﻿WEBVTT

00:00:01.960 --> 00:00:08.480
‫دلایل متنوعی برای مرگ هست. ‫پیری، خودکشی، بیماری...

00:00:08.480 --> 00:00:13.230
‫اما دلیل مرگی که تا همین امروزه مردم ازش وحشت دارن...

00:00:16.910 --> 00:00:18.170
‫مرگ توسط آتشه.

00:00:30.740 --> 00:00:32.320
‫من...

00:00:32.720 --> 00:00:35.410
‫انقدر شدید آسیب دیدم؟

00:00:35.410 --> 00:00:37.110
‫کارت عالی بود، اوگون!

00:00:38.040 --> 00:00:39.190
‫هیناوا، تو هم همینطور!

00:00:39.190 --> 00:00:40.660
‫ببخشید!

00:00:40.660 --> 00:00:42.970
‫از اونجایی که باید حواسم می‌بود اوگون توی تیررسم نباشه،

00:00:42.970 --> 00:00:45.260
‫نتونستم با یه تیر کارشو تموم کنم!

00:00:53.240 --> 00:00:55.530
‫یـ ـ یه حشره!
‫یو!

00:01:00.000 --> 00:01:10.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:02:31.010 --> 00:02:34.010
‫قسمت هــجدهــم
‫«طلسم نابودی»

00:02:41.920 --> 00:02:43.470
‫صدای چیه؟

00:02:43.470 --> 00:02:45.850
‫مبارزه‌شون اون بیرون شروع شده.

00:02:45.850 --> 00:02:47.180
‫ما هم باید عجله کنیم.

00:02:47.180 --> 00:02:48.470
‫آره.

00:02:48.470 --> 00:02:52.770
‫از اونجایی که بالأخره اومدم تو میراث خاندانم،
‫دلم می‌خواد حسابی توش بچرخم،

00:02:52.770 --> 00:02:54.890
‫ولی فکر نمی‌کنم برای این چیزا وقت داشته باشیم.

00:03:01.620 --> 00:03:04.360
‫وال، می‌دونی کلید چیه؟

00:03:04.700 --> 00:03:08.200
‫مطمئنم شروع‌کننده‌‌ی فاجعه‌ی بزرگه.

00:03:08.610 --> 00:03:10.550
‫اون رشته اعداده هم هست.

00:03:12.680 --> 00:03:14.620
‫عجب تکنولوژی‌ای داره.

00:03:14.620 --> 00:03:17.550
‫آره، ولی با توجه به چیزی که دارم می‌بینم،

00:03:17.550 --> 00:03:20.710
‫اینجاها همه‌ش برای پشتیبانی از ژنراتوره.

00:03:21.140 --> 00:03:23.990
‫براساس داده‌هایی که از پرستشگاهِ توی قاره به‌دست آوردیم،

00:03:23.990 --> 00:03:26.490
‫سوراخ کلید باید تو قسمت مرکزیش باشه.

00:03:26.960 --> 00:03:30.660
‫ولی براساس نقشه‌ای که جوکر بهمون داده،

00:03:30.660 --> 00:03:33.150
‫ساختار آماتراسو خیلی پیچیده‌تره.

00:03:33.590 --> 00:03:35.050
‫حواس‌تون باشه گم نشین، باشه؟

00:03:35.050 --> 00:03:37.990
‫ازمون جدا نشی ها، آرتور-سان.

00:03:38.700 --> 00:03:41.360
‫یه شوالیه به همچین نگرانی‌هایی نیاز نداره.

00:03:42.600 --> 00:03:44.370
‫خیره...

00:03:44.370 --> 00:03:45.700
‫آرتور!
‫آرتور-سان!

00:03:55.950 --> 00:03:58.770
‫ای وای! عه! یهو تاریک شد!

00:03:58.770 --> 00:04:01.710
‫جدی می‌گی؟ خراب شده.

00:04:01.710 --> 00:04:04.460
‫باورم نمی‌شه ابزاری که والکان ساخته خراب شده.

00:04:04.460 --> 00:04:06.460
‫می‌خواین با آتیشم اینجا رو روشن کنم؟

00:04:06.460 --> 00:04:08.710
‫نه، فضای اینجا خیلی خفه‌ست.

00:04:08.710 --> 00:04:11.590
‫اگه گاز مشتعلی آتیش بگیره کارمون تمومه.

00:04:11.990 --> 00:04:13.920
‫یکم دیگه می‌رسیم به مرکز.

00:04:14.430 --> 00:04:15.880
‫من جلو راه می‌رم.

