
‫که تو زندان پورتو آزورو
‫حبس بوده رو بگه.

00:17:29.061 --> 00:17:31.981
‫اعتراض دارم. وکیل داره
‫روی شاهد تأثیر می‌ذاره.

00:17:32.061 --> 00:17:34.101
‫دادستان کل

00:17:34.181 --> 00:17:35.941
‫این چه ربطی داره؟

00:17:36.421 --> 00:17:39.621
‫ما باید به ماهیت قانون
‫نگاه کنیم نه به ظاهرش،

00:17:39.701 --> 00:17:42.341
‫به حقیقت انسانی این داستان دردناک.

00:17:43.381 --> 00:17:46.741
‫- این همه وراجی بی‌فایده.
‫- ممنون بابت سخنرانی، پروفسور.

00:17:47.501 --> 00:17:49.421
‫شاهد می‌تونه ادامه بده، ممنون.

00:17:49.901 --> 00:17:54.421
‫من از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۱
‫تو پورتو آزورو حبس بودم.

00:17:54.821 --> 00:17:57.821
‫اگه تو زندان بودم چطور
‫می‌تونستم مواد تحویل بدم؟

00:17:58.181 --> 00:18:00.541
‫نمی‌تونستم چیزی به کسی تحویل بدم.

00:18:00.621 --> 00:18:02.141
‫این رو تو پرونده ثبت کنید.

00:18:02.621 --> 00:18:03.781
‫آفرین، وکیل!

00:18:03.861 --> 00:18:07.461
‫چون درس خوندن، فکر می‌کنن عقل کل هستن.

00:18:07.541 --> 00:18:08.621
‫خیلی بی‌عرضه‌ان!

00:18:08.701 --> 00:18:11.781
‫شما تو مرخصی‌های زندان به
‫تورتورا مواد تحویل می‌دادید.

00:18:11.861 --> 00:18:15.421
‫چطوری؟ تو مرخصی‌ها همیشه همراه داشتم.

00:18:15.501 --> 00:18:16.781
‫تو دروغگویی.

00:18:16.861 --> 00:18:18.901
‫اون می‌تونه هر چیزی رو از خودش دربیاره.

00:18:18.981 --> 00:18:20.141
‫دروغگو!

00:18:20.221 --> 00:18:21.981
‫اون با دروغ ازدواج کرده،

00:18:22.061 --> 00:18:25.261
‫در حالی که من حقیقت، خیر عمومی
‫و عدالت رو در آغوش می‌کشم.

00:18:25.341 --> 00:18:28.381
‫تو اینجا نشستی، اما اینجا
‫نیستی، تو وجود نداری.

00:18:29.781 --> 00:18:30.981
‫تو دیوونه‌ای!

00:18:31.861 --> 00:18:33.021
‫صداش رو می‌شنوید؟

00:18:33.101 --> 00:18:34.861
‫چی داری می‌گی؟

00:18:34.941 --> 00:18:37.781
‫مخلوق تو دیگه وجود نداره، ناپدید شده.

00:18:38.821 --> 00:18:40.421
‫اما من همین‌جام!

00:18:40.501 --> 00:18:43.581
‫تو دیوونه‌ای! یه دروغگوی روانی!

00:18:43.661 --> 00:18:46.581
‫- تو دیگه اونجا نیستی.
‫- تو عقلت رو از دست دادی.

00:18:46.661 --> 00:18:48.821
‫- صداش رو می‌شنوید؟
‫- تو ۳۰ ثانیه استقلال داری.

00:19:07.501 --> 00:19:10.061
‫تشخیص روان‌پزشکی: «سوژه نشان‌دهنده

00:19:10.141 --> 00:19:13.141
‫یک تصویر بالینی منطبق با اسکیزوفرنی است.»

00:19:14.901 --> 00:19:18.181
‫«تمایلات دروغگویی بیمارگونه
‫و عقده آزار و اذیت.»

00:19:19.861 --> 00:19:23.421
‫«اختلال در درک واقعیت.»

00:19:28.061 --> 00:19:30.301
‫«اسکیزوفرنی.»

00:19:30.381 --> 00:19:32.301
‫«پارانویا.»

00:19:32.381 --> 00:19:34.341
‫«دروغگویی بیمارگونه.»

00:19:35.021 --> 00:19:36.901
‫پسر من هیچ مزایایی نمی‌گیره...

00:19:37.421 --> 00:19:40.341
لیوری
‫۱۹ ژوئن ۱۹۷۰

00:19:40.421 --> 00:19:43.341
‫پسر شما ۳۰ سالشه، باید کار کنه.

00:19:43.421 --> 00:19:45.301
‫اما حالش خوب نیست.

00:19:45.381 --> 00:19:47.861
‫- چشه؟
‫- نمی‌تونه صبح‌ها از خواب بیدار بشه...

00:19:47.941 --> 00:19:51.741
‫ادب و دموکراسی: بعد از
‫۱۵ دقیقه، نوبت نفر بعدیه.

00:19:51.821 --> 00:19:53.701
‫ببخشید، خانم، لطفاً.

00:19:54.341 --> 00:19:55.701
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

00:19:56.501 --> 00:19:59.581
‫جووانی پاندیکو. یه کپی
‫جدید از شناسنامه‌ام می‌خوام.

00:20:01.461 --> 00:20:04.661
‫اما شما که یه کپی دارید،
‫چرا یکی دیگه می‌خواید؟

00:20:04.741 --> 00:20:06.621
‫این یکی تا خورده.

00:20:08.621 --> 00:20:10.221
‫اینجاش مچاله شده.

00:20:11.501 --> 00:20:12.661
‫چقدر طول می‌کشه؟

00:20:17.821 --> 00:20:19.101
‫نفر بعدی.

00:20:21.741 --> 00:20:23.861
‫بی‌کفایتی، شلختگی،

00:20:24.941 --> 00:20:28.221
‫این غرور خسته‌کننده... می‌بینید،
‫بی‌حوصلگی برای من...

00:20:42.301 --> 00:20:45.541
‫خانم مارزانو، شما درخواست شهادت دادید،

00:20:46.061 --> 00:20:47.701
‫چی می‌خواید بهمون بگید؟

00:20:48.901 --> 00:20:54.301
‫بله، می‌خوام چیزی رو بگم
‫که تو دادگاه قبلی نتونستم بگم.

00:20:54.381 --> 00:20:57.621
‫یهو یادتون اومد؟

00:20:57.701 --> 00:21:00.101
‫ترسیده بودم و خودم رو به دیوونگی زدم.

00:21:02.021 --> 00:21:05.701
‫همیشه جواب می‌ده، هیچ‌کس
‫چیزی از دیوونگی نمی‌فهمه.

00:21:05.781 --> 00:21:09.021
‫نه، تو واقعاً دیوونه‌ای!

00:21:09.101 --> 00:21:10.261
‫ساکت!

00:21:10.341 --> 00:21:14.021
‫عالی‌جناب، اگه این زن یه بیمار روانیه...

00:21:14.101 --> 00:21:15.661
‫بارا، ساکت باش!

00:21:16.021 --> 00:21:19.101
‫- باید بستری بشه!
‫- ساکت باش!

00:21:19.181 --> 00:21:21.061
‫تو یه تیمارستان!

00:21:21.541 --> 00:21:24.021
‫- و این دیگه چیه؟
‫- ساکت!

00:21:26.021 --> 00:21:28.181
‫از کی و از چی می‌ترسیدید؟

00:21:31.221 --> 00:21:32.941
‫پاسکواله بارا...

00:21:33.501 --> 00:21:36.261
‫اون منو تهدید کرد و گفت
‫که باهاش مخالفت نکنم.

00:21:37.101 --> 00:21:39.541
‫مجبور بودم دقیقاً همون
‫چیزی رو بگم که اون می‌گفت

00:21:41.301 --> 00:21:43.061
‫وگرنه منو می‌کشت.

00:21:46.661 --> 00:21:49.501
‫آدم کشتن براش هیچی نیست.

00:21:50.941 --> 00:21:53.021
‫یه قتل بیشتر، یا کمتر.

00:21:55.461 --> 00:21:57.821
‫آدم کشتن براش مثل...

00:21:58.901 --> 00:22:01.141
‫له کردن یه سوسک با کفشه.

