﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:00:19.333 --> 00:00:21.208
‫خب، الان دیگه حسابی دستت پُره.

00:00:21.291 --> 00:00:23.250
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

00:00:23.333 --> 00:00:25.208
‫- جنازه.
‫- جداً؟

00:00:25.291 --> 00:00:27.333
‫درگیر جمع و جور کردن
‫یه مست تو تیمم بودم.

00:00:27.416 --> 00:00:28.791
‫این که مشکل تو نیست.

00:00:28.875 --> 00:00:31.708
‫نه، نیست. ولی یه قضیه‌ای
‫هست که بهت مربوط میشه.

00:00:31.791 --> 00:00:33.166
‫چطور مگه؟

00:00:33.250 --> 00:00:35.625
‫یه چیزایی شنیدم که اون یارو عوضیه
‫تو دیرپمیس، از همونجا تو بیمارستان

00:00:35.708 --> 00:00:37.416
‫داره برای پلیس‌ها
‫بلبل‌زبونی می‌کنه.

00:00:39.416 --> 00:00:42.125
‫اوه. خب این اصلاً
‫نشونه‌ی خوبی نیست.

00:00:44.041 --> 00:00:46.625
‫باشه، دمت گرم که خبر دادی.

00:00:50.000 --> 00:00:57.000
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]

00:01:06.274 --> 00:01:08.291
‫- بله؟
‫- تامم.

00:01:10.333 --> 00:01:12.250
‫فکر کنم یه دردسر
‫بزرگ برامون درست شده.

00:01:48.904 --> 00:01:52.460
‫«کارآگاه هوله»

00:02:00.208 --> 00:02:05.000
‫قاتلای سریالی معمولاً
‫مرد هستن. سفیدپوست،

00:02:05.083 --> 00:02:08.208
‫و بین ۲۴ تا ۴۰ ساله.

00:02:08.291 --> 00:02:10.083
‫ترجیح میدن تنهایی کار کنن،

00:02:10.166 --> 00:02:12.666
‫هرچند بعضی از قاتلای
‫سریالی هم با هم کار می‌کنن،

00:02:12.750 --> 00:02:14.250
‫مثلاً دو نفری.

00:02:15.166 --> 00:02:18.333
‫اما تو موارد مَثلِه کردن،
‫مثل همین صحنه‌ی جرم،

00:02:18.416 --> 00:02:22.958
‫کاملاً مشخصه که قاتل
‫داره تنهایی کار می‌کنه.

00:02:23.583 --> 00:02:26.666
‫اولین قربانی بر اساس
‫محیط انتخاب میشه.

00:02:26.750 --> 00:02:28.791
‫یه جایی رو انتخاب
‫می‌کنه که خوب می‌شناسه.

00:02:31.166 --> 00:02:32.958
‫این بالا، طبقه‌ی پنجم.

00:02:34.875 --> 00:02:38.875
‫یه مثال کلاسیک از اولین
‫قربانی، مادر خود قاتله.

00:02:39.625 --> 00:02:42.416
‫قاتلای سریالی معمولاً یه سری
‫تشریفات خاص برای خودشون دارن.

00:02:42.500 --> 00:02:45.416
‫خیلیا فکر می‌کنن هر قاتلی
‫اینطوریه. ولی این درست نیست.

00:02:45.500 --> 00:02:47.500
‫با این حال، اگه با یه قتل
‫تشریفاتی روبرو شدین،

00:02:47.583 --> 00:02:50.375
‫احتمال زیادی هست که
‫کار یه قاتل سریالی باشه.

00:02:52.708 --> 00:02:56.833
‫ما به این نتیجه رسیدیم که
‫دو نوع قاتل سریالی داریم.

00:02:56.916 --> 00:02:59.833
‫روان‌آزار و جامعه‌ستیز.

00:02:59.916 --> 00:03:04.750
‫یه سایکوپت نمی‌تونه تو یه شغل دووم بیاره،
‫نه حرفه‌ای داره نه تحصیلات درست و حسابی.

00:03:04.833 --> 00:03:09.041
‫معمولاً هم یه
‫سوءپیشینه‌ی قطور داره،

00:03:09.125 --> 00:03:10.875
‫و همین باعث میشه
‫راحت بهش مشکوک بشن.

00:03:10.958 --> 00:03:15.125
‫اما یه جامعه‌ستیز خیلی
‫عادی، معقول، باهوش،

00:03:15.208 --> 00:03:16.958
‫و از نظر روانی
‫سالم به نظر می‌رسه،

00:03:17.041 --> 00:03:18.875
‫درسته، ولی منظورم
‫اینه که اول باید بگیریمش.

00:03:18.958 --> 00:03:21.416
‫چیزی هست که به دردمون
‫بخوره؟ یه چیز کاربردی؟

00:03:21.500 --> 00:03:23.375
‫به اونجا هم می‌رسیم، والر.

00:03:24.500 --> 00:03:28.291
‫قاتل‌ها به زمان نیاز دارن.
‫چون کارشون اصلاً راحت نیست.

00:03:28.375 --> 00:03:30.291
‫قتلی که وسط هفته اتفاق می‌افته

00:03:30.375 --> 00:03:34.791
‫با قتلی که تو تعطیلات آخر هفته یا
‫یه تعطیلی طولانی رخ میده فرق داره.

00:03:34.875 --> 00:03:39.625
‫چون دومی نشون میده که قاتل
‫احتمالاً یه شغل تمام‌وقت داره.

00:03:39.708 --> 00:03:44.250
‫و این خودش یعنی یه
‫جامعه‌ستیز این قتل رو انجام داده.

00:03:44.333 --> 00:03:46.583
‫پس وقتی طرف ما یه نفر رو
‫تو تعطیلات تابستونی می‌کشه،

00:03:46.666 --> 00:03:50.166
‫یعنی ممکنه شاغل
‫باشه، و یه جامعه‌ستیزه؟

00:03:50.250 --> 00:03:51.583
‫ممکنه.

00:03:52.208 --> 00:03:54.541
‫- این به اندازه‌ی کافی کاربردی بود، والر؟
‫- آره.

00:03:54.625 --> 00:03:59.000
‫ولی فکر کنم اگه فقط روی همین پرونده
‫تمرکز کنی، بیشتر به دردمون می‌خوره.

00:03:59.083 --> 00:04:01.291
‫تا الان سه تا قربانی داریم.

00:04:01.375 --> 00:04:04.000
‫دو تا قربانی. لیسبت
‫بارلی هنوز مفقوده…

00:04:04.083 --> 00:04:07.291
‫شرمنده، ولی نه، سه تا قتل
‫اتفاق افتاده، من تضمین می‌کنم.

00:04:07.916 --> 00:04:12.000
‫و فاصله‌ی زمانی بین
‫قتل‌ها هم دقیقاً یکسان بوده.

00:04:12.625 --> 00:04:16.125
‫تشریفات مثله کردن و
‫تزئین جسد به این شکل…

00:04:16.208 --> 00:04:19.250
‫قاتل هر سه بار دقیقاً
‫همین الگو رو پیاده کرده.

00:04:19.333 --> 00:04:22.125
‫این یعنی ما هنوز تو مراحل اولیه‌ایم
‫و قاتل کنترل اوضاع رو دستش داره.

00:04:22.791 --> 00:04:24.833
‫خب انتخاب هدف و محل قتل چی؟

00:04:24.916 --> 00:04:27.208
‫جالبه، خیلی جالبه.