00:04:15.880 --> 00:04:19.020
‫نور جلیقه‌های ضدآتشِ‌ همدیگه رو نشون کنین و نزدیک هم بمونین.

00:04:19.020 --> 00:04:20.150
‫متوجه شدم.

00:04:20.850 --> 00:04:22.260
‫خب دیگه. بریم.

00:04:28.430 --> 00:04:31.150
‫براساس نقشه، باید این جلو باشه...

00:04:36.090 --> 00:04:38.190
‫پشت این دره.

00:04:39.000 --> 00:04:41.290
‫مگه برق قطع نیست؟

00:04:41.290 --> 00:04:42.670
‫چطور می‌خوای بازش کنی؟

00:04:43.050 --> 00:04:45.290
‫چه در گنده‌ای هم هست.

00:04:47.850 --> 00:04:49.470
‫اینه. یو.

00:04:49.470 --> 00:04:50.180
‫بله.

00:04:50.420 --> 00:04:52.080
‫آوردمش.

00:04:52.080 --> 00:04:54.680
‫ابر باتری خارجی!

00:04:56.590 --> 00:04:58.900
‫خیلی‌خب. با این باز می‌شه!

00:05:02.770 --> 00:05:07.040
‫این هسته‌ایه که جدم برای آماتراسو ساخته.

00:05:07.330 --> 00:05:11.030
‫لطف کردین برام در رو باز کردین.

00:05:14.740 --> 00:05:17.460
‫فـــــیــــلـــــر!

00:05:21.760 --> 00:05:24.010
‫همه حواس‌شون به ورودیه!

00:05:24.010 --> 00:05:25.510
‫چطوری اومدی تو؟!

00:05:25.510 --> 00:05:29.970
‫حشرات بدون اینکه کسی متوجه بشه، می‌تونن از هرجایی وارد شن، نه؟

00:05:29.970 --> 00:05:32.480
‫آرتور، زحمتش با تو! ازت پشتیبانی می‌کنیم...

00:05:33.690 --> 00:05:35.980
‫عه؟ کجا رفت؟!

00:05:35.980 --> 00:05:38.440
‫آرتور-سان ازمون جدا شد؟

00:05:38.440 --> 00:05:41.390
‫بیخیال، شوخیه دیگه؟

00:05:45.340 --> 00:05:47.300
‫این یه «ویل آو ویسپ‌»ـه.
‫روشنایی مرداب‌
‫نوری اسرارآمیز که شب‌ها در مرداب‌ها و باتلاق‌ها دیده می‌شود و در فولکلور اروپایی
‫با نام‌هایی چون فانوس جک‌اُ، فانوس شیطان و شعلهٔ گمراه‌کننده شناخته می‌شود.

00:05:47.940 --> 00:05:50.060
‫والکان اینا کجا غیب‌شون زد؟

00:05:51.620 --> 00:05:55.190
‫که اینطور. هم‌رزمانی که توسط ارباب شیاطین ربوده شدن.

00:05:55.190 --> 00:05:56.990
‫دانجنی ظلمات.

00:05:56.990 --> 00:05:58.550
‫حتماً یه ایونتِ نجاته!

00:06:00.440 --> 00:06:06.530
‫به‌عنوان یه شوالیه، احمقانه بود برای مبارزه با
‫پادشاه اژدهایان؛ دراگون ‫یه ایونتِ نجات رو رد کنم.

00:06:06.890 --> 00:06:12.580
‫پادشاه شوالیه، آرتور بویل، بدون شک به این آزمون غلبه خواهد کرد!

00:06:17.120 --> 00:06:18.720
‫والکان، چیکار کنیم؟

00:06:18.720 --> 00:06:22.190
‫آرتور نیستش. خودمون باید یه‌کاریش کنیم!

00:06:24.730 --> 00:06:25.940
‫حالت خوبه، یو؟

00:06:27.980 --> 00:06:30.650
‫بله! حسابی قدردانم!

00:06:31.020 --> 00:06:34.410
‫قدردان تو و لیسا-سانم که اون‌موقع نجاتم دادین!

00:06:34.650 --> 00:06:37.240
‫همچنین قدردان شینرا-سان، آرتور-سان، سیستر-سان...

00:06:37.580 --> 00:06:39.590
‫و همه‌ی اعضای بخش هشتم که حواس‌شون بهم بود.

00:06:39.890 --> 00:06:43.200
‫فهمیدم به‌لطف شماست که زنده‌م!

00:06:43.480 --> 00:06:46.970
‫دکترها و پرستارهایی که روم جراحی انجام دادن هم همینطور!