00:22:01.221 --> 00:22:03.421
‫یه دونه سیاهش، عالیجناب.

00:22:03.501 --> 00:22:04.741
‫حرفم رو قطع نکن.

00:22:05.421 --> 00:22:07.821
‫و ضمناً، همه سوسک‌ها سیاه هستن!

00:22:08.421 --> 00:22:11.221
‫منظورم اینه که از بقیه حشرات متمایزش کنم.

00:22:11.301 --> 00:22:14.741
‫تازه کتاب سوسک طلایی
‫اثر ادگار آلن پو رو خوندم،

00:22:14.821 --> 00:22:16.261
‫یه کتاب خیلی خاصه.

00:22:16.341 --> 00:22:19.061
‫- پاندیکو، بس کن!
‫- اطاعت می‌کنم، عالیجناب.

00:22:20.301 --> 00:22:23.181
‫جناب افسر، واقعاً داستان
‫عالی‌ایه، پیشنهادش می‌کنم.

00:22:23.261 --> 00:22:25.101
‫بنابراین، خانم مارزانو؟

00:22:26.661 --> 00:22:28.141
‫و، بنابراین...

00:22:29.021 --> 00:22:31.661
‫انزو تورتورا تو خونه من وارد گروه نشد.

00:22:32.941 --> 00:22:36.421
‫سال ۱۹۷۸، من با پسرم تو مادزیمو بودم،

00:22:36.901 --> 00:22:38.501
‫که هنوز حتی یه سالش هم نشده بود.

00:22:38.861 --> 00:22:42.261
‫یه قرارداد اجاره برای
‫آپارتمانم تو میلان هست

00:22:42.341 --> 00:22:44.261
‫که از سال ۱۹۷۹ شروع می‌شه.

00:22:45.821 --> 00:22:48.021
‫قبل از اون، آپارتمان آماده نبود،

00:22:48.461 --> 00:22:49.901
‫قابل سکونت نبود.

00:22:49.981 --> 00:22:53.461
‫پس هیچ مراسم ورودی در کار نبود؟

00:22:55.541 --> 00:22:56.581
‫نه تو خونه من.

00:22:57.701 --> 00:23:00.021
‫منشی دادگاه، این رو تایپ کردی؟

00:23:00.101 --> 00:23:04.061
‫شما وسواس گرفتید که نکنه
‫منشی دادگاه چیزها رو تایپ نکنه.

00:23:04.141 --> 00:23:06.541
‫بله، چون تو دادگاه اول
‫این اتفاق زیاد می‌افتاد.

00:23:06.621 --> 00:23:09.661
‫به این بهانه که خانم تو
‫وضعیت آشفته‌ای قرار داشت.

00:23:09.741 --> 00:23:11.621
‫یه سخنرانی دیگه از طرف اساتید.

00:23:13.141 --> 00:23:17.741
‫خانم، در کمال صحت عقل، چیزهایی
‫که تا الان گفته شده رو تایید می‌کنید؟

00:23:20.581 --> 00:23:21.581
‫بله.

00:23:21.981 --> 00:23:23.541
‫همه‌اش رو تایید می‌کنم.

00:23:23.981 --> 00:23:25.581
‫ممنون، می‌تونید برید.

00:23:29.621 --> 00:23:31.741
‫عزیزم، کار درستی کردی.

00:23:33.541 --> 00:23:35.741
‫نگران نباش، نترس.

00:23:39.701 --> 00:23:40.981
‫گاو عوضی.

00:23:41.421 --> 00:23:43.541
‫بچه چی؟ بزرگ شده؟

00:23:44.301 --> 00:23:46.301
‫مثل خودت خوش‌قیافه‌ست؟

00:23:46.381 --> 00:23:47.781
‫آفرین، نادیا.

00:24:22.301 --> 00:24:26.421
‫عالیجناب، مشخصه که این
‫قضیه داره به چه سمتی می‌ره:

00:24:27.381 --> 00:24:29.341
‫دارن خبرچین‌ها رو محاکمه می‌کنن

00:24:29.981 --> 00:24:31.301
‫به جای متهم‌ها.

00:24:32.061 --> 00:24:34.501
‫شما حرف‌های آدم‌های زیادی رو شنیدید

00:24:34.581 --> 00:24:38.541
‫که جا زدن یا داستانشون رو
‫به نفع تورتورا تغییر دادن.

00:24:38.621 --> 00:24:40.501
‫می‌دونید چرا؟

00:24:40.581 --> 00:24:42.141
‫چون می‌ترسن.

00:24:42.461 --> 00:24:44.021
‫با من هم امتحان کردن.

00:24:44.541 --> 00:24:47.101
‫بهم گفتن اتهامات علیه تورتورا رو پس بگیرم.

00:24:47.421 --> 00:24:50.341
‫اما با وجود تمام فشارها،

00:24:50.421 --> 00:24:53.941
‫من اینجام و هر چیزی که
‫قبلاً گفتم رو تایید می‌کنم.

00:24:54.461 --> 00:24:58.501
‫به طور خاص اینکه انزو تورتورا برای
‫رئیس، فرانسیس توراتلو، کار می‌کرد.

00:24:59.301 --> 00:25:02.341
‫از اول شروع می‌کنم، چون
‫چیزی برای از دست دادن ندارم.

00:25:02.421 --> 00:25:03.781
‫این یه مرد واقعیه!

00:25:04.901 --> 00:25:06.221
‫سکوت.

00:25:06.301 --> 00:25:08.421
‫تو سلول‌ها ساکت باشید!

00:25:09.221 --> 00:25:10.501
‫سکوت.

00:25:10.581 --> 00:25:13.621
‫ملوسو یه قهرمانه، لایق احترامه!

00:25:13.701 --> 00:25:14.941
‫ساکت!

00:25:15.021 --> 00:25:16.901
‫یه قهرمان بی‌سواد.

00:25:16.981 --> 00:25:21.381
‫متهم والانزاسکا درخواست
‫رودررویی با شما رو داده.

00:25:21.461 --> 00:25:23.261
‫قبول می‌کنید؟

00:25:23.741 --> 00:25:25.021
‫هر طور شما بخواید.

00:25:25.621 --> 00:25:27.341
‫ولی اصلاً نمی‌دونم چی می‌خواد.

00:25:27.421 --> 00:25:29.181
‫می‌خواد نشون بده دروغگویی!

00:25:30.621 --> 00:25:32.141
‫اون من رو نمی‌ترسونه.

00:25:32.861 --> 00:25:34.781
‫والانزاسکا رو بیارید اینجا.

00:25:35.701 --> 00:25:38.061
‫حالا بیاید بشنویم چطور یه قاتل خشن،

00:25:38.141 --> 00:25:40.941
‫سارق بانک و آدم‌ربا من رو تبرئه می‌کنه.

00:25:41.021 --> 00:25:44.261
‫- بیاید بفهمیم چرا.
‫- قشنگی پخش زنده به همینه.

00:25:48.301 --> 00:25:49.301
‫آشغال عوضی!

00:25:50.181 --> 00:25:51.741
‫می‌کشمت!

00:25:51.821 --> 00:25:54.741
‫این یه قول نیست، واقعاً این کار رو می‌کنم.

00:25:54.821 --> 00:25:57.701
‫فهمیدی، رناتینو؟

00:25:57.781 --> 00:25:59.261
‫برو گمشو!

00:25:59.661 --> 00:26:01.061
‫تو یه بله‌قربان‌گویی!

00:26:01.141 --> 00:26:03.781
‫خجالت نمی‌کشی با این چهار
‫تا آشغال کامورا می‌گردی؟

00:26:03.861 --> 00:26:06.701
‫برو خودنمایی کن، احمق!

00:26:07.501 --> 00:26:11.141
‫- رناتو، به مادرت فکر کن.
‫- سرت تو کار خودت باشه، دوروتی.

00:26:11.221 --> 00:26:13.661
‫چه چشم‌های آبی قشنگی داری.

00:26:15.301 --> 00:26:17.941
‫یا آبی روشنه؟ نمی‌تونم تشخیص بدم.

00:26:18.021 --> 00:26:20.941
‫خیلی جذابی، رناتو، مثل شاهزاده فرانسه.