00:04:27.291 --> 00:04:28.750
‫ببخشید، چیش جالبه؟

00:04:28.833 --> 00:04:31.833
‫قربانی‌ها و مکان‌هایی
‫که قاتل انتخاب می‌کنه،

00:04:31.916 --> 00:04:33.708
‫در واقع دقیقاً برعکس
‫اینو نشون میده.

00:04:33.791 --> 00:04:34.958
‫چطور؟

00:04:35.458 --> 00:04:39.166
‫اولین قربانی، کامیلا لوئن،
‫تو آپارتمانش تنها کشته شد.

00:04:39.250 --> 00:04:41.750
‫خیلی راحت می‌تونست
‫بره تو و بیاد بیرون،

00:04:41.833 --> 00:04:44.958
‫با کمترین ریسک
‫شناسایی یا دستگیر شدن.

00:04:45.458 --> 00:04:47.750
‫قتل دوم، لیسبت بارلی رو می‌دزده،

00:04:47.833 --> 00:04:49.958
‫وسط یه خیابون
‫شلوغ، اونم روز روشن.

00:04:50.041 --> 00:04:54.166
‫احتمالاً از یه ماشین پلاک‌دار هم
‫استفاده کرده. داره ریسک‌پذیر میشه.

00:04:54.250 --> 00:04:56.541
‫قتل سوم که دیگه
‫رسماً دیوانه‌بازی بود.

00:04:56.625 --> 00:04:59.833
‫آخه دستشویی زنونه
‫تو یه ساختمون اداری؟

00:04:59.916 --> 00:05:02.666
‫یارو خیلی شانس آورده که
‫کسی ندیدتش و شناسایی نشده.

00:05:03.416 --> 00:05:05.333
‫خب پس نتیجه‌گیریت چیه؟

00:05:05.416 --> 00:05:09.250
‫راستش، به احتمال زیاد با یه
‫جامعه‌ستیز به ظاهر متعادل طرفیم،

00:05:09.333 --> 00:05:11.875
‫ولی اصلاً نمی‌دونیم که
‫قراره بزنه به سیم آخر،

00:05:11.958 --> 00:05:14.583
‫یا اینکه می‌تونه
‫تمایلاتش رو کنترل کنه.

00:05:14.666 --> 00:05:15.875
‫باید امیدوار به چی باشیم؟

00:05:15.958 --> 00:05:19.541
‫تو حالت اول، فکر کنم
‫قراره یه قتل‌عام راه بیفته…

00:05:19.625 --> 00:05:21.583
‫ولی شانس دستگیر کردنش رو داریم.

00:05:21.666 --> 00:05:24.291
‫تو حالت دوم، فاصله‌ی
‫زیادی بین قتل‌ها می‌افته،

00:05:24.375 --> 00:05:26.625
‫اما گرفتنش خیلی سخت‌تر میشه.

00:05:26.708 --> 00:05:28.458
‫بین بد و بدتر گیر کردین.

00:05:28.541 --> 00:05:30.250
‫خودت انتخاب کن، کارآگاه.

00:05:31.500 --> 00:05:33.541
‫باشه. ممنون، استوله.

00:05:33.625 --> 00:05:35.500
‫پیشنهاد می‌کنم از
‫اینجا شروع کنیم…

00:05:36.291 --> 00:05:40.916
‫از هرکسی که تا الان باهاش حرف
‫زدیم، تک‌تک دوباره بازجویی کنیم.

00:05:41.000 --> 00:05:44.666
‫الان چشم‌های زیادی رومونه،
‫حتی از جامعه‌ی بین‌المللی.

00:05:48.666 --> 00:05:52.916
‫پس شما تو شرکت وصول مطالبات ای‌بی‌سی
‫بودین تا درباره‌ی سمعک صحبت کنین، درسته؟

00:05:53.000 --> 00:05:54.458
‫وکیلم دیگه داره پیر میشه،

00:05:54.541 --> 00:05:59.083
‫واسه همین برای بررسی یه قرارداد
‫نمایندگی خاص، به یه وکیل جدید نیاز داشتم.

00:05:59.166 --> 00:06:00.916
‫بله، و شما رفتین سراغ وکلایی

00:06:01.000 --> 00:06:03.583
‫که تخصصشون تو وصول
‫مطالبات پیش‌پاافتاده‌ست؟

00:06:03.666 --> 00:06:05.541
‫تا قبل از شروع جلسه
‫متوجه این موضوع نشده بودم.

00:06:05.625 --> 00:06:08.458
‫تازه داشتیم دو کلمه
‫حرف می‌زدیم که…

00:06:09.000 --> 00:06:10.750
‫اون بلبشو راه افتاد.

00:06:10.833 --> 00:06:12.875
‫پس اگه دنبال یه
‫وکیل جدید می‌گردین،

00:06:12.958 --> 00:06:15.333
‫حدس می‌زنم با چند نفر
‫دیگه هم قرار ملاقات گذاشتین.

00:06:15.416 --> 00:06:16.791
‫چه اسم‌هایی تو لیستتون هست؟

00:06:16.875 --> 00:06:20.458
‫اکثر شرکت‌ها تا آخر تعطیلات
‫تابستونی مشاوره‌ای نمی‌دادن.

00:06:20.541 --> 00:06:23.500
‫شرکت وصول مطالبات
‫ای‌بی‌سی خیلی بیشتر راه اومد.

00:06:23.583 --> 00:06:25.083
‫جناب، من اینجا مظنونم؟

00:06:26.208 --> 00:06:27.458
‫آره، همه مظنونن.

00:06:30.666 --> 00:06:31.833
‫منطقیه.

00:06:33.208 --> 00:06:35.041
‫اینی که می‌شنوم لهجه‌ست؟

00:06:36.541 --> 00:06:38.333
‫آره، ممکنه، من…

00:06:39.083 --> 00:06:41.875
‫من زیاد خارج میرم،
‫پس احتمالاً مال همونه.

00:06:41.958 --> 00:06:43.458
‫که این‌طور. کجاها میرین؟

00:06:44.458 --> 00:06:46.666
‫خب، یه خونه‌ی
‫کوچیک تو تایلند دارم.

00:06:46.750 --> 00:06:50.166
‫واسه نظارت رو تولیدکننده‌های
‫سمعکمون میرم سوئیس.

00:06:50.250 --> 00:06:53.041
‫ولی بیشتر تو خود نروژ سفر
‫می‌کنم، به مراکز درمانی، کلینیک‌ها

00:06:53.125 --> 00:06:54.416
‫و مؤسساتی شبیه به اینا.

00:06:55.000 --> 00:06:56.916
‫همسر یا خانواده‌ای دارین؟

00:06:57.541 --> 00:07:00.916
‫اگه لطف کنین یه نگاه کوچیک به
‫یادداشت‌های همکار جذابتون، اسکاره بندازین،

00:07:01.000 --> 00:07:03.458
‫که زحمت نوشتنش رو کشیده،
‫خودتون می‌بینین که ندارم.

00:07:03.541 --> 00:07:05.583
‫من و ترولس تنها زندگی می‌کنیم.

00:07:06.833 --> 00:07:08.625
‫ترولس یه شارپی‌ـه.

00:07:09.625 --> 00:07:10.583
‫ینی سگه.

00:07:12.541 --> 00:07:14.250
‫اوهوم… عالیه.

00:07:14.333 --> 00:07:17.166
‫میشه بهم بگین چه اتفاقی افتاد؟

00:07:17.250 --> 00:07:19.458
‫خب، فکر کنم همکارتون اسکاره…

00:07:19.541 --> 00:07:23.166
‫آره، اینجا نوشته، اینو می‌دونم، ولی
‫الان شما داستان خودت رو تعریف کن.