00:06:46.970 --> 00:06:49.930
‫این دنیا سرشار از عشق و محبته!

00:06:49.930 --> 00:06:51.800
‫به‌لطف اون زخمی که باعث شد تا لب مرگ برم...

00:06:51.800 --> 00:06:54.880
‫تونستم باری دیگه متوجه این امر بشم!

00:06:54.880 --> 00:06:57.850
‫ازتون خیلی ممنونم، جاوانی-سان!

00:06:57.850 --> 00:06:59.930
‫ممنون که بهم شلیک کردید!

00:06:59.930 --> 00:07:01.200
‫باشه بابا. برو عقب.

00:07:01.200 --> 00:07:02.200
‫چشم.

00:07:03.400 --> 00:07:06.440
‫منم که دلم می‌خواد ازتون قدردانی کنم.

00:07:06.440 --> 00:07:10.360
‫به‌مدت ۲۵۰ سال، امن و امان نگهش داشتین.

00:07:10.360 --> 00:07:13.820
‫کلید آماتراسومون رو می‌گم.

00:07:13.820 --> 00:07:16.280
‫اون کلید مال جد منه!

00:07:16.280 --> 00:07:19.670
‫پس می‌دونی این چیه؟

00:07:19.670 --> 00:07:22.490
‫آره. حدودی می‌دونم چی توشه.

00:07:23.100 --> 00:07:24.710
‫عدد پی‌ـه، نه؟

00:07:24.710 --> 00:07:26.180
‫دقیقاً.

00:07:26.430 --> 00:07:31.330
‫در زمان‌های کهن، واعظ، عدد پی رو به‌عنوان طلسم نابودی تعیین کرد.

00:07:31.330 --> 00:07:32.550
‫طلسم؟

00:07:32.550 --> 00:07:36.810
‫بشریت همواره این طلسم نابودی رو به زبون میاره.

00:07:36.810 --> 00:07:40.740
‫و حالا که تجسم نابودی تثبیت شده،

00:07:40.740 --> 00:07:44.010
‫عدد پی‌ بالأخره پایان یافته.

00:07:44.010 --> 00:07:47.890
‫عدد پی تموم شده؟ اسکلی؟

00:07:47.890 --> 00:07:50.240
‫عدد پی بی‌نهایته.

00:07:50.240 --> 00:07:51.550
‫هیچوقت تموم نمی‌شه!

00:07:51.550 --> 00:07:55.710
‫اون بحث مال قبل از فاجعه‌ی بزرگِ پیشینه.

00:07:55.710 --> 00:07:58.490
‫عدد پی الان و گذشته که سرش نمی‌شه!

00:07:58.490 --> 00:08:03.280
‫مگه ماه و ستاره‌هایی که تو آسمون شب بودن رو ندیدی؟

00:08:03.570 --> 00:08:07.660
‫قوانین فیزیکیِ این دنیا متحول شده.

00:08:07.660 --> 00:08:12.170
‫همونطور که فاجعه‌ی بزرگِ قبلی،
‫ احتراق خودبه‌خودی رو تبدیل به امری رایج کرد،

00:08:12.170 --> 00:08:15.600
‫پی هم دیگه قابل محاسبه شده.

00:08:15.600 --> 00:08:18.000
‫و حالا که عدد پی حل شده،

00:08:18.000 --> 00:08:23.060
‫بالأخره بشریت داره تقلا می‌کنه تا به پایان تکاملش برسه.

00:08:23.060 --> 00:08:24.610
‫پایانش؟

00:08:24.610 --> 00:08:30.200
‫یه فرضیه هست که می‌گه پایان تکاملِ یه موجود زنده، نابودیشه...

00:08:30.200 --> 00:08:32.070
‫و اون فرضیه درسته.

00:08:32.070 --> 00:08:38.160
‫در تکاپوی نابودیِ فراتر از تکامل،
‫بشریت تصوری از خواست به مرگ رو به‌وجود آورده.

00:08:38.160 --> 00:08:45.890
‫اون تصور فاجعه‌ی بزرگه، خواسته‌شون برای
‫بازگشت به شعله‌ها و برگشت به خورشیده!

00:08:45.890 --> 00:08:47.640
‫حالا چرا خورشید؟

00:08:47.640 --> 00:08:50.170
‫مرگ و خورشید ربط‌شون چیه؟

00:08:50.920 --> 00:08:54.050
‫ستاره‌ای که به‌اسم خورشید می‌شناسیم...