00:26:21.021 --> 00:26:23.901
‫- خیلی خوش‌تیپی!
‫- اون شپش رو له کن!

00:26:29.341 --> 00:26:30.981
‫چی گفتید، آقای والانزاسکا؟

00:26:31.061 --> 00:26:32.221
‫هیچی.

00:26:33.701 --> 00:26:34.861
‫اونا می‌خواستن با من حرف بزنن.

00:26:35.341 --> 00:26:36.581
‫پس با ما حرف بزن.

00:26:39.981 --> 00:26:42.701
‫اول از همه، من هیچی
‫درباره کامورا نمی‌دونم،

00:26:42.781 --> 00:26:44.421
‫بقیه من رو کشوندن توش،

00:26:44.501 --> 00:26:46.101
‫مثل همین یارو.

00:26:47.061 --> 00:26:51.101
‫اول می‌گه من تو ان‌سی‌او هستم،
‫بعد می‌گه مواد رو از توراتلو گرفته

00:26:51.181 --> 00:26:53.581
‫و داده به تورتورا تا بفروشه. همه‌اش دروغه!

00:26:53.661 --> 00:26:56.821
‫ملوسو اصلاً توراتلو رو نمی‌شناخت.

00:26:56.901 --> 00:27:00.981
‫تو یه لاف‌زن عوضی هستی!
‫یه عکس ازشون با هم هست!

00:27:01.061 --> 00:27:03.861
‫سکوت! سکوت!

00:27:05.901 --> 00:27:07.941
‫- جانی.
‫- رناتو.

00:27:08.021 --> 00:27:10.461
‫بگو کِی مثلاً با توراتلو آشنا شدی.

00:27:10.821 --> 00:27:12.861
‫الان دقیقاً یادم نمیاد.

00:27:13.341 --> 00:27:15.941
‫- من که یه روز خاص رو نپرسیدم.
‫- یادم نمیاد.

00:27:16.381 --> 00:27:20.141
‫مثل تورتورا رفتار نکن، که رنگ
‫جوراب و کراواتم رو ازم پرسید...

00:27:20.221 --> 00:27:22.821
‫طفره نرو.

00:27:22.901 --> 00:27:25.901
‫با من مثل تورتورا رفتار نکن
‫چون من اصلاً شبیه اون نیستم.

00:27:26.421 --> 00:27:28.821
‫الان جلوی همه هویج رو می‌کنم تو ماتحتت!

00:27:28.901 --> 00:27:32.581
‫آقای والانزاسکا، مراقب حرف زدنتون
‫باشید، اینجا که چاله‌میدون نیست.

00:27:34.781 --> 00:27:36.061
‫جانی،

00:27:37.181 --> 00:27:40.381
‫تو کوچک‌ترین چیزی درباره
‫مواد مخدر تو میلان نمی‌دونی.

00:27:41.061 --> 00:27:45.061
‫در میلان، نهایتش یه آفتابه‌دزد
‫بودی، یه خفت‌گیر پیرزن‌ها،

00:27:45.141 --> 00:27:47.221
‫یه جاکش برای اون دخترای جوونی که

00:27:47.301 --> 00:27:49.821
‫مجبورشون می‌کردی تو حومه
‫شهر کنار خیابون کار کنن.

00:27:49.901 --> 00:27:52.261
‫تو فقط یه کلاهبردار خرده‌پایی.

00:27:53.021 --> 00:27:55.181
‫جانیِ جذاب... جانی چا-چا-چا.

00:27:55.261 --> 00:27:57.221
‫از جونم چی می‌خوای، رناتو؟

00:27:57.541 --> 00:28:00.141
‫- توراتلو یه خالکوبی داشت.
‫- یه خالکوبی؟

00:28:00.541 --> 00:28:02.141
‫روی دست چپش.

00:28:02.221 --> 00:28:03.981
‫چی بود؟

00:28:09.021 --> 00:28:11.781
‫این برگ برنده والانزاسکاست، یه خالکوبی؟

00:28:11.861 --> 00:28:13.101
‫آره.

00:28:13.541 --> 00:28:15.101
‫چه خالکوبی‌ای داشت؟

00:28:16.621 --> 00:28:17.781
‫یادت نمیاد؟

00:28:17.861 --> 00:28:19.021
‫من کمکت می‌کنم، لعنتی.

00:28:19.701 --> 00:28:20.701
‫طرح یه حیوون بود.

00:28:21.421 --> 00:28:23.981
‫تو کانون اصلاح و تربیت زده بود.

00:28:24.061 --> 00:28:27.461
‫- برو سر اصل مطلب، تو رو خدا.
‫- بهم بگو چه خالکوبی‌ای بود.

00:28:27.541 --> 00:28:30.741
‫بذار جواب بدم، همش نپر وسط حرفم!

00:28:30.821 --> 00:28:34.101
‫تو هم چیزی درباره خالکوبی نمی‌دونستی...

00:28:34.181 --> 00:28:37.261
‫چه خالکوبی‌ای بود؟ وقتم رو تلف نکن، لعنتی!

00:28:37.341 --> 00:28:38.781
‫ازت یه سوال پرسیدم!

00:28:40.021 --> 00:28:41.301
‫خالکوبیش چی بود؟

00:28:46.581 --> 00:28:49.461
‫من هیچ‌وقت متوجه اون خالکوبی نشدم.

00:28:49.981 --> 00:28:53.501
‫در واقع، تو پرونده ثبت کنید
‫که من هیچ‌وقت ندیدمش.

00:28:53.581 --> 00:28:55.861
‫تموم شد، دیگه حرفی نیست.

00:28:57.101 --> 00:28:59.261
‫یه خالکوبی به این بزرگی روی دست چپش،

00:28:59.341 --> 00:29:00.901
‫و اون هیچ‌وقت ندیدتش!

00:29:01.261 --> 00:29:02.741
‫و می‌دونید چرا؟

00:29:02.821 --> 00:29:04.901
‫چون توراتلو از آدمایی
‫مثل تو فاصله می‌گرفت.

00:29:04.981 --> 00:29:07.261
‫تو حتی نمی‌تونستی باهاش حرف بزنی.

00:29:07.341 --> 00:29:09.701
‫این حقیقت نداره!

00:29:11.021 --> 00:29:12.861
‫دقت کنید، الان طعمه رو میندازه.

00:29:14.021 --> 00:29:16.221
‫عالی‌جناب، توراتلو یه دوست‌دختر داشت.

00:29:19.581 --> 00:29:21.021
‫دوست‌دخترش کی بود؟

00:29:23.501 --> 00:29:25.061
‫اسمش چی بود؟

00:29:26.581 --> 00:29:28.981
‫قدبلند بود، قدکوتاه، بلوند، مو مشکی؟

00:29:29.061 --> 00:29:30.061
‫چه شکلی بود؟

00:29:31.341 --> 00:29:34.021
‫تو که خوب می‌شناختیش، نه؟ برام توصیفش کن.

00:29:36.701 --> 00:29:38.581
‫حقیقت اینه که تو هیچ گوهی نمی‌دونی.

00:29:41.621 --> 00:29:43.221
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

00:29:43.741 --> 00:29:45.781
‫داری این کار رو می‌کنی
‫تا از تورتورا دفاع کنی.

00:29:45.861 --> 00:29:48.581
‫تورتورا به تخمم هم نیست!

00:29:48.661 --> 00:29:52.821
‫داری به عنوان یه مسئله اخلاقی این کار رو
‫می‌کنی، این ماموریت رو به عهده گرفتی.

00:29:53.501 --> 00:29:55.301
‫- عالی‌جناب.
‫- بله.

00:29:55.381 --> 00:29:59.101
‫ملوسو همین الان گفت که کمک به
‫دفاع از تورتورا یه مسئله اخلاقیه،

00:29:59.181 --> 00:30:03.021
‫یه مسئله اصولیه، اصل عدالت.

00:30:03.741 --> 00:30:05.301
‫این یه اعتراف داوطلبانه‌ست.

00:30:06.741 --> 00:30:08.861
‫یه اعتراف، یه حقیقت.

00:30:09.661 --> 00:30:12.061
‫ممنون، ملوسو، که گذاشتی از دهنت بپره.