00:07:26.666 --> 00:07:28.833
‫- سلام.
‫- سلام. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

00:07:28.916 --> 00:07:32.500
‫چند دقیقه دیگه با
‫هاله جلسه دارم.

00:07:32.583 --> 00:07:34.041
‫پنج طبقه اومدن بالا شوخی نیست…

00:07:34.125 --> 00:07:37.083
‫با منشی صحبت کردم، و…

00:07:37.166 --> 00:07:39.000
‫باربارا اسوندسن.

00:07:39.083 --> 00:07:41.166
‫باربارا اسوندسن، ازش
‫یه لیوان آب خواستم،

00:07:41.250 --> 00:07:42.916
‫اونم رفت ته راهرو.

00:07:43.000 --> 00:07:44.166
‫- آره.
‫- اوهوم.

00:07:44.250 --> 00:07:45.333
‫برنگشت،

00:07:45.416 --> 00:07:47.708
‫واسه همین منم رفتم تو
‫راهرو دنبال هاله بگردم،

00:07:47.791 --> 00:07:49.375
‫همون وکیلی که باهاش قرار داشتم.

00:07:51.000 --> 00:07:52.291
‫- سلام.
‫- سلام!

00:07:52.375 --> 00:07:54.208
‫- کلاوزن هستم.
‫- عه، کلاوزن! سلام!

00:07:54.291 --> 00:07:57.250
‫به جز باربارا اسوندسن، کس
‫دیگه‌ای رو دیدین که رفت و آمد کنه…

00:07:57.333 --> 00:07:58.166
‫نه!

00:07:58.250 --> 00:08:00.833
‫هیچ‌کس نبود، فقط چند
‫نفری که اونجا کار می‌کردن.

00:08:00.916 --> 00:08:02.833
‫بیخیال، من قبلاً
‫همه‌ی اینا رو گفتم.

00:08:02.916 --> 00:08:06.875
‫می‌دونم، ولی اینجا دقیقاً
‫ننوشته کدوم کارمندها رو دیدین.

00:08:08.291 --> 00:08:10.125
‫همه مظنونن، درسته.

00:08:10.875 --> 00:08:12.458
‫اهم، به اتاق نیاز دارم، هری.

00:08:13.208 --> 00:08:14.125
‫باشه، می‌تونی بری.

00:08:14.750 --> 00:08:15.875
‫- ممنون.
‫- تو نه.

00:08:16.583 --> 00:08:18.208
‫تو می‌تونی بری. ایشون می‌مونن.

00:08:19.833 --> 00:08:21.041
‫من می‌مونم.

00:08:25.833 --> 00:08:28.708
‫- داشتی می‌گفتی؟
‫- خانم نظافتچی اومد.

00:08:29.250 --> 00:08:32.083
‫ولی بعدش رفت اون‌ورتر، ته راهرو.

00:08:32.166 --> 00:08:34.541
‫- این تیکه‌اش رو می‌دونم.
‫- بله.

00:08:34.625 --> 00:08:38.666
‫یه یارویی رو هم دیدم
‫که کت و شلوار تنش بود…

00:08:38.750 --> 00:08:39.916
‫خوش‌تیپ بود.

00:08:40.708 --> 00:08:42.000
‫یه کم قهوه ریخت.

00:08:42.083 --> 00:08:44.458
‫بعدش هم غیبش زد. ندیدم کجا رفت.

00:08:44.541 --> 00:08:47.416
‫لابد رفته تو اتاق خودش دیگه.

00:08:47.500 --> 00:08:49.625
‫آها، یه پیک هم بود البته.

00:08:49.708 --> 00:08:51.666
‫- همون پیک دوچرخه‌سواره؟
‫- آره.

00:08:51.750 --> 00:08:55.375
‫قبل از اینکه برم دنبال هاله،
‫اون پیکه گذاشت رفت بیرون.

00:08:56.083 --> 00:09:00.041
‫خب قاعدتاً که کارمند اونجا
‫به حساب نمی‌اومد، ولی خب،

00:09:00.125 --> 00:09:01.958
‫کاملاً معلوم بود
‫واسه کار اومده اونجا.

00:09:02.041 --> 00:09:03.500
‫چیه، چرا زل زدی به من؟

00:09:03.583 --> 00:09:05.625
‫قیافه‌ش چطوری بود؟
‫قدبلند بود؟ لاغر؟

00:09:05.708 --> 00:09:09.375
‫آخه من از کجا باید بدونم؟
‫داشت از در می‌رفت بیرون دیگه.

00:09:09.458 --> 00:09:12.041
‫- یه آدم معمولی بود، مثل خودم، می‌فهمی؟
‫- شل و ول؟

00:09:12.875 --> 00:09:13.750
‫شل و ول؟

00:09:14.250 --> 00:09:16.625
‫- مطمئنم که حق نداری بهم شل و ول بگی.
‫- همین‌جا باش.

00:09:23.000 --> 00:09:27.350
‫می‌تونی لیست سفارش‌های پیک‌های
‫دوچرخه‌سوار تو روز قتل رو برام دربیاری؟

00:09:27.375 --> 00:09:30.291
‫- آره، سه‌سوته ردیفش می‌کنم.
‫- ولی اول باید…

00:09:30.375 --> 00:09:32.416
‫اول به تک‌تک
‫شرکت‌های پیک زنگ بزن.

00:09:32.500 --> 00:09:35.041
‫آمار بگیر ببین کسی تو اسلو به شرکت ای‌بی‌سی
‫بسته‌ای فرستاده یا ازشون چیزی تحویل گرفته.

00:09:35.125 --> 00:09:38.416
‫- باشه، فقط اینکه تو مسئول پرونده…
‫- اسکاره. انجامش بده.

00:09:40.666 --> 00:09:42.750
‫این یارو، کلاوزن، تونست
‫نشونه‌ای هم ازش بده؟

00:09:42.833 --> 00:09:44.333
‫یه تیشرت مشکی تنش بود.

00:09:44.416 --> 00:09:47.750
‫با شلوارک دوچرخه‌سواری، و کفش‌هایی
‫که موقع راه رفتن تق‌تق صدا می‌داد.

00:09:47.833 --> 00:09:49.875
‫در مورد قدش خیلی مطمئن نبود.

00:09:49.958 --> 00:09:52.083
‫عینک دودی و کلاه ایمنی هم داشت،

00:09:52.166 --> 00:09:55.250
‫ولی جالب‌ترین نکته‌ش
‫اینه که ماسک زده بود.

00:09:55.333 --> 00:09:57.375
‫این‌طوری بوده که تونسته
‫بره تو آپارتمان کامیلا.

00:09:58.041 --> 00:09:59.875
‫شک نکن، فقط کافی
‫بوده زنگ رو بزنه.

00:09:59.958 --> 00:10:02.625
‫این پیک‌ها جلوی دوربین‌های
‫مداربسته همیشه ماسک دارن.

00:10:02.708 --> 00:10:06.041
‫پس می‌تونسته با یه دسته گل
‫یا یه بسته‌ی پستی بره دم در.

00:10:06.125 --> 00:10:09.208
‫از وقتی کلاوزن می‌رسه تا زمانی
‫که می‌بینه پیک از پذیرش میره بیرون،

00:10:09.291 --> 00:10:10.875
‫کلاً چهار دقیقه طول کشیده.

00:10:10.958 --> 00:10:14.375
‫خودت که می‌دونی، بیشتر
‫پیک‌ها بسته‌شون رو تحویل میدن

00:10:14.458 --> 00:10:16.000
‫و همون موقع میزنن به چاک.