00:08:54.050 --> 00:09:01.500
‫مدت‌ها پیش برای وفق پیدا کردن با نابودی، شاهد تحول
‫جوهره‌ی تجسمش بود و تبدیل به ستاره‌ای خروشان شد.

00:09:01.500 --> 00:09:05.630
‫این سیاره، در فاجعه‌ی بزرگی که در راهه...

00:09:05.630 --> 00:09:08.100
‫تبدیل به خورشید دوم خواهد شد!

00:09:10.310 --> 00:09:13.520
‫تمام ستون‌های انسانی که ناپدید شدن هم...

00:09:13.520 --> 00:09:17.450
‫الان توی آدولا دارن به وظیفه‌شون عمل می‌کنن.

00:09:17.700 --> 00:09:20.570
‫بیخیال. باورم نمی‌شه!

00:09:20.570 --> 00:09:22.830
‫هرچی نباشه، قیافه‌ی ماه اونطوری شده.

00:09:22.830 --> 00:09:25.650
‫الان نمی‌دونیم ممکنه چه اتفاقی بیفته.

00:09:26.020 --> 00:09:28.080
‫لیهت. لیهت!

00:09:28.080 --> 00:09:30.660
‫والکان-کون، همه‌شو شنیدم.

00:09:31.040 --> 00:09:33.480
‫سخت می‌شه حرفایی که زده رو باور کرد،

00:09:33.480 --> 00:09:36.220
‫ولی با توجه به تمام چیزایی که بخش هشتم تا الان فهمیده،

00:09:36.220 --> 00:09:38.090
‫باورش غیرممکن نیست!

00:09:47.470 --> 00:09:49.990
‫ما هم با وضعیت اینجا دست‌مون بنده،

00:09:49.990 --> 00:09:51.800
‫ولی هرطور شده خودمونو می‌رسونیم سمت شما!

00:09:51.820 --> 00:09:53.520
‫باید تا اون‌موقع یه‌طوری دووم بیارین!

00:09:53.520 --> 00:09:56.660
‫خب، کلاس درس‌مون تموم شد.

00:09:56.660 --> 00:09:59.530
‫باید به کارم برسم.

00:09:59.890 --> 00:10:01.610
‫برین کنار!

00:10:04.200 --> 00:10:05.670
‫نمی‌ذارم!

00:10:05.670 --> 00:10:08.660
‫جد والکان این آماتراسو رو ساخته!

00:10:08.660 --> 00:10:11.210
‫نمی‌ذارم به‌عنوان سلاح کشتارجمعی ازش استفاده کنی!

00:10:13.030 --> 00:10:15.910
‫نمی‌ذاری؟ چه حرف مسخره‌ای می‌زنی.

00:10:15.910 --> 00:10:17.370
‫از اولش...

00:10:17.370 --> 00:10:22.160
‫آماتراسو به‌عنوان یه وسیله‌ی نابودی برای
‫شروع فاجعه‌ی بزرگ ساخته شده بود!

00:10:22.160 --> 00:10:24.760
‫پس چرا جدم کلید رو مخفی کرد؟

00:10:24.990 --> 00:10:26.930
‫۲۵۰ سال پیش...

00:10:26.930 --> 00:10:32.490
‫شما خاندان جوزف، با ما توی ساخت آماتراسو همکاری کردین.

00:10:32.720 --> 00:10:35.770
‫«با ما»؟ تو کی هستی؟

00:10:37.710 --> 00:10:40.870
‫حین احداث آماتراسو...

00:10:41.170 --> 00:10:45.160
‫گروهی متشکل از اعضای اصلیِ آینده‌ی هایجیما وجود داشت.

00:10:45.160 --> 00:10:51.490
‫اجداد من، همراه اجداد تو
‫به‌عنوان مهندس توی اون گروه بودن.

00:10:51.490 --> 00:10:57.710
‫اجداد من هم مثل اجدادِ تو
‫مسئولیت منبع انرژی رو بر عهده داشتن.

00:10:58.030 --> 00:11:02.430
‫هرچند، شما جوزف‌ها...

00:11:13.450 --> 00:11:14.980
‫کی...

00:11:15.770 --> 00:11:17.230
‫اونجاست...

00:11:17.730 --> 00:11:19.190
‫کمـ...

00:11:20.110 --> 00:11:21.570
‫کمک...

00:11:22.110 --> 00:11:23.950
‫کمکم...
‫کنید...

00:11:28.090 --> 00:11:33.990
‫به‌طور احمقانه‌ای، اون فرد
‫قفلی روی قدرت حقیقیِ آماتراسو گذاشت...

00:11:33.990 --> 00:11:35.640
‫و مهرومومش کرد.