00:30:13.861 --> 00:30:15.141
‫من اینو گفتم؟

00:30:15.741 --> 00:30:18.661
‫رناتو والانزاسکا، به خاطر عشق به حقیقت،

00:30:18.741 --> 00:30:21.861
‫چون نمی‌تونه تحمل کنه که
‫یه آدم بی‌گناه برگرده زندان،

00:30:21.941 --> 00:30:24.421
‫علیه یه اتهام‌زننده دروغین شهادت داد

00:30:25.101 --> 00:30:27.941
‫و علناً رسواش کرد.

00:30:28.021 --> 00:30:31.101
‫اما اون همین الان گفت که
‫هیچ اهمیتی به تورتورا نمیده.

00:30:31.621 --> 00:30:33.461
‫دقیقاً گفت «به تخمم».

00:30:34.981 --> 00:30:36.461
‫نظری ندارم.

00:30:40.461 --> 00:30:43.261
‫اما اون توراتلو رو هم نمی‌شناخت.

00:30:43.661 --> 00:30:44.861
‫تو خیلی احمقی.

00:30:48.581 --> 00:30:50.141
‫عالی‌جناب...

00:30:50.221 --> 00:30:51.821
‫دفاعیه پایانی دادستان کل

00:30:51.901 --> 00:30:55.261
‫وکلای مدافع استدلال می‌کنن که
‫پاندیکو دیوانه‌ست و غیرقابل‌اعتماد.

00:30:55.581 --> 00:30:57.261
‫یه آدم دیوانه غیرقابل‌اعتماده

00:30:57.781 --> 00:30:59.941
‫اما قابل‌مجازات نیست.

00:31:00.541 --> 00:31:03.701
‫پاندیکو هیچ‌وقت دنبال این راه در رو نبوده،

00:31:04.181 --> 00:31:06.101
‫اون نقش خودش رو گردن گرفت.

00:31:06.861 --> 00:31:10.741
‫اعترافاتش موقعیت شخصی خودش رو بدتر کرد.

00:31:10.821 --> 00:31:14.901
‫پاندیکو هیچ‌وقت از دفاعیه
‫جنون استفاده نکرد.

00:31:15.501 --> 00:31:18.141
‫اما بعدش، حتی اگه دیوانه هم بود،

00:31:19.061 --> 00:31:22.901
‫جنون یه حالت همیشگی نیست.

00:31:24.181 --> 00:31:27.261
‫دیوانگی تغییر می‌کنه، متغیره.

00:31:27.341 --> 00:31:31.581
‫باید اعتراف کنیم که همه ما
‫یه رگه‌هایی از دیوانگی داریم

00:31:31.661 --> 00:31:33.901
‫که خوشبختانه، قادر به کنترلش هستیم.

00:31:33.981 --> 00:31:36.341
‫تفاوت تو همینه.

00:31:36.901 --> 00:31:40.181
‫پاندیکو می‌تونست دیوانه باشه،

00:31:40.261 --> 00:31:43.621
‫اما امروز باید بپذیریم که اون تغییر کرده.

00:31:44.221 --> 00:31:47.981
‫اون هوشیاره و هیچ‌وقت حرفای
‫خودش رو نقض نمی‌کنه،

00:31:48.301 --> 00:31:50.901
‫و کسایی که دروغ میگن دیر یا زود
‫حرفای خودشون رو نقض می‌کنن.

00:31:51.541 --> 00:31:55.661
‫جووانی پاندیکو هیچ‌وقت
‫حرفای خودش رو نقض نکرده.

00:31:56.181 --> 00:31:59.701
‫پارانوئید؟ تاریخ پر از نوابغ پارانوئیده.

00:31:59.781 --> 00:32:02.421
‫دقیقاً همین‌طوره...

00:32:03.821 --> 00:32:07.221
‫مثل تورکواتو تاسو که همه رو
‫تشویق می‌کنم آثارش رو بخونن،

00:32:07.301 --> 00:32:11.021
‫یا مجسمه‌ساز بزرگ ناپلی، وینچنزو جمیتو،

00:32:11.101 --> 00:32:14.221
‫که خودش داوطلبانه تو
‫یه تیمارستان بستری شد.

00:32:14.301 --> 00:32:16.061
‫همه‌شون هنرمندای بزرگی بودن.

00:32:16.501 --> 00:32:21.221
‫شاید شما هم، آقای دادستان
‫کل، کمی پارانوئید باشید.

00:32:21.941 --> 00:32:23.741
‫حتماً، حتماً، البته.

00:32:23.821 --> 00:32:25.821
‫منم خودم رو تو اون لیست قرار میدم.

00:32:25.901 --> 00:32:29.341
‫پاندیکو، وسط حرف دادستان کل نپر.

00:32:29.701 --> 00:32:33.301
‫عذر می‌خوام، دست خودم نبود.

00:32:34.261 --> 00:32:35.661
‫و ملوسو؟

00:32:36.581 --> 00:32:38.741
‫دیوانگی مشکل اون نیست.

00:32:39.861 --> 00:32:42.701
‫یا حرفش رو باور می‌کنید یا نمی‌کنید.

00:32:42.781 --> 00:32:43.781
‫درسته.

00:32:43.861 --> 00:32:47.661
‫این واقعیت که اون جزئیات
‫ملاقات‌ها با تورتورا رو به یاد نمیاره

00:32:47.741 --> 00:32:50.061
‫یا زندگی خصوصی توراتلو رو...

00:32:50.501 --> 00:32:52.941
‫به حرفاش وزن بیشتری میده

00:32:53.021 --> 00:32:56.021
‫چون اگه همه‌چیز رو از خودش
‫درآورده بود، آمادگی بیشتری داشت

00:32:56.101 --> 00:32:59.781
‫با تمام اون جزئیاتی که افکار عمومی عاشقشه.

00:32:59.861 --> 00:33:01.021
‫و همین‌طور قاضی‌ها.

00:33:01.101 --> 00:33:06.301
‫و هفت خبرچین هنوز
‫اظهاراتش رو تایید می‌کنن.

00:33:07.781 --> 00:33:10.741
‫عالی‌جناب، اعضای دادگاه،

00:33:11.381 --> 00:33:12.781
‫انزو تورتورا

00:33:12.861 --> 00:33:16.301
‫یک فروشنده‌ی شوم مرگ نیست،

00:33:16.381 --> 00:33:19.941
‫این یک عنصر جدید و مهمه
‫که می‌خوام مطرح کنم.

00:33:20.021 --> 00:33:22.461
‫اون فقط یک مهره‌ی حاشیه‌ای تو کاموراست،

00:33:22.541 --> 00:33:25.261
‫من به خاطر این شرایط
‫مخففه‌ی مهم بهش امتیاز می‌دم.

00:33:25.781 --> 00:33:28.501
‫اما تورتورا، دور از جون،

00:33:29.141 --> 00:33:31.141
‫یک دروغگوئه،

00:33:31.661 --> 00:33:34.821
‫دروغگویی تو ذاتشه.

00:33:35.141 --> 00:33:39.461
‫تورتورا بچه‌ایه که تو تعطیلات تابستون،

00:33:39.541 --> 00:33:41.781
‫تظاهر می‌کنه مریم مقدس رو دیده

00:33:41.861 --> 00:33:44.501
‫تا تعطیلات رو طولانی‌تر
‫کنه، و نشون می‌ده...

00:33:46.341 --> 00:33:48.461
‫تخیلی،

00:33:48.981 --> 00:33:52.781
‫و اراده‌ی بی‌شرمانه‌ای داره

00:33:52.861 --> 00:33:56.541
‫که هنوز می‌تونم تو تورتورای امروز ببینم.

00:33:57.181 --> 00:34:00.461
‫از طرف دیگه، دروغ براش لازم بود

00:34:00.541 --> 00:34:06.661
‫تا جایگاه شهرتش رو که بی‌شک با تلاش
‫زیاد به دست آورده بود، حفظ کنه.

00:34:08.181 --> 00:34:10.021
‫و لازم بود

00:34:10.581 --> 00:34:15.141
‫تا بتونه نقشش رو تحمل کنه،

00:34:15.221 --> 00:34:18.501
‫باید با مواد شیمیایی سر پا می‌موند.

00:34:18.581 --> 00:34:23.061
‫بنابراین، من بیشتر اون رو یک
‫مصرف‌کننده‌ی قهار می‌دونم.