00:10:16.083 --> 00:10:19.000
‫آخه چرا باید چهار
‫دقیقه اونجا معطل کنه؟

00:10:19.083 --> 00:10:21.416
‫باشه. به بچه‌ها میگم
‫آمار پیک‌ها رو دربیارن

00:10:21.500 --> 00:10:23.458
‫که زمان قتل‌ها تو
‫صحنه‌ی جرم بودن یا نه.

00:10:23.541 --> 00:10:26.291
‫آره. یه مسئله‌ی دیگه هم
‫هست که باید بهش فکر کنیم.

00:10:28.083 --> 00:10:30.708
‫اینکه لازمه در مورد پیک‌های
‫ناشناس هشدار عمومی بدیم یا نه.

00:10:30.791 --> 00:10:32.875
‫- باشه، من با مولر صحبت می‌کنم.
‫- باشه.

00:10:32.958 --> 00:10:33.875
‫هی، هری.

00:10:33.958 --> 00:10:36.333
‫کارت عالی بود. واقعاً محشر بود.

00:10:36.416 --> 00:10:37.250
‫هوم.

00:10:51.166 --> 00:10:53.041
‫مرگ یک نفر تایید شده…

00:10:53.125 --> 00:10:56.916
‫پس از حمله‌ی دیروز به
‫کلوپ موتورسواری دیرپمیس.

00:10:57.000 --> 00:10:59.750
‫استفاده از سلاح‌های
‫خودکار و شعله‌افکن…

00:10:59.833 --> 00:11:01.375
‫مردم رو به‌شدت وحشت‌زده کرده…

00:11:49.000 --> 00:11:50.083
‫آهای؟

00:11:53.000 --> 00:11:55.166
‫کسی نیست؟

00:11:57.083 --> 00:11:59.958
‫- می‌تونم کمکت کنم، پسرم؟
‫- بله.

00:12:00.041 --> 00:12:01.291
‫من از اداره پلیس مزاحم میشم.

00:12:02.666 --> 00:12:04.666
‫راستی… داستان این…

00:12:04.750 --> 00:12:07.500
‫ستاره‌های روی اون در پشتی چیه؟

00:12:08.916 --> 00:12:11.708
‫منظورت… ستاره پنج‌پره؟

00:12:11.791 --> 00:12:13.000
‫اوهوم.

00:12:13.083 --> 00:12:14.333
‫چطور مگه؟

00:12:14.416 --> 00:12:15.833
‫مشکلی دارن؟

00:12:15.916 --> 00:12:18.666
‫نه، نه، فقط برام سوال
‫شد که دقیقاً معنیشون چیه؟

00:12:20.958 --> 00:12:22.666
‫ستاره‌های پنج پر، پسرم،

00:12:22.750 --> 00:12:26.000
‫نمادهای مذهبی
‫به‌شدت باستانی هستن.

00:12:26.625 --> 00:12:30.166
‫اولین بار روی سنگ‌قبرهایی پیدا شدن
‫که بیشتر از هزار سال قدمت داشتن.

00:12:31.583 --> 00:12:34.750
‫خب، پس یعنی نماد یه چیز خوبن؟

00:12:34.833 --> 00:12:37.083
‫البته، مال ما که این‌طوریه.

00:12:38.583 --> 00:12:39.583
‫اما…

00:12:40.833 --> 00:12:44.250
‫وقتی برعکس بشه و…

00:12:44.875 --> 00:12:46.666
‫و شاخک‌های پایینش
‫رو به بالا قرار بگیرن…

00:12:48.250 --> 00:12:51.958
‫اون‌وقت میشه نشونه‌ی اینکه داری
‫وارد قلمروی شیطان‌شناسی میشی.

00:12:53.166 --> 00:12:54.166
‫شیاطین؟

00:12:55.083 --> 00:12:58.166
‫آموزه‌های شیطانی خالی از خرد.

00:13:09.041 --> 00:13:11.625
‫رد اون پیک تو شرکت
‫ای‌بی‌سی به هیچ‌جا نرسید؟

00:13:11.708 --> 00:13:15.208
‫راستش، ما تو شبکه‌های اجتماعی،
‫رادیو و تلویزیون اطلاعیه دادیم.

00:13:15.958 --> 00:13:17.666
‫تا الان بیست و چهار تا
‫گزارش مردمی داشتیم.

00:13:17.750 --> 00:13:20.375
‫که تقریباً همون چیزایی که
‫می‌دونستیم رو تایید می‌کنن.

00:13:21.708 --> 00:13:24.458
‫باید بری سراغ خبرنگارهایی
‫که بیرون ای‌بی‌سی بودن.

00:13:24.541 --> 00:13:26.541
‫شاید اگه طرف برگشته باشه
‫اونجا، فیلمی چیزی ازش داشته باشن.

00:13:26.625 --> 00:13:29.625
‫خودت که می‌دونی این حرف که قاتل
‫برمی‌گرده به صحنه‌ی جرم، فقط یه افسانه‌ست؟

00:13:29.708 --> 00:13:32.041
‫اگه دنبال یه قاتل
‫سریالی جامعه‌ستیز باشیم،

00:13:32.125 --> 00:13:35.708
‫اون‌وقت این تحقیقات رو مثل یه
‫بازی هیجان‌انگیز کوچیک می‌بینه

00:13:35.791 --> 00:13:37.583
‫که داره مدام با پلیس انجام میده.

00:13:37.666 --> 00:13:38.708
‫از این طرف.

00:13:40.250 --> 00:13:42.458
‫نظر بچه‌های پزشکی قانونی چیه؟

00:13:42.541 --> 00:13:45.458
‫ما به‌شدت کمبود نیرو
‫داریم و از برنامه‌مون عقبیم.

00:13:45.541 --> 00:13:49.041
‫با این حال، یه سری پرونده‌های جاری
‫رو گذاشتیم کنار تا به این قربانی‌ها برسیم.

00:13:49.125 --> 00:13:53.333
‫هیچ اثری از مایع منی، پوست یا مو
‫نیست، حتی یه قطره خون هم پیدا نکردیم.

00:13:54.208 --> 00:13:56.916
‫مطلقاً هیچ نشانه‌ای از
‫تجاوز جنسی وجود نداره.

00:13:57.000 --> 00:13:59.250
‫تنها مدرک فیزیکی‌ای
‫که از مجرم به جا مونده

00:13:59.333 --> 00:14:01.208
‫فقط خود جای گلوله‌هاست.

00:14:01.833 --> 00:14:04.333
‫- این خیلی جالبه.
‫- چیش جالبه؟

00:14:04.416 --> 00:14:07.500
‫اینکه اینجا هیچ اثری
‫از تجاوز جنسی نیست.

00:14:07.583 --> 00:14:09.333
‫پس لابد قضیه ربطی
‫به مسائل جنسی نداره.

00:14:09.416 --> 00:14:13.416
‫نه، انگیزه‌ی یه قاتل سریالی همیشه یه
‫جورایی به سکس ربط پیدا می‌کنه. همیشه.

00:14:15.208 --> 00:14:17.833
‫شاید با یه چشم‌چران طرفیم.

00:14:19.041 --> 00:14:21.666
‫- طرف دوست داره تماشا کنه.
‫- نکته‌ی خوبی بود، هری.

00:14:21.750 --> 00:14:26.750
‫احتمال داره برای ارضای جنسی
‫نیازی به لمس کردنش نداشته باشه.

00:14:26.833 --> 00:14:28.875
‫شاید خود عمل کشتن

00:14:28.958 --> 00:14:31.666
‫یا دیدن جنازه‌ی
‫قربانیش براش کافیه.