00:11:36.300 --> 00:11:40.890
‫به همین دلیل خاندان من
‫درحالی که منتظر زمان مناسب بودن...

00:11:40.890 --> 00:11:44.290
‫به نظارت بر خاندان جوزف ادامه دادن.

00:11:44.680 --> 00:11:46.460
‫نظارت؟

00:11:46.460 --> 00:11:50.750
‫بابابزرگ و آقاجونمو به دوزخی تبدیل کردی و کشتیشون!

00:11:50.750 --> 00:11:53.940
‫اونا احمقایی بودن که به خواستِ آدولا پشت کردن.

00:11:53.940 --> 00:11:56.650
‫من صرفاً آزادیِ شعله‌ها رو بهشون بخشیدم.

00:11:56.650 --> 00:11:58.230
‫عوضی...

00:11:58.230 --> 00:12:00.370
‫ای هیولا!

00:12:02.870 --> 00:12:06.320
‫من قدرتِ تحقیقاتمو بهت پیشکش کردم،

00:12:06.320 --> 00:12:09.380
‫و برمی‌گردی و با حماقتِ محض از پشت بهم خنجر می‌زنی؟!

00:12:11.320 --> 00:12:12.290
‫لیسا!

00:12:21.250 --> 00:12:22.370
‫حالت خوبه؟

00:12:22.370 --> 00:12:23.640
‫بگی نگی.

00:12:23.640 --> 00:12:25.600
‫بدنش چرا اونطوریه؟

00:12:27.180 --> 00:12:28.800
‫همه‌ش حشره‌ست.

00:12:30.040 --> 00:12:32.000
‫تمام اون پیچ‌وتاب‌های سیاه...

00:12:32.480 --> 00:12:35.330
‫همه‌ش یه توده از حشره‌ست.

00:12:38.990 --> 00:12:41.990
‫نیروی آتش
‫فصل ۳

00:12:55.930 --> 00:12:58.330
‫چیزی نیست. من اینجا پیشتم.

00:12:58.990 --> 00:13:02.410
‫داره با یه‌جور قدرتی حشراتو کنترل می‌کنه، نه؟

00:13:02.870 --> 00:13:04.430
‫یه نقشه‌ای دارم.

00:13:04.430 --> 00:13:05.840
‫باهم از پسش بر میایم.

00:13:06.300 --> 00:13:07.830
‫یو! همونی که ازت خواستم!

00:13:07.830 --> 00:13:08.680
‫چشم، قربان!

00:13:12.750 --> 00:13:13.720
‫پیداش کردم!

00:13:13.720 --> 00:13:17.690
‫فـــــیـــــلــــــر!

00:13:20.270 --> 00:13:23.230
‫یادت هست، فیلر؟

00:13:23.990 --> 00:13:25.810
‫و ـ والکان!

00:13:26.650 --> 00:13:28.900
‫لیسا! شاخک‌هاتو از اینجا رد کن!

00:13:28.900 --> 00:13:30.180
‫مسخره‌ست.

00:13:30.180 --> 00:13:32.260
‫ما درمورد سروکله‌زدن با حشرات تحقیق کردیم!

00:13:32.260 --> 00:13:37.040
‫حشرات با اندامی که انسان‌ها ندارن، جریانِ میدان‌های
‫مغناطیسی رو می‌بینن و طبق‌شون عمل می‌کنن!

00:13:37.040 --> 00:13:38.120
‫چی؟

00:13:46.860 --> 00:13:50.060
‫ا ـ این دیگه چیـــــه؟!

00:13:58.100 --> 00:14:02.540
‫با استفاده از تواناییِ لیسا، میدان‌های
‫مغناطیسی رو مختل و حشراتو پراکنده کردیم.

00:14:02.540 --> 00:14:04.410
‫پس این بدنِ واقعی‌ته.

00:14:04.410 --> 00:14:06.060
‫رقت‌انگیزه.

00:14:11.440 --> 00:14:14.110
‫رقت‌انگیزم؟

00:14:14.110 --> 00:14:17.040
‫من بارها و بارها و بارها به یه پل سنگی می‌کوبم...

00:14:17.040 --> 00:14:20.910
‫چون انقدر محتاطم که بی‌گدار به آب نمی‌زنم.

00:14:21.880 --> 00:14:25.090
‫نتونستی کارو یه‌سره کنی، والکان.

00:14:25.090 --> 00:14:27.550
‫به‌عنوان جایزه‌ی کاری که باهام کردی،

00:14:27.550 --> 00:14:31.120
‫هدیه‌ای از ترس و وحشت بهت تقدیم می‌کنم.