00:34:24.701 --> 00:34:29.101
‫«مثل دیوونه‌ها مصرف می‌کرد!»
‫این تو اظهارات نوشته شده.

00:34:31.301 --> 00:34:33.901
‫اما نه مثل یک قاچاقچی مواد مخدر.

00:34:34.941 --> 00:34:37.181
‫لطفاً جمع‌بندی کنید.

00:34:38.541 --> 00:34:40.821
‫درخواست من اینه که

00:34:41.461 --> 00:34:43.421
‫اون رو تبرئه نکنید،

00:34:44.781 --> 00:34:46.741
‫چون تبرئه‌ی تورتورا به این معنیه که

00:34:46.821 --> 00:34:49.701
‫حرف‌های پاندیکو، ملوسو
‫و بارا رو باور نکردید.

00:34:50.901 --> 00:34:52.101
‫بنابراین،

00:34:52.541 --> 00:34:55.301
‫تبرئه‌ی همه‌ی متهمان!

00:34:56.061 --> 00:34:59.421
‫عالی‌جناب، یا همه رو
‫تبرئه کنید یا هیچ‌کس رو!

00:34:59.501 --> 00:35:02.341
‫قانون برای همه یکسانه.

00:35:03.181 --> 00:35:04.501
‫شما چاره‌ای ندارید.

00:35:08.141 --> 00:35:10.301
‫همین‌طوره! آفرین!

00:35:12.000 --> 00:35:19.000
آوا‌مــووی

00:35:20.981 --> 00:35:22.541
‫سلام.

00:35:26.461 --> 00:35:27.821
‫سلام، تولیو.

00:35:27.901 --> 00:35:31.181
‫هفته‌ی گذشته، در مودنا،
‫مصرف سبزیجات برگ‌پهن

00:35:31.261 --> 00:35:34.141
‫۷۰ درصد کمتر از حد معمول بود.

00:35:36.181 --> 00:35:40.021
‫نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل
‫دارای چهار رآکتور است

00:35:40.101 --> 00:35:43.461
‫که هر کدام ۱۰۰۰ مگاوات
‫برق تولید می‌کنند...

00:35:52.541 --> 00:35:53.901
‫اذیتت نمی‌کنه؟

00:35:54.581 --> 00:35:55.581
‫نه.

00:36:00.301 --> 00:36:01.621
‫اوضاع چطوره؟

00:36:03.741 --> 00:36:06.381
‫ما نتیجه‌گیری کردیم، حالا نوبت ماست.

00:36:08.301 --> 00:36:09.421
‫و؟

00:36:18.101 --> 00:36:19.461
‫تورتورا بی‌گناهه.

00:36:21.901 --> 00:36:23.701
‫مگه عضو کامورا نیست؟

00:36:24.941 --> 00:36:27.541
‫بارا اعتراف می‌کنه و
‫اسمی از تورتورا نمی‌بره.

00:36:28.061 --> 00:36:30.781
‫پاندیکو اعتراف می‌کنه و
‫اسمی از تورتورا نمی‌بره.

00:36:30.861 --> 00:36:33.341
‫اون فقط بعد از این‌که دادستان بهش
‫نشون می‌ده، این کار رو می‌کنه

00:36:33.421 --> 00:36:37.021
‫اسم تورتورا رو تو دفترچه‌ی دوست‌دختر پوکا،

00:36:37.101 --> 00:36:39.821
‫و حتی اسم تورتورا هم
‫نبود، بلکه «تورتونا» بود،

00:36:39.901 --> 00:36:41.341
‫با یک شماره تلفن.

00:36:41.741 --> 00:36:43.661
‫که مطابقت نداشت.

00:36:45.301 --> 00:36:49.141
‫فقط بعد از این‌که پاندیکو دفترچه رو دید

00:36:50.141 --> 00:36:53.101
‫اعتراف می‌کنه که تورتورا عضو کاموراست.

00:36:54.141 --> 00:36:58.301
‫بارا هم ازش پیروی می‌کنه،
‫اما نه تا بازجویی هجدهمش.

00:36:59.301 --> 00:37:02.901
‫از اونجا به بعد، بهمنی از
‫اعترافات، از ابراز پشیمانی،

00:37:02.981 --> 00:37:04.701
‫که همه‌شون کاملاً ساختگی بودن.

00:37:05.461 --> 00:37:08.381
‫و در واقع، حتی یک اتهام
‫هم تو دادگاه ثابت نشد،

00:37:08.461 --> 00:37:11.861
‫حتی یک مدرک هم باقی نموند.

00:37:12.461 --> 00:37:17.221
‫مسئله اینه که تقریباً همه‌ی قاضی‌ها

00:37:17.541 --> 00:37:20.741
‫تو سیستم دادگستری ناپل، از جمله خود من،

00:37:21.701 --> 00:37:25.861
‫حرف این مجرم‌ها رو که داشتن با
‫وقاحت تمام دروغ می‌گفتن، باور کردیم،

00:37:25.941 --> 00:37:28.341
‫بدون این‌که کوچک‌ترین شکی

00:37:29.701 --> 00:37:31.021
‫به پشیمانی‌شون داشته باشیم.

00:37:31.341 --> 00:37:34.221
‫قاضی‌ها اون‌قدر به سکوت عادت کردن،

00:37:35.101 --> 00:37:36.901
‫به این‌که حتی یک کلمه هم نشنون،

00:37:36.981 --> 00:37:39.541
‫که وقتی یک قاتل کامورا،

00:37:40.061 --> 00:37:42.781
‫ظاهراً بدون این‌که چیزی در ازاش بخواد،

00:37:42.861 --> 00:37:45.621
‫اعتراف می‌کنه، اسم می‌ده،
‫حقایق رو بازگو می‌کنه،

00:37:46.421 --> 00:37:50.181
‫برای یک قاضی مثل یک معجزه به نظر می‌رسه.

00:37:51.461 --> 00:37:52.901
‫می‌تونی تصور کنی؟

00:37:52.981 --> 00:37:55.821
‫یک اعتراف ضبط شده و امضا شده

00:37:55.901 --> 00:37:57.621
‫از یک شاهد همدست؟

00:37:58.101 --> 00:38:00.181
‫و در کنار اون، خیلی‌های دیگه.

00:38:00.701 --> 00:38:04.381
‫اون‌وقت راستی‌آزمایی لعنتی بی‌فایده می‌شه.

00:38:05.021 --> 00:38:06.421
‫من باورت می‌کنم!

00:38:06.901 --> 00:38:09.861
‫این یک عمل ایمانیه، یک تسکینه!

00:38:12.181 --> 00:38:14.741
‫اگه تورتورا بی‌گناهه، باید تبرئه بشه.

00:38:15.741 --> 00:38:17.621
‫این رو تو اتاق مشورت هم می‌گی؟

00:38:22.821 --> 00:38:24.421
‫۱۲ سپتامبر ۱۹۸۶

00:38:24.501 --> 00:38:28.141
‫- دفاعیات پایانی تموم شد.
‫- کارمون تمومه.

00:38:29.421 --> 00:38:31.861
‫اگه کسی از دفتر دادستانی،

00:38:31.941 --> 00:38:35.541
‫وکلا یا هر کدوم از متهمان
‫حرفی برای گفتن دارن،

00:38:35.621 --> 00:38:39.101
‫می‌تونن الان بگن، قبل از این‌که
‫تو اتاق مشورت تصمیم‌گیری کنیم.

00:38:41.101 --> 00:38:42.181
‫من دارم.

00:38:43.181 --> 00:38:44.341
‫می‌شنویم.

00:38:44.421 --> 00:38:47.141
‫- این ثبت می‌شه؟
‫- بله.

00:38:47.941 --> 00:38:49.301
‫تحریکشون نکن.

00:38:49.821 --> 00:38:52.461
‫غرور قاضی‌ها حد و مرزی نداره.

00:38:53.901 --> 00:38:55.621
‫سخنرانی نکن.

00:39:03.501 --> 00:39:05.661
‫آقای دادستان کل،

00:39:06.461 --> 00:39:10.781
‫یک چیز به طور خاص تو این
‫دادگاه آخر من رو آزار داد،

00:39:11.781 --> 00:39:15.421
‫و اون آخرین تغییریه که
‫به لطف شما متحمل شدم.