00:14:32.708 --> 00:14:34.416
‫در مورد لیسبت بارلی چی؟

00:14:34.500 --> 00:14:36.708
‫خب، ما انگشت قطع‌شده‌ش
‫رو بررسی کردیم،

00:14:36.791 --> 00:14:38.708
‫و چیزی که فعلاً
‫می‌تونیم بهتون بگیم اینه که

00:14:38.791 --> 00:14:41.666
‫سطح و جهت بریدگی‌ها
‫کاملاً نشون میده که

00:14:41.750 --> 00:14:45.500
‫تو هر سه مورد از یه چاقو
‫یا ابزار مشابه استفاده شده.

00:14:45.583 --> 00:14:48.208
‫اسلحه‌های تو صحنه‌ی جرم چی شدن؟

00:14:48.291 --> 00:14:51.416
‫آزمایش‌ها تایید می‌کنن که
‫همونا تو قتل‌ها استفاده شدن،

00:14:51.500 --> 00:14:53.583
‫ولی شماره‌سریال‌هاشون پاک شده.

00:14:53.666 --> 00:14:56.333
‫رد همون سوهانی رو دارن که روی
‫بیشتر اسلحه‌های توقیفی‌مون هست.

00:14:56.416 --> 00:14:59.000
‫این اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست.
‫اسلو الان پر از اسلحه‌ست.

00:14:59.083 --> 00:15:01.000
‫داره تبدیل میشه به مونتانا.

00:15:02.250 --> 00:15:05.833
‫[آفتن‌پوستن]

00:15:05.916 --> 00:15:07.791
‫مایا، وضعیت پرونده‌ی
‫بارلی به کجا رسید؟

00:15:07.875 --> 00:15:11.333
‫تو مقاله نوشته که تویا هارانگ تو نمایش
‫پیگمالیون جای خواهرش رو می‌گیره.

00:15:11.416 --> 00:15:13.083
‫تا قبل از ناهار واسه
‫چاپ آماده میشه.

00:15:13.166 --> 00:15:14.750
‫خوبه. نقل‌قولی هم از کسی داری؟

00:15:14.833 --> 00:15:15.833
‫ویلی بارلی:

00:15:15.916 --> 00:15:18.458
‫ اینکه ‘نمایش باید ادامه پیدا
‫کنه’ فراتر از یه کلیشه‌ی تکراریه.

00:15:18.541 --> 00:15:20.083
‫کار ما حیاتی و مهمه،

00:15:20.166 --> 00:15:23.541
‫و می‌دونم هر اتفاقی هم بیفته،
‫لیسبت با روحش در کنار ما خواهد بود.

00:15:23.625 --> 00:15:25.375
‫معلومه که شرایط الان خیلی سخته،

00:15:25.458 --> 00:15:28.041
‫اما ما سعی می‌کنیم این غم
‫رو به یه چیز مثبت تبدیل کنیم.

00:15:28.125 --> 00:15:30.041
‫ برای همین این نمایش
‫رو به لیسبت تقدیم می‌کنیم.

00:15:30.125 --> 00:15:33.916
‫باشه. از این زاویه‌ی احساسیش خوشم
‫اومد، زهر بخش‌های تاریک‌ترمون رو می‌گیره.

00:15:34.000 --> 00:15:35.000
‫بقیه‌ی بچه‌ها توجه کنن.

00:15:35.083 --> 00:15:40.000
‫پرونده‌ی قاتل دوچرخه‌سوار اولویت اول ماست،
‫بقیه‌ی خبرها رو می‌تونین فعلاً بذارین کنار.

00:16:08.500 --> 00:16:09.958
‫- هی.
‫- سلام.

00:16:12.125 --> 00:16:13.333
‫چه خبرا؟

00:16:13.416 --> 00:16:14.500
‫هیچی، درگیر کار.

00:16:15.166 --> 00:16:16.791
‫آره، خب… منم همین‌طور.

00:16:18.125 --> 00:16:19.208
‫خب امم…

00:16:20.208 --> 00:16:21.166
‫امم…

00:16:21.875 --> 00:16:24.125
‫می‌خواستم استخر فروگنر
‫رو بهت یادآوری کنم.

00:16:24.208 --> 00:16:25.958
‫گفتی فردا اولگ رو
‫با خودت می‌بری.

00:16:27.125 --> 00:16:29.750
‫آره، معلومه. مایوم هم آماده‌ست.

00:16:30.875 --> 00:16:32.916
‫فکر نکنم تا حالا تو
‫رو با مایو دیده باشم.

00:16:33.416 --> 00:16:34.583
‫چه شکلیه؟

00:16:35.333 --> 00:16:37.958
‫رنگش تیره‌ست. ولی خب یه…

00:16:38.041 --> 00:16:40.541
‫- هوله، یه چیزی برات فرستادم.
‫- یه‌جورایی مارک‌داره.

00:16:40.625 --> 00:16:43.666
‫آها. اون شورت
‫باکسریه که برات خریدم.

00:16:43.750 --> 00:16:45.666
‫آره، واسه شنا کردن هم خوبن. چیه؟

00:16:45.750 --> 00:16:47.541
‫- یه ایمیل برات فرستادم…
‫- باشه… امم…

00:16:47.625 --> 00:16:50.791
‫- ببین، ببخشید ولی من باید برم.
‫- باشه.

00:16:51.458 --> 00:16:53.458
‫باشه. خداحافظ.

00:16:54.718 --> 00:16:57.010
‫اون ایمیلی که فرستادم رو دیدی؟

00:16:57.666 --> 00:17:00.125
‫عکس‌های صحنه‌ی جرم
‫رو میگی؟ آره، ممنون.

00:17:00.208 --> 00:17:01.708
‫مایا اک از روزنامه
‫آفتن‌پوستن فرستادتشون.

00:17:01.791 --> 00:17:03.458
‫به نظر میاد در عوضش
‫ازم می‌خواد که…

00:17:04.041 --> 00:17:06.967
‫یه مصاحبه‌ای چیزی باهاش بکنم.

00:17:07.666 --> 00:17:09.500
‫واسه اداره هم خوبه که یه…

00:17:10.125 --> 00:17:11.812
‫تغییر چهره‌ای بده
‫و وجهه‌ش بهتر بشه.

00:17:14.041 --> 00:17:15.666
‫- پس همینه دیگه.
‫- آره.

00:17:16.458 --> 00:17:17.458
‫- ممنون.
‫- خواهش.

00:17:33.583 --> 00:17:34.791
‫[آپارتمان کامیلا لوئن]

00:17:51.916 --> 00:17:54.958
‫هی، کلیدهای آپارتمان کامیلا
‫لوئن هنوز دست ماست؟

00:17:55.041 --> 00:17:56.995
‫شاید پیش بیورن هولم باشه.

00:18:11.333 --> 00:18:13.083
‫مرسی که با این وقت
‫کم خودت رو رسوندی.

00:18:15.875 --> 00:18:17.000
‫چی می‌خوای؟

00:18:17.083 --> 00:18:19.583
‫اومدم بهت هشدار بدم.

00:18:20.791 --> 00:18:22.541
‫اودین و دیرپمیس هی
‫دارن تو گوشم می‌خونن

00:18:22.625 --> 00:18:25.458
‫که دیگه از پس پول
‫محموله‌های اسلحه برنمیان.

00:18:25.541 --> 00:18:28.083
‫میگن دلیلش اینه که تو
‫بازار رو قبضه کردی.

00:18:29.291 --> 00:18:30.208
‫خب…

00:18:31.666 --> 00:18:34.041
‫واسه همین نقشه کشیدن
‫یه گلوله تو مغزت خالی کنن.