00:14:32.420 --> 00:14:35.370
‫یـ‌ ـ یه حشره!

00:14:35.970 --> 00:14:36.780
‫یو!

00:14:36.780 --> 00:14:37.640
‫امکان نداره!

00:14:44.210 --> 00:14:46.140
‫فرمانده! اون چی بود؟

00:14:46.140 --> 00:14:47.380
‫یه مسئله‌ی اضطراریه!

00:14:47.380 --> 00:14:49.620
‫خط دفاعی رو برگردون و کمک بفرست داخل!

00:14:51.190 --> 00:14:53.330
‫برو! خودم تنهایی از پسشون بر میام!

00:14:53.330 --> 00:14:54.080
‫روت حساب می‌کنم!

00:14:54.870 --> 00:14:56.460
‫دووم بیار، والکان!

00:15:02.840 --> 00:15:04.230
‫از اینجا...

00:15:04.710 --> 00:15:06.360
‫جلوتر نمی‌ری!

00:15:08.540 --> 00:15:09.790
‫برو کنار!

00:15:10.500 --> 00:15:12.600
‫اگه اون درو بسته نگه داره...

00:15:12.600 --> 00:15:14.770
‫پس بالأخره فهمیدی؟

00:15:14.770 --> 00:15:18.640
‫کسایی که اینجا معطل شدن، ما نیستیم.

00:15:31.310 --> 00:15:33.210
‫ماکی-سان، اون چی بود؟

00:15:33.210 --> 00:15:36.410
‫بعد از اینکه از هایجیما یه‌سری وسیله گرفتم، ساختمش.

00:15:36.410 --> 00:15:37.860
‫یه سبک جدیدِ لوله‌تفنگه.

00:15:38.330 --> 00:15:41.740
‫قبلاً وقتی از جنونِ شتاب‌دار استفاده می‌کرد،
‫یه تیر بیشتر نمی‌تونست بزنه.

00:15:41.740 --> 00:15:43.330
‫ولی با این لوله‌تفنگ‌ها...

00:15:45.970 --> 00:15:49.850
‫اون از لحظه‌ای که زاده شد، داشت می‌شنیدش!

00:15:49.850 --> 00:15:52.040
‫نومیدیِ بشریت رو!

00:15:52.580 --> 00:15:54.350
‫با اتصال به آدولا...

00:15:54.350 --> 00:15:57.230
‫تا زمانی که عقلشو از دست بده، ناظرش بود!

00:15:58.240 --> 00:16:01.140
‫ذهن‌های کثیف، تاریک و پهناورِ بشریت...

00:16:01.140 --> 00:16:04.800
‫توی ناخودآگاه جمعی کنارِ هم جمع شدن!

00:16:06.770 --> 00:16:12.480
‫از وقتی بچه بود می‌شنیدش؛ بچه‌ای که
‫باید زیر گریه می‌زد و مادرش نوازشش می‌کرد!

00:16:12.770 --> 00:16:16.360
‫فکر کردی خودش همچین زندگی‌ای رو می‌خواد؟!

00:16:16.740 --> 00:16:18.790
‫فاجعه‌ی بزرگ رو شروع...

00:16:19.290 --> 00:16:22.000
‫و هائومئا رو از این جهنم آزاد می‌کنم!

00:16:22.210 --> 00:16:24.960
‫فاجعه‌ی بزرگ این سیاره رو تطهیر می‌کنه!

00:16:25.570 --> 00:16:28.460
‫به این جهنم پایان می‌ده!

00:16:40.310 --> 00:16:41.460
‫یو!

00:16:41.460 --> 00:16:44.030
‫نه... لطفاً تمومش کن!

00:16:45.400 --> 00:16:47.970
‫والکان-کون. والکان-کون!

00:16:48.250 --> 00:16:49.470
‫یو...

00:16:49.470 --> 00:16:53.080
‫چی شده؟ لطفاً جواب بده! والکان-کون!

00:16:55.700 --> 00:16:59.590
‫یو با اصرار، همه‌‌ش دم کارگاهم میومد.

00:17:00.150 --> 00:17:04.210
‫هر دفعه هم لبخند می‌زد و ازم می‌خواست شاگردم بشه.

00:17:04.210 --> 00:17:06.600
‫و جوری اسباب‌بازی‌شو نگه می‌داشت که انگار براش عزیزه.

00:17:06.990 --> 00:17:12.280
‫همیشه فکر می‌کردم یه بچه مایه‌داره که محض مسخره‌بازی میاد پیشم.