00:39:15.861 --> 00:39:18.781
‫من دیگه یک تاجر بدبین مرگ نیستم،

00:39:18.861 --> 00:39:21.101
‫بلکه حالا یک آدم ضعیفم، یک هالو،

00:39:21.861 --> 00:39:25.341
‫که اجازه داد گولش بزنن
‫چون پول کم آورده بود.

00:39:25.821 --> 00:39:27.981
‫من می‌خوام برای این دادگاه روشن کنم

00:39:28.581 --> 00:39:32.141
‫که اگه واقعاً تو یه لحظه ضعف
‫مواد مخدر معامله کرده بودم،

00:39:32.221 --> 00:39:34.421
‫کیلوها مواد مخدر، همون‌طور که گفته شده،

00:39:34.501 --> 00:39:36.821
‫خودم رو یه آدم ضعیف نمی‌دونستم

00:39:37.301 --> 00:39:38.541
‫بلکه یه مجرم می‌دونستم.

00:39:39.461 --> 00:39:43.781
‫و به همین دلیله که درخواست
‫تخفیف مجازات نمی‌کنم،

00:39:44.781 --> 00:39:46.901
‫اگه تشخیص دادید که گناهکارم

00:39:47.421 --> 00:39:48.701
‫پس بهم ۳۰ سال حبس بدید.

00:39:49.341 --> 00:39:52.701
‫آقای دادستان کل، دیدم
‫که رفتید و سرک کشیدید

00:39:52.781 --> 00:39:55.861
‫تو روزنامه‌های زرد ۳۰ سال پیش

00:39:55.941 --> 00:39:58.741
‫و درسته، تو یه مصاحبه

00:39:58.821 --> 00:40:04.101
‫داستانی تعریف کردم درباره اینکه
‫چطور تو بچگی، سال ۱۹۴۸،

00:40:04.181 --> 00:40:06.461
‫من و چند تا از دوستام برای تفریح می‌گفتیم

00:40:06.541 --> 00:40:09.661
‫که مریم مقدس رو تو یه غار دیدیم.

00:40:10.141 --> 00:40:12.301
‫اعتراف می‌کنم که شوخی جسورانه‌ای بود.

00:40:12.981 --> 00:40:15.781
‫برام سواله که شما هم
‫اصلاً جوون بودید یا نه،

00:40:16.501 --> 00:40:17.501
‫به خاطر خودتون امیدوارم بوده باشید.

00:40:18.181 --> 00:40:21.661
‫شما از این داستان یه نتیجه‌گیری کردید:

00:40:21.741 --> 00:40:26.861
‫اگه تو بچگی وانمود کرده مریم مقدس رو دیده،

00:40:27.581 --> 00:40:34.021
‫پس تورتورا تا ابد یه دروغگوئه،
‫پس می‌تونه عضو کامورا باشه،

00:40:34.701 --> 00:40:36.661
‫یه آدم هزارچهره.

00:40:37.661 --> 00:40:42.141
‫آقای دادستان کل، به نظرم خیلی کمتر جدیه

00:40:42.221 --> 00:40:45.861
‫که تو ۱۸ سالگی برای شوخی
‫وانمود کنی مریم مقدس رو دیدی،

00:40:45.941 --> 00:40:48.181
‫تا اینکه مثل شما باور کنی،

00:40:50.181 --> 00:40:51.821
‫حرف‌های جووانی پاندیکو رو،

00:40:52.461 --> 00:40:54.741
‫یه بیمار اسکیزوفرنی و یه قاتل،

00:40:55.141 --> 00:40:56.821
‫یا حرف‌های ملوسو رو،

00:40:57.141 --> 00:40:59.941
‫یه سارق و یه دلال محبت،

00:41:00.021 --> 00:41:03.941
‫یا بارا، یه قاتل زنجیره‌ای بی‌رحم،

00:41:04.021 --> 00:41:07.181
‫و این آدما رو به عنوان قهرمان نشون بدی!

00:41:10.741 --> 00:41:12.741
‫تو این دادگاه

00:41:14.061 --> 00:41:17.981
‫من متهمی نبودم که محاکمه بشم.

00:41:18.541 --> 00:41:20.461
‫تو بعضی لحظات، و این رو با لرز می‌گم،

00:41:20.541 --> 00:41:24.901
‫حس کردم دشمنی هستم که باید له بشم،

00:41:25.301 --> 00:41:27.381
‫چون این مرد ضعیف،

00:41:28.061 --> 00:41:32.181
‫از روز اول جرئت کرد
‫بی‌گناهیش رو اعلام کنه،

00:41:32.261 --> 00:41:34.061
‫چون این مرد ضعیف

00:41:34.501 --> 00:41:36.981
‫باور شما رو زیر و رو کرد

00:41:37.061 --> 00:41:40.261
‫که بر اساس اون، یا یه
‫مجرم سرسختی یا یه تواب.

00:41:40.341 --> 00:41:43.901
‫اما می‌شه یه بی‌گناه سرسخت هم بود.

00:41:44.701 --> 00:41:46.901
‫من بهای سنگینی برای این تفاوت دادم،

00:41:46.981 --> 00:41:50.981
‫با گرفتن ۱۰ سال حبس برای ارتباط
‫با کامورا، برای مواد مخدر...

00:41:51.061 --> 00:41:55.941
‫خواهش می‌کنم، به جرم توهین به
‫ذات همایونی، دوباره بهم توهین نکنید.

00:41:58.221 --> 00:42:02.101
‫حالا، باید با گفتن «من ایمان
‫دارم» حرفام رو تموم کنم.

00:42:02.181 --> 00:42:04.181
‫اما من سوال رو برمی‌گردونم.

00:42:04.501 --> 00:42:06.901
‫شما ایمان داشتید؟

00:42:09.821 --> 00:42:13.341
‫بهتون می‌گم، من بی‌گناهم!

00:42:13.421 --> 00:42:15.061
‫سه ساله دارم اینو فریاد می‌زنم،

00:42:15.141 --> 00:42:20.261
‫و پرونده‌ها و حقایقی که از این جلسات
‫به دست اومده هم همین رو می‌گن.

00:42:20.341 --> 00:42:22.621
‫من بی‌گناهم.

00:42:22.701 --> 00:42:25.581
‫از صمیم قلب امیدوارم

00:42:25.981 --> 00:42:27.821
‫که شما هم بی‌گناه باشید.

00:42:28.421 --> 00:42:29.421
‫ممنونم.

00:42:35.941 --> 00:42:37.821
‫می‌تونست از این یکی بگذره.

00:42:40.141 --> 00:42:41.821
‫ختم جلسه دادگاه اعلام می‌شه.

00:42:44.101 --> 00:42:45.341
‫عالیه.

00:42:54.501 --> 00:42:55.861
‫نفر بعدی؟

00:43:02.901 --> 00:43:05.341
‫تورتورا، انزو کلودیو مارچلو.

00:43:07.021 --> 00:43:09.901
‫به احترام قضات قیام کنید.

00:43:16.261 --> 00:43:20.341
‫۱۵ سپتامبر ۱۹۸۶، جلسه صدور حکم

00:43:32.301 --> 00:43:36.701
‫به نام مردم ایتالیا، دادگاه تجدیدنظر ناپل

00:43:36.781 --> 00:43:39.261
‫با توجه به ماده ۵۲۳ قانون
‫آیین دادرسی کیفری،

00:43:40.061 --> 00:43:42.101
‫و در اصلاح حکم

00:43:42.181 --> 00:43:44.381
‫مورخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۵،

00:43:44.461 --> 00:43:48.381
‫که توسط دادستانی عمومی و متهمان
‫مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفت،

00:43:48.461 --> 00:43:51.741
‫که برای رعایت اختصار نامشون رو نمی‌برم،

00:43:52.541 --> 00:43:56.821
‫سانفیلیپو سالواتوره را به دلیل
‫عدم ارتکاب جرم تبرئه می‌کند...

00:43:56.901 --> 00:43:59.421
‫- تبرئه‌م کردن!
‫- و ملوسو جووانی.

00:43:59.501 --> 00:44:04.421
‫افراد دارای سابقه محکومیت زیر را تبرئه
‫می‌کند: آتراوس وینچنزو، کورینو ماریو،

00:44:04.501 --> 00:44:07.501
‫مانداتو جراردو، مارزانو نادیا...