00:18:35.250 --> 00:18:37.166
‫چرا آمارشون رو به من میدی؟

00:18:37.250 --> 00:18:40.916
‫چون تو پولت از پارو بالا میره و
‫منم مشتری دست‌به‌نقد رو ترجیح میدم.

00:18:45.958 --> 00:18:48.208
‫حرفی از زمان و مکانش نزدن؟

00:18:49.083 --> 00:18:50.625
‫ممکنه هر لحظه پیداشون بشه.

00:18:53.791 --> 00:18:56.250
‫در حال حاضر تو
‫بیمارستان آکر هستن.

00:20:31.833 --> 00:20:32.750
‫حسش کن.

00:20:43.416 --> 00:20:44.333
‫آروم باش، چیزی نیست.

00:20:46.000 --> 00:20:53.000
آوا‌مــووی

00:20:55.875 --> 00:20:58.250
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

00:21:03.541 --> 00:21:04.958
‫دارم کار می‌کنم.

00:21:08.166 --> 00:21:09.166
‫سر کاری؟

00:21:09.250 --> 00:21:12.625
‫آره، خیالم راحت بود
‫که درو قفل کردم، انگار…

00:21:12.708 --> 00:21:13.541
‫آندرس؟

00:21:14.500 --> 00:21:16.333
‫آره، قفلش کرده بودی.

00:21:17.166 --> 00:21:19.916
‫اما واسه محکم‌کاری یه کلید
‫یدک دارم. کلید سرایدارئه.

00:21:20.708 --> 00:21:21.916
‫اِ، تو که بیداری.

00:21:23.458 --> 00:21:25.333
‫یادت رفت قرص خوابت رو بخوری؟

00:21:26.250 --> 00:21:28.750
‫شوهرت یه سروصدایی اون
‫بالا شنید و با خودش گفت نکنه…

00:21:28.833 --> 00:21:32.500
‫…دزد زده باشه به خونه‌ی
‫کامیلا لوئن ، ولی خب…

00:21:36.833 --> 00:21:37.875
‫نکن.

00:21:37.958 --> 00:21:39.666
‫دیگه واقعاً باید بخوابی.

00:21:41.125 --> 00:21:41.958
‫شب بخیر.

00:21:46.666 --> 00:21:49.541
‫- باز چی شده؟
‫- نکن... چرا اونو پوشیدی؟

00:21:50.333 --> 00:21:52.041
‫بس کن. فقط برو بگیر بخواب.

00:21:58.875 --> 00:22:01.625
‫ببخشید کارآگاه. قهوه میل دارین؟

00:22:02.875 --> 00:22:04.458
‫ام… آره، ممنون.

00:22:08.583 --> 00:22:11.208
‫پس همسرتون قرص خواب می‌خوره؟

00:22:15.416 --> 00:22:17.458
‫ام… هروئین.

00:22:17.541 --> 00:22:19.583
‫شوخی کردم بابا.
‫زوپیتین می‌خوره. خب…

00:22:21.125 --> 00:22:22.541
‫بدون نسخه هم می‌شه خریدش،

00:22:22.625 --> 00:22:23.916
‫حداقل تو خارج که این‌طوره.

00:22:25.125 --> 00:22:28.083
‫یه تیر و دو نشونه‌ست، چون
‫واسه اضطراب هم جواب میده.

00:22:28.166 --> 00:22:29.000
‫هوم.

00:22:30.250 --> 00:22:32.375
‫- جفتتون زوپیتین مصرف می‌کنین؟
‫- نه.

00:22:32.458 --> 00:22:33.333
‫من نمی‌خورم.

00:22:36.291 --> 00:22:39.083
‫آره، اضطراب
‫زاییده‌ی رهایی و آزادیه،

00:22:39.166 --> 00:22:41.416
‫و من ترجیح میدم اون
‫آزادی رو دودستی بچسبم.

00:22:42.291 --> 00:22:44.125
‫اگه بتونی اضطرابت
‫رو خودت مهار کنی،

00:22:44.208 --> 00:22:46.625
‫اون وقت می‌تونی کنترل
‫زندگیت رو کاملاً تو دستت بگیری.

00:22:48.250 --> 00:22:50.375
‫باید کتابای هایدگر رو
‫بخونی. حتماً خوشت میاد.

00:22:51.875 --> 00:22:53.583
‫پس یعنی شما اضطراب ندارین؟

00:22:53.666 --> 00:22:55.916
‫- منم اضطراب دارم.
‫- جدی؟

00:22:56.000 --> 00:22:56.833
‫اوه، آره.

00:22:58.083 --> 00:23:00.041
‫شما اضطراب داری.

00:23:00.708 --> 00:23:01.833
‫آره.

00:23:03.083 --> 00:23:04.958
‫ولی این قاتله، ذره‌ای
‫اضطراب نداره.

00:23:07.083 --> 00:23:07.958
‫واقعاً؟

00:23:08.458 --> 00:23:09.750
‫دلیلش چیه؟

00:23:10.416 --> 00:23:12.458
‫بار سنگین انتخاب
‫کردن رو دوش ماست.

00:23:14.166 --> 00:23:15.208
‫تصمیم‌گیری‌ها.

00:23:17.333 --> 00:23:18.791
‫ولی یه قاتل همچین
‫باری رو دوشش نیست.

00:23:20.083 --> 00:23:21.416
‫جدی؟ آخه چرا؟

00:23:22.291 --> 00:23:24.791
‫خب، اون فقط یه ابزاره، زندگی‌ش…

00:23:25.541 --> 00:23:27.875
‫هدف و مسیر مشخصی داره.

00:23:28.416 --> 00:23:30.875
‫اون مثل من و شما
‫سردرگم نیست. اون…

00:23:31.666 --> 00:23:34.708
‫اون روی یه هدف قفل شده، واسه
‫همین شب‌ها هم راحت می‌خوابه.

00:23:36.458 --> 00:23:38.708
‫پس به نظرت هدف
‫این یارو تو زندگی چیه؟

00:23:39.541 --> 00:23:41.125
‫دیگه تا الان باید
‫دستت اومده باشه.

00:23:44.750 --> 00:23:46.291
‫تمام این زن‌ها…

00:23:47.375 --> 00:23:48.541
‫آدمای بی‌بندوباری بودن.

00:23:50.250 --> 00:23:51.333
‫که این‌طور؟

00:23:51.916 --> 00:23:54.958
‫باربارا سوندسن هر
‫روز با یکی می‌پرید.

00:23:56.500 --> 00:24:00.666
‫لیسبت بارلی الان شوهر داره،
‫ولی قبل از اون معروف بود به اینکه…

00:24:01.541 --> 00:24:02.875
‫یه خراب تمام‌عیاره.

00:24:03.500 --> 00:24:05.875
‫هوم. اونوقت قضیه‌ی…

00:24:06.833 --> 00:24:08.208
‫کامیلا لوئن چیه؟

00:24:10.041 --> 00:24:12.291
‫اونم همچین آدم پاک
‫و معصومی نبود.

00:24:15.416 --> 00:24:18.291
‫پس یعنی رسالتش به عنوان
‫یه قاتل اینه که یه جور…

00:24:18.375 --> 00:24:19.875
‫که بشه ابزار دست خدا.

00:24:21.708 --> 00:24:23.958
‫نامه به عبرانیان، باب
‫سیزده، آیه‌ی چهار.

00:24:24.958 --> 00:24:27.791
‫خداوند افراد بی‌بندوبار و
‫زناکار را مجازات خواهد کرد.

00:24:30.500 --> 00:24:31.375
‫آره.