00:17:16.000 --> 00:17:19.470
‫ولی یه روز، وقتی رفته بودم شهر که یه‌سری خرت‌وپرت بخرم...

00:17:20.740 --> 00:17:24.250
‫یو رو وسط خیابون پیدا کردم که پتو رو دور خودش پیچیده بود.

00:17:24.700 --> 00:17:28.450
‫وقتی ازش پرسیدم، گفت والدینش توی آتیش‌سوزی فوت شدن.

00:17:29.260 --> 00:17:32.730
‫بعد از اینکه همه‌چیو از دست داد،
‫تنها دلخوشی‌ای که واسه‌ش مونده بود...

00:17:32.730 --> 00:17:36.060
‫اسباب‌بازیِ قراضه‌ای بود که با احتیاط دستش می‌گرفت.

00:17:36.490 --> 00:17:40.450
‫پس یو می‌خواست مهندسی بشه که بتونه از آهن‌پاره وسیله بسازه،

00:17:40.450 --> 00:17:42.230
‫و سر همینم اومد به کارگاهم.

00:17:43.080 --> 00:17:45.960
‫از قبل تصمیم گرفته بودم که شاگردی قبول نکنم.

00:17:45.960 --> 00:17:49.350
‫از همین رو، یو رو به‌عنوان عضوی از خانواده‌م اونجا آوردم.

00:17:49.350 --> 00:17:51.230
‫هنوز خوب یادمه...

00:17:51.650 --> 00:17:53.860
‫که اون لحظه یو چطور لبخند زد.

00:17:56.330 --> 00:17:58.500
‫بعد یه مدت، لیسا هم سروکله‌ش پیدا شد.

00:17:58.780 --> 00:18:00.860
‫و سه‌تامون باهم زندگی می‌کردیم.

00:18:01.300 --> 00:18:06.820
‫به‌عنوان برادر بزرگ‌ترشون، قسم خوردم
‫ هرطور شده از یو و لیسا محافظت کنم.

00:18:08.230 --> 00:18:13.600
‫فقط یه مهندس توی یه کارگاهِ نقلی بودم،
‫ولی می‌خواستم خوشبخت‌شون کنم.

00:18:20.310 --> 00:18:21.760
‫والکان-کون!

00:18:22.210 --> 00:18:24.090
‫یه حشره یو رو گیر انداخته.

00:18:24.090 --> 00:18:24.780
‫چی؟

00:18:24.780 --> 00:18:28.120
‫نمی‌تونم بذارم یو اینطوری تبدیل به یه دوزخی شه!

00:18:28.120 --> 00:18:31.000
‫کمکش کن، لیهت! مختو لازم دارم!

00:18:31.260 --> 00:18:35.200
‫روش دیگه‌ای غیر میدان‌های مغناطیسی هست
‫ که باهاش بشه حشرات رو کنترل کرد؟

00:18:35.200 --> 00:18:38.300
‫بسپرش به من! برای همین اینجام.

00:18:38.300 --> 00:18:40.040
‫گوشِت با منه، والکان-کون؟

00:18:40.040 --> 00:18:42.440
‫روش‌هایی هست که حشرات باهاش هم‌نوع‌هاشونو کنترل می‌کنن...

00:18:42.440 --> 00:18:44.760
‫با توجه به شرایطت، دو احتمال وجود داره!

00:18:44.760 --> 00:18:46.910
‫اولیش اینه که با میدان‌های مغناطیسی...

00:18:46.910 --> 00:18:49.700
‫کاری کنی کنترلِ حس مسیریابی‌شون به‌هم بخوره.

00:18:49.700 --> 00:18:51.320
‫دومیش بخصوص‌تره،

00:18:51.320 --> 00:18:52.890
‫رقصِ زنبورهای عسل!

00:18:53.630 --> 00:18:58.140
‫احتمالش زیاده که دکتر جاوانی
‫ داره از طریق اون رقص، حشرات رو کنترل می‌کنه.

00:18:58.480 --> 00:19:00.990
‫لطفاً جلوی حشره‌ای که درحال رقصیدنه رو بگیر!

00:19:01.360 --> 00:19:02.190
‫لیسا!

00:19:02.190 --> 00:19:03.200
‫می‌دونم.

00:19:03.600 --> 00:19:05.150
‫نمی‌بخشمش.

00:19:05.150 --> 00:19:07.040
‫همینجا جلوشو می‌گیریم!

00:19:07.040 --> 00:19:09.820
‫هرطور شده سلاخیش می‌کنم!

00:19:36.180 --> 00:19:36.940
‫لیسا!