00:44:07.581 --> 00:44:10.741
‫وایرانو رناتو، والانزاسکا رناتو.

00:44:12.261 --> 00:44:14.621
‫محکومیت‌های حکم
‫تجدیدنظرخواسته را تأیید می‌کند

00:44:14.701 --> 00:44:17.821
‫و متهمان زیر را به پرداخت
‫هزینه‌های دادرسی محکوم می‌کند:

00:44:17.901 --> 00:44:20.581
‫آسکاریا ماریو روبرتو، دوناروما دومنیکو،

00:44:22.181 --> 00:44:25.381
‫ماتانو فرانکو، پاندیکو جووانی...

00:44:25.461 --> 00:44:29.021
‫«ایستگاه نهم، عیسی برای
‫سومین بار زمین می‌خورد.»

00:44:29.101 --> 00:44:32.381
‫به دلیل عدم ارتکاب عمل و جرایم مندرج

00:44:32.461 --> 00:44:36.781
‫در مواد ۴۱۶ و ۴۱۶-مکرر قانون مجازات،

00:44:36.861 --> 00:44:40.101
‫و به دلیل عدم وقوع عمل مجرمانه مندرج

00:44:40.181 --> 00:44:43.741
‫در ماده ۷۱ مواد مخدر، متهمان دارای
‫سابقه محکومیت زیر را تبرئه می‌کند:

00:44:43.821 --> 00:44:49.061
‫کوزولینو آنیلو، کوزولینو ریکاردو،
‫مارینیلو آنا، موچا لوئیجی

00:44:49.581 --> 00:44:51.501
‫و تورتورا انزو کلودیو.

00:44:52.421 --> 00:44:53.981
‫ختم جلسه دادگاه اعلام می‌شه.

00:44:54.061 --> 00:44:56.781
‫- همه‌تون عضو کامورا هستید!
‫- برو به جهنم!

00:44:59.981 --> 00:45:02.701
‫قاضی، یه نظر درباره حکم می‌دید.

00:45:02.781 --> 00:45:06.141
‫کسانی که حقشون بود رو محکوم
‫کردیم و بقیه رو تبرئه کردیم.

00:45:06.221 --> 00:45:09.821
‫این حکم تاریخی نشون‌دهنده
‫عدالتیه که عادلانه است.

00:45:14.141 --> 00:45:17.941
‫با وجود جایزالخطا بودن انسان‌ها،
‫به علم مطلق خدا ایمان دارم.

00:45:18.021 --> 00:45:20.501
‫رضایت زیادی وجود داره، اما حقیقت اینه

00:45:20.901 --> 00:45:21.981
‫که تورتورا عضو کاموراست!

00:45:22.381 --> 00:45:24.701
‫خدا همین الان داره ما رو می‌بینه.

00:45:25.621 --> 00:45:29.541
‫- صبر کنید، می‌خوام بگم که...
‫- دولت باید از ما حمایت کنه!

00:45:30.821 --> 00:45:33.741
‫موفق باشی! موفق باشی!

00:45:34.141 --> 00:45:37.821
‫بیا اینجا، باید یه بیانیه بدم. لعنت بهش!

00:45:37.901 --> 00:45:40.541
‫ایتالیا به پا خاسته! آره!

00:46:02.541 --> 00:46:05.621
‫«گریه کنید، کودکان بی‌گناه،

00:46:07.101 --> 00:46:09.261
‫بهتر است در خواب باشید اما صادق.

00:46:09.781 --> 00:46:12.501
‫در این سرزمین، بادی خشمگین

00:46:12.581 --> 00:46:15.461
‫در حال نابودی بیشه‌ها و جنگل‌هاست،

00:46:15.541 --> 00:46:18.101
‫و در آسمان خاکستری و تهدیدآمیز

00:46:18.821 --> 00:46:21.301
‫طوفان‌های وحشتناکی در حال شکل‌گیری است.»

00:46:21.981 --> 00:46:23.421
‫چرا می‌خندی؟

00:46:24.021 --> 00:46:25.661
‫نه، نمی‌خندم.

00:46:26.941 --> 00:46:29.661
‫- اون پاسکولی بود که نقل‌قول کردی؟
‫- پاندیکو.

00:46:30.501 --> 00:46:32.141
‫بازم یه جووانیه.

00:46:32.661 --> 00:46:35.581
‫- تبریک می‌گم، خیلی زیباست.
‫- ممنون.

00:46:40.581 --> 00:46:41.741
‫برای تو.

00:46:42.661 --> 00:46:45.301
‫چی؟ این کار ممنوعه.

00:46:45.941 --> 00:46:47.301
‫تو مرد جوون باهوشی هستی.

00:46:47.381 --> 00:46:50.461
‫- چند سالته، ۲۵ یا ۲۶؟
‫- ۲۴.

00:46:50.541 --> 00:46:53.021
‫هم‌سن تو که بودم، تو زندان بودم.

00:46:53.101 --> 00:46:55.221
‫برای اینکه بتونی این همه
‫مدت تو زندان دووم بیاری

00:46:55.301 --> 00:46:58.221
‫باید علایق و دوستی‌ها رو پرورش بدی.

00:46:58.301 --> 00:46:59.661
‫خواهش می‌کنم، نمی‌تونم.

00:46:59.741 --> 00:47:02.981
‫اگه در ازاش چیزی می‌خواستم نمی‌تونستی،

00:47:03.621 --> 00:47:05.661
‫اما من چیزی نمی‌خوام.

00:47:06.421 --> 00:47:09.981
‫فقط می‌خوام به یه عاشق شعر پاداش بدم.

00:47:10.701 --> 00:47:13.341
‫بگیر. بهم بی‌احترامی نکن.

00:47:14.981 --> 00:47:17.501
‫نه، خدا نکنه. بگیرش.

00:47:36.341 --> 00:47:38.221
‫این افسر فاسده!

00:47:39.181 --> 00:47:41.421
‫ازم یه ساعت اخاذی کرد!

00:47:41.861 --> 00:47:44.581
‫می‌خوام با رئیس زندان حرف بزنم! رئیس!

00:47:45.341 --> 00:47:47.861
‫این افسر فاسده.

00:47:48.421 --> 00:47:51.901
‫رئیس زندان رو صدا کنین! رئیس!

00:48:24.741 --> 00:48:27.901
‫میلان ۲۰ فوریه ۱۹۸۷

00:48:54.141 --> 00:48:55.301
‫خب،

00:48:56.181 --> 00:48:59.061
‫کجا بودیم؟

00:49:01.741 --> 00:49:06.941
‫می‌تونستم خیلی چیزا بگم،
‫اما فقط چند کلمه می‌گم.

00:49:07.021 --> 00:49:09.061
‫اجازه بدین یه چیزی بگم.

00:49:10.141 --> 00:49:13.741
‫خیلیا این دوران رو با من زندگی کردن،

00:49:14.981 --> 00:49:17.381
‫با من رنج کشیدن،

00:49:17.941 --> 00:49:20.461
‫تو این سال‌های وحشتناک.

00:49:20.541 --> 00:49:26.181
‫خیلیا هر کاری از دستشون برمیومد
‫برام کردن، مثلاً برام دعا کردن،

00:49:26.261 --> 00:49:28.661
‫و من هرگز فراموشش نمی‌کنم.

00:49:30.101 --> 00:49:31.581
‫و این یه تشکره

00:49:32.341 --> 00:49:35.821
‫از این آدمای عزیز و مهربون

00:49:37.221 --> 00:49:39.181
‫و باید بهم اجازه بدین که اینو بگم.

00:49:39.261 --> 00:49:41.341
‫خب، گفتمش.

00:49:41.861 --> 00:49:43.381
‫و یه چیز دیگه هم اضافه می‌کنم:

00:49:45.101 --> 00:49:46.181
‫من اینجام،

00:49:46.981 --> 00:49:48.181
‫می‌دونم،

00:49:48.741 --> 00:49:52.941
‫تا از طرف کسایی هم حرف
‫بزنم که نمی‌تونن حرف بزنن.

00:49:54.061 --> 00:49:55.421
‫و تعدادشون هم خیلی زیاده.