00:24:32.791 --> 00:24:33.833
‫اینو قبلاً شنیدم.

00:24:35.541 --> 00:24:36.875
‫حله. میرم تو نَخش.

00:24:36.958 --> 00:24:38.166
‫عبرانیان.

00:24:38.250 --> 00:24:39.708
‫در ضمن...

00:24:40.291 --> 00:24:41.590
‫کتابای هایدگر رو
‫هم حتماً می‌خونم.

00:24:42.708 --> 00:24:44.390
‫بابت قهوه هم دستت درد نکنه.

00:24:45.833 --> 00:24:47.250
‫راستی تا یادم نرفته،

00:24:47.958 --> 00:24:50.375
‫شما که تو کار
‫فروش لوازم کلیسایی…

00:24:50.458 --> 00:24:51.541
‫ام…

00:24:51.625 --> 00:24:56.083
‫حک کردن نماد ستاره‌ی پنج‌پر
‫می‌تونه چه معنی‌ای داشته باشه؟

00:24:57.875 --> 00:25:00.041
‫متوجه منظورت نمی‌شم،
‫کجا همچین چیزی دیدی؟

00:25:00.791 --> 00:25:05.291
‫رو یکی از تیرک‌های سقف
‫طبقه‌بالا بود، دقیقاً بالای تختش.

00:25:06.333 --> 00:25:07.666
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

00:25:08.958 --> 00:25:12.791
‫- خب، می‌تونه ستاره‌ی شیطان باشه.
‫- اون وقت این یعنی…؟

00:25:12.875 --> 00:25:15.750
‫قدیما بت‌پرست‌ها بالای تخت و
‫چارچوب در خونه‌شون ستاره می‌کشیدن…

00:25:15.833 --> 00:25:17.500
‫واسه اینکه جلوی
‫ورود بختک رو بگیرن.

00:25:18.083 --> 00:25:20.375
‫- بختک؟
‫- آره، همون کابوس خودمون.

00:25:20.958 --> 00:25:23.458
‫یه جور شیطان یا روح
‫پلید زنانه‌ ست که می‌گفتن…

00:25:23.541 --> 00:25:27.791
‫…شبا وقتی خوابی، میاد
‫بالا سرت تا مطمئن بشه…

00:25:27.875 --> 00:25:30.916
‫…که حتماً خواب‌های شیرینت
‫تبدیل به کابوس می‌شن.

00:25:31.000 --> 00:25:34.041
‫- آهان.
‫- که از ریشه‌ی هندواروپایی مِر میاد.

00:25:34.125 --> 00:25:37.916
‫این روزا دیگه لغات
‫هندواروپایی از ذهنم پریده.

00:25:38.000 --> 00:25:39.541
‫آره، معنیش می‌شه مرگ.

00:25:41.916 --> 00:25:42.916
‫یا قتل.

00:26:03.208 --> 00:26:05.666
‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

00:26:05.750 --> 00:26:09.375
‫من همون هیولایی‌ام که همیشه
‫خدا خدا می‌کردین وجود نداشته باشه.

00:26:09.458 --> 00:26:10.666
‫من همونی‌ام که
‫وقتی خوابتون می‌بره…

00:26:10.750 --> 00:26:14.166
‫…از زیر تختتون می‌خزه بیرون.

00:26:14.250 --> 00:26:21.208
‫همونی که می‌شینه رو قفسه‌سینه‌تون.
‫افسارتون رو می‌ندازه و ازتون سواری می‌گیره.

00:26:21.291 --> 00:26:24.291
‫یه سواری بی‌وقفه تا خود جهنم.

00:26:28.791 --> 00:26:31.666
‫من همون هیولایی‌ام که همیشه
‫خدا خدا می‌کردین وجود نداشته باشه.

00:26:31.750 --> 00:26:33.666
‫- کافیه.
‫- من همونی‌ام که…

00:26:33.750 --> 00:26:35.750
‫خب، پس این واسه ماست.

00:26:35.833 --> 00:26:39.375
‫می‌خواد توجه‌مون رو جلب
‫کنه. دنبال تحسین و دیده شدنه.

00:26:39.458 --> 00:26:41.958
‫ولی در عین حال هیچ سرنخ
‫دندون‌گیری هم دستمون نمیده.

00:26:41.983 --> 00:26:43.583
‫می‌تونی صدا رو واضح‌تر کنی؟

00:26:43.666 --> 00:26:45.500
‫راستش تو حالت عادی از
‫هوش مصنوعی استفاده می‌کردم…

00:26:45.583 --> 00:26:47.750
‫…تا تمام نویزها و تغییر
‫فرکانس‌ها رو حذف کنم…

00:26:47.833 --> 00:26:50.625
‫…ولی این یارو داره از یه سیستم خفن
‫واسه دستکاری صداش استفاده می‌کنه…

00:26:50.708 --> 00:26:52.708
‫سیستم‌های نویزساز ضد هوش‌مصنوعی
‫که دیگه بماند، اصلاً یه وضع عجیبیه.

00:26:52.791 --> 00:26:54.583
‫اصلاً نمی‌تونی تصور
‫کنی چقدر کار سختیه.

00:26:54.666 --> 00:26:56.083
‫آخرش می‌تونی واضح‌ترش کنی یا نه؟

00:26:57.583 --> 00:26:59.750
‫داداش، هک کردن ستاره
‫پنج‌پر از این راحت‌تره.

00:26:59.833 --> 00:27:02.333
‫خیلی خب. هولم ، تو چی داری؟

00:27:02.416 --> 00:27:06.500
‫راستش این نوار کاست‌ها رو می‌شه تو هر
‫سوراخ‌سنبه‌ای تو اینترنت پیدا کرد، واسه همین…

00:27:07.125 --> 00:27:10.708
‫ولی یه متخصص لهجه داریم که میگه با
‫وجود اینکه لهجه‌اش یه کم بالا پایین داره…

00:27:10.791 --> 00:27:13.208
‫…ولی ته‌لهجه‌ی سوئدی
‫غلیظی تو صداش هست.

00:27:13.291 --> 00:27:16.541
‫پس ممکنه قاتلمون اصالتاً سوئدی باشه،
‫ولی خیلی وقته که اونجا زندگی نمی‌کنه.

00:27:17.458 --> 00:27:18.291
‫ممم.

00:27:18.375 --> 00:27:22.708
‫- اثر انگشتی چیزی پیدا نشد؟
‫- چرا، چندتا پیدا کردیم، ولی خب مال خودته!

00:27:24.000 --> 00:27:25.541
‫آره، خیلی خب.

00:27:25.625 --> 00:27:30.208
‫همسایه‌ی طبقه‌پایین چی؟ اثر
‫انگشتش تو خونه‌ی لوئن پیدا شد؟

00:27:30.291 --> 00:27:33.750
‫آره، رو دستگیره‌ی داخلی در،
‫ولی خب با سرایدار رفته بود تو…

00:27:33.833 --> 00:27:36.333
‫- …که منطقی هم هست.
‫- آره، درسته.

00:27:37.041 --> 00:27:40.291
‫بی‌زحمت خودت بچه‌ها رو توجیه
‫کن، من باید برم به یه جلسه برسم.

00:27:40.375 --> 00:27:43.708
‫هی، هری ، از کجا می‌دونستی
‫تو نوار همچین چیزی پیدا می‌شه؟

00:27:43.791 --> 00:27:47.208
‫پیدا شدن یه نوار کاست قدیمی تو خونه‌ی
‫دختری که متولد بعد از سال ۲۰۰۰ـه.

00:27:47.291 --> 00:27:50.416
‫اگه مست نبودم، همون
‫دفعه‌ی اول متوجهش می‌شدم.