00:19:45.200 --> 00:19:48.870
‫یه‌نوع حشره‌ای رو به‌کار گرفته که جریان مغناطیسی روش اثر نکنه.

00:19:48.870 --> 00:19:51.350
‫و حالا داره می‌رقصه که باقیِ دسته‌شو کنترل کنه؟

00:19:51.830 --> 00:19:56.430
‫نه. اون به‌قدری محتاطه که
‫امکان نداره همینطوری بی‌گدار به‌آب بزنه.

00:19:56.430 --> 00:20:00.380
‫نمی‌تونم تصور کنم از حشره‌ای استفاده کنه
‫که احتمالِ نافرمانی داشته باشه.

00:20:01.040 --> 00:20:03.000
‫اونم یه مهندسه.

00:20:03.000 --> 00:20:04.880
‫پس نباید از حشرات استفاده کنه.

00:20:04.880 --> 00:20:08.230
‫برای کنترلشون، حتماً از حشراتِ مکانیکی استفاده کرده.

00:20:09.020 --> 00:20:13.470
‫اگه مکانیکیه، پس منبع حرارت و حرکاتش باید متفاوت باشن.

00:20:13.710 --> 00:20:16.090
‫بین این حجم عظیم حشره،

00:20:16.090 --> 00:20:18.900
‫حشراتِ مکانیکی‌ای که همه رو کنترل می‌کنن، پیدا می‌کنم!

00:20:18.900 --> 00:20:21.440
‫کجان؟ کجا قایم شدن؟

00:20:36.380 --> 00:20:37.600
‫والکان!

00:20:37.600 --> 00:20:38.460
‫هنوز نه!

00:20:41.450 --> 00:20:42.410
‫اونجا!

00:20:54.200 --> 00:20:56.110
‫لیسا! هفت‌تا ازشون هست!

00:20:59.390 --> 00:21:00.280
‫وال!

00:21:00.280 --> 00:21:01.430
‫نشون‌شون کردم!

00:21:01.780 --> 00:21:02.880
‫بیا تمومش کنیم!

00:21:07.420 --> 00:21:08.750
‫بسپرش به خودم!

00:21:16.820 --> 00:21:18.800
‫تمام حشرات مکانیکی رو له کردم!

00:21:19.210 --> 00:21:20.520
‫فقط مونده...

00:21:20.750 --> 00:21:23.040
‫جاوانی!

00:21:40.350 --> 00:21:42.740
‫کمـ... کمک...

00:21:43.100 --> 00:21:44.090
‫کمک...

00:21:52.980 --> 00:21:54.030
‫یو!

00:21:57.100 --> 00:21:58.410
‫یو؟

00:21:59.000 --> 00:22:02.870
‫من همینجام، والکان.
‫من همینجام، والکان.

00:22:02.870 --> 00:22:03.830
‫یو...

00:22:03.830 --> 00:22:07.940
‫نتونستی کارو یه‌سره کنی، والکان.
‫نتونستی کارو یه‌سره کنی، والکان.

00:22:08.590 --> 00:22:13.890
‫با استفاده از یک حشره تونستم وارد بدنش بشم.
‫با استفاده از یک حشره تونستم وارد بدنش بشم.

00:22:14.310 --> 00:22:18.230
‫جواب عدد پی اینجاست.
‫جواب عدد پی اینجاست.

00:22:18.230 --> 00:22:21.100
‫وقتشه جواب‌هامون رو مقایسه کنیم.
‫وقتشه جواب‌هامون رو مقایسه کنیم.

00:22:21.450 --> 00:22:24.600
‫فاجعه‌ی بزرگ درحال آغازه.
‫فاجعه‌ی بزرگ درحال آغازه.

00:22:24.620 --> 00:22:34.620
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:22:38.000 --> 00:22:42.010
‫ادامه دارد

00:22:42.030 --> 00:22:52.030
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:24:11.920 --> 00:24:12.470
‫نیروی آتش فصل ۳

00:24:12.540 --> 00:24:14.670
‫حالا، بیا پیشروی کنیم...

00:24:14.670 --> 00:24:16.890
‫به سوی پایانِ این داستان.

00:24:16.890 --> 00:24:19.460
‫نومیدی چیز بخصوصی نیست.

00:24:19.480 --> 00:24:22.130
‫نومیدی به ما توی بخش هشتم نمیاد!

00:24:22.130 --> 00:24:23.980
‫قسمت بعدی، «کسانی که می‌جنگند.»

00:24:23.980 --> 00:24:26.780
‫بازگشت به شعله‌های عظیم آتش، لاتوم.