00:49:56.141 --> 00:49:57.821
‫خیلی زیاد.

00:49:58.741 --> 00:50:01.221
‫من اینجام، و به اینجا بودنم ادامه می‌دم،

00:50:02.701 --> 00:50:04.541
‫برای اونا هم که شده.

00:50:05.661 --> 00:50:07.141
‫و حالا

00:50:07.701 --> 00:50:09.221
‫بیایین شروع کنیم

00:50:09.781 --> 00:50:14.461
‫دقیقاً همون‌طور که قبلاً انجام می‌دادیم.

00:50:40.101 --> 00:50:41.741
‫ایناهاش!

00:50:43.341 --> 00:50:47.061
‫همراه با نت‌های «مارش پیروزی» از آیدا!

00:50:47.141 --> 00:50:50.621
‫خوش اومدی، کاپیتان.

00:50:50.701 --> 00:50:53.701
‫با قدم‌های تند راه افتاد.

00:50:53.781 --> 00:50:57.501
‫شاید تا الان حدس زده باشین کیه.

00:50:57.981 --> 00:51:01.421
‫پورتوبلوی ما!

00:51:01.861 --> 00:51:04.941
‫نماد برنامه‌ی ما.

00:51:05.741 --> 00:51:08.541
‫پورتوبلو، می‌خوای بیای بیرون؟

00:51:09.101 --> 00:51:14.861
‫ایناهاش. پورتوبلو برگشته.

00:51:18.981 --> 00:51:21.821
‫دلم می‌خواد شروع کنم

00:51:22.661 --> 00:51:26.061
‫با مهمونی که خیلی برام عزیزه.

00:51:26.141 --> 00:51:28.421
‫اون زنیه که در گذشته،

00:51:28.501 --> 00:51:31.661
‫نتونستم واقعاً درک کنم

00:51:31.741 --> 00:51:34.941
‫درد عمیق توی چشماشو.

00:51:35.021 --> 00:51:37.741
‫لطفاً با تشویق‌هاتون بهش خوش‌آمد بگین.

00:51:38.221 --> 00:51:40.661
‫خانم‌ها و آقایان، آرورا.

00:51:47.701 --> 00:51:51.021
‫اسمش یه فال نیک فوق‌العاده‌ست.

00:51:51.101 --> 00:51:53.901
‫از امشب به بعد، اون مهمون ثابت ما می‌شه

00:51:54.421 --> 00:51:55.821
‫و ما بهش می‌گیم

00:51:55.901 --> 00:51:59.261
‫دختر گریان مرموز.

00:52:15.501 --> 00:52:18.741
‫- انزو، زبونم بند اومده.
‫- یه لحظه صبر کن، بعدش جشن می‌گیریم.

00:52:19.141 --> 00:52:20.821
‫ولش کنین.

00:52:22.141 --> 00:52:24.141
‫اشکم رو درآوردی، ممنون.

00:53:19.461 --> 00:53:21.181
‫نمی‌خوای بپرسی چطور پیش رفت؟

00:53:39.421 --> 00:53:40.861
‫چطور پیش رفت؟

00:53:41.621 --> 00:53:43.821
‫عالی، یه موفقیت بزرگ.

00:53:49.021 --> 00:53:51.461
‫آنا، این واقعاً فصل آخره.

00:53:53.661 --> 00:53:56.741
‫دیگه نمی‌تونم این برنامه رو اجرا کنم.

00:53:59.381 --> 00:54:00.381
‫صبر کن.

00:54:03.701 --> 00:54:05.461
‫نظرم عوض نمی‌شه.

00:54:08.181 --> 00:54:10.061
‫و از الان می‌دونم چطور تمومش کنم.

00:54:10.581 --> 00:54:12.061
‫یعنی چی؟

00:54:12.661 --> 00:54:14.061
‫چیز غم‌انگیزی نیست،

00:54:14.901 --> 00:54:16.301
‫فقط یه تغییره.

00:54:35.581 --> 00:54:37.941
‫- انزو، همه‌چی آماده‌ست.
‫- اومدم.

00:54:39.141 --> 00:54:40.261
‫بابا.

00:54:40.981 --> 00:54:43.461
‫- میای؟
‫- الان میام.

00:54:51.381 --> 00:54:53.061
‫این‌طوری شد.

00:54:57.701 --> 00:54:59.701
‫دیگه نمی‌تونم این بازی رو ادامه بدم.

00:55:13.021 --> 00:55:14.501
‫رسیدیم.

00:55:20.000 --> 00:55:40.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:55:47.021 --> 00:55:51.901
‫خیلی ببخشید که حرفتون رو
‫قطع می‌کنم، اما ما تازه رسیدیم.

00:55:51.981 --> 00:55:55.421
‫۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ قسمت آخر پورتوبلو

00:55:55.501 --> 00:56:00.541
‫بچه‌هایی هستن که
‫نماینده‌ی تمام نقاط جهانن،

00:56:00.621 --> 00:56:02.821
‫یه بارون نم‌نم که داره بند میاد،

00:56:02.901 --> 00:56:05.421
‫تماشاچی‌های دوست‌داشتنی که امشب

00:56:05.501 --> 00:56:08.981
‫دوربین‌های پورتوبلو رو احاطه کردن.

00:56:09.061 --> 00:56:12.621
‫یه آغوش گرم برای مردم
‫میلان که برامون آوردن

00:56:12.701 --> 00:56:17.261
‫حیووناشون رو، کوچیک و بزرگ،
‫برای برنامه‌ی خداحافظی ما.

00:56:19.861 --> 00:56:22.181
‫تو این فضای غیرعادی،

00:56:22.261 --> 00:56:26.261
‫پایین پله‌های کشتی...

00:56:26.341 --> 00:56:29.341
‫منتظر شما بودیم تا شتر رو وارد کشتی کنین.

00:56:29.941 --> 00:56:32.741
‫بذارین وارد بشه.

00:56:32.821 --> 00:56:33.901
‫آروم.

00:56:34.541 --> 00:56:38.461
‫باید از آدم‌های خیلی زیادی تشکر کنم

00:56:38.541 --> 00:56:42.221
‫که مجبور می‌شم برنامه رو خیلی طولانی کنم.

00:56:42.301 --> 00:56:46.021
‫اما مخاطبان بی‌شماری که سال‌هاست
‫برنامه‌ی ما رو تماشا می‌کنن،

00:56:47.101 --> 00:56:49.461
‫درستش اینه که ازشون تشکر کنیم.

00:56:49.541 --> 00:56:51.461
‫ممنون از آنا، خواهرم،

00:56:51.541 --> 00:56:54.981
‫و آنجلو چیتریو که نویسنده‌های

00:56:55.061 --> 00:56:58.261
‫این برنامه‌ی ویژه‌ی جمعه بودن.

00:56:58.341 --> 00:57:01.021
‫ممنون از جیلیولا باربیری، از شبکه‌ی RAI 2

00:57:01.101 --> 00:57:03.581
‫و از همه‌ی کسانی که با سخت‌کوشی‌شون،

00:57:03.661 --> 00:57:06.781
‫جمعه به جمعه، این داستان رو خلق کردن.

00:57:07.421 --> 00:57:10.221
‫داستانی از افراد، از مردم.

00:57:13.021 --> 00:57:15.261
‫انزو تورتورا ۱۱ ماه بعد درگذشت.

00:57:15.341 --> 00:57:18.021
‫در ۵۹ سالگی.

00:57:18.657 --> 00:57:23.657
‫مترجم: اشکان هیدی

00:57:23.681 --> 00:57:31.681
«در این روزهای سخت، بیشتر از همیشه مراقب خودتون باشید»

00:58:59.341 --> 00:59:00.621
‫تمام اشارات به افراد و رویدادهای واقعی

00:59:00.701 --> 00:59:02.221
‫توسط نویسندگان به لحاظ
‫هنری پردازش شده است.

00:59:02.301 --> 00:59:04.461
‫نقش‌های مختلف برای اهداف
‫نمایشی بازآفرینی شده‌اند.

00:59:04.541 --> 00:59:06.621
‫هرگونه شباهت با افراد زنده یا درگذشته،

00:59:06.701 --> 00:59:08.341
‫که صراحتاً مشخص نشده باشند، تصادفی است.