00:27:51.041 --> 00:27:52.987
‫یکی باید منو از کار اخراج کنه.

00:28:08.416 --> 00:28:10.166
‫می‌خوای جا بزنی و بری پایین؟

00:28:52.916 --> 00:28:55.875
‫پلیس و سایر مقامات در حال حاضر
‫تحت فشارهای فزاینده‌ای از سوی…

00:28:55.958 --> 00:28:59.166
‫…مردمی هستن که روز به روز
‫احساس ناامنی بیشتری می‌کنن.

00:28:59.250 --> 00:29:00.958
‫بر اساس آخرین نظرسنجی
‫مؤسسه‌ی گالوپ …

00:29:01.041 --> 00:29:04.458
‫…از هر پنج شهروند، چهار نفر
‫معتقدن که پلیس باید سلاح گرم حمل کنه.

00:29:04.541 --> 00:29:05.625
‫بی‌زحمت اینو خاموشش کن.

00:29:08.625 --> 00:29:09.500
‫پس از این حادثه…

00:29:14.375 --> 00:29:17.500
‫روزی که باربارا سوندسن به قتل
‫رسید، هیچ‌کس اینجا نیومده بود؟

00:29:17.583 --> 00:29:18.833
‫مطمئنی؟

00:29:19.541 --> 00:29:21.000
‫مثلاً یه پیک موتوری…
‫یا پیک دوچرخه‌ای؟

00:29:21.625 --> 00:29:26.000
‫همون‌طور که گفتم، اون روز واقعاً
‫هیچ مشتری‌ای پاشو اینجا نذاشت.

00:29:26.083 --> 00:29:28.958
‫پیک دوچرخه‌ای…
‫راستش می‌دونی چیه؟

00:29:29.041 --> 00:29:31.750
‫اتفاقاً یه پسره
‫اونجا وایساده بود…

00:29:32.333 --> 00:29:34.208
‫تیپ پیک‌ها رو زده بود. آره.

00:29:34.291 --> 00:29:35.458
‫اما درجا جیم شد،

00:29:35.541 --> 00:29:38.625
‫منم با خودم گفتم حتماً فهمیده آدرس
‫رو عوضی اومده و گذاشته رفته.

00:29:39.750 --> 00:29:42.375
‫- درسته. اصلاً به این دست نزن.
‫- خیالت تخت.

00:29:43.583 --> 00:29:44.708
‫بیاته؟

00:29:44.791 --> 00:29:46.000
‫- چطوری.
‫- بیا اینو ببین.

00:29:46.500 --> 00:29:47.625
‫- سلام.
‫- چطوری.

00:29:47.708 --> 00:29:50.041
‫انگار دقیقاً همونجا یه
‫اثر انگشت کاسب شدیم.

00:29:52.666 --> 00:29:53.791
‫ایول، بزن قدش.

00:29:53.875 --> 00:29:55.833
‫می‌تونی یه نشونی از اون
‫پیک دوچرخه‌ایه بهم بدی؟

00:29:56.750 --> 00:29:59.750
‫راستش، آدم که هیچ‌وقت تو
‫صورت اینا زل نمی‌زنه، مگه نه؟

00:29:59.833 --> 00:30:00.875
‫حالا تو سعیت رو بکن.

00:30:00.958 --> 00:30:02.250
‫ببین آخه، من…

00:30:02.333 --> 00:30:05.750
‫یارو کلاً یه صدم ثانیه اینجا
‫بود، منم که پشت پیشخون بودم.

00:30:05.833 --> 00:30:09.000
‫اگه حداقل یه سوالی ازم پرسیده بود،
‫می‌تونستم یه قیافه‌ای ازش برات بکشم.

00:30:09.583 --> 00:30:11.458
‫هری ، من دیگه باید برم.

00:30:11.541 --> 00:30:13.166
‫- آره، ولی ما که…
‫- قرارمون این بود…

00:30:13.791 --> 00:30:14.875
‫گندش بزنن.

00:30:14.958 --> 00:30:17.416
‫- بیاته ، چیزی دستگیرت شد یه زنگ بهم بزن.
‫- حتماً.

00:30:36.416 --> 00:30:37.416
‫شاه.

00:30:38.833 --> 00:30:41.458
‫- مات.
‫- اَه… مسخره‌ست!

00:30:50.375 --> 00:30:51.541
‫بله، بفرمایید؟

00:30:52.208 --> 00:30:54.791
‫یه یارویی اینجاست که
‫قبلاً با گروه کورپس می‌پرید.

00:30:54.875 --> 00:30:57.416
‫تو خفا بهم آمار داد که
‫آتیلا افتاده دنبال انتقام‌گیری…

00:30:57.500 --> 00:30:59.291
‫…سر همون قضیه‌ی شعله‌افکنه.

00:31:11.333 --> 00:31:12.833
‫باید چند تا گردن‌کلفت
‫دیگه هم خبر کنیم.

00:31:12.916 --> 00:31:14.958
‫الان همه رفتن همایش گوتنبرگ.

00:31:15.833 --> 00:31:18.531
‫خودشونم اینو می‌دونن، واسه
‫همین الان دارن میان سراغمون.

00:31:21.000 --> 00:31:24.333
‫♪ بیست، بیست، بیست‌و‌چهار
‫ساعت دیگه مونده ♪

00:31:24.416 --> 00:31:27.125
‫♪ دلم می‌خواد با
‫آرام‌بخش بی‌هوش بشم ♪

00:31:27.208 --> 00:31:30.083
‫♪ نه کاری واسه کردن
‫دارم، نه جایی واسه رفتن ♪

00:31:30.166 --> 00:31:32.333
‫♪ دلم می‌خواد با
‫آرام‌بخش بی‌هوش بشم ♪

00:31:37.625 --> 00:31:38.625
‫می‌شنوم.

00:31:39.250 --> 00:31:40.833
‫با هوله صحبت می‌کنم؟

00:31:40.916 --> 00:31:42.958
‫خب، با وامم موافقت شد یا نه؟

00:31:43.666 --> 00:31:45.500
‫آره، واسه همین زنگ زدم دیگه.

00:31:45.583 --> 00:31:48.791
‫- بیخیال، دارم قطع می‌کنم.
‫- می‌تونم یه اسم بهت بدم، خوبه؟

00:31:48.875 --> 00:31:52.250
‫همون یارویی که تأمین‌کننده‌ی
‫اسلحه‌ی گنده‌لات‌های اسلوئه.

00:31:54.250 --> 00:31:56.708
‫آره خودمم، همونی که قبلاً تو
‫بیمارستان باهاش حرف زدی.

00:31:57.458 --> 00:32:00.833
‫باید سریع خودت رو برسونی اینجا، یه لشکر
‫پلیس هم با یه خروار اسلحه با خودت بیار.

00:32:02.375 --> 00:32:03.250
‫اون‌وقت واسه چی؟

00:32:05.000 --> 00:32:06.541
‫هی، دوباره خودمم.

00:32:06.625 --> 00:32:09.333
‫تموم اون عملی‌های لعنتی گروه
‫کورپس دارن می‌ریزن اینجا.

00:32:09.416 --> 00:32:11.875
‫یه نفری آمار داده
‫که ما تو بیمارستانیم.

00:32:12.958 --> 00:32:15.166
‫من از کجا مطمئن باشم که
‫نمی‌خوای برامون تله بذاری؟

00:32:15.250 --> 00:32:18.166
‫این یه فرصته که اگه از دستش
‫بدی باید به عقلت شک کرد.

00:32:19.250 --> 00:32:20.843
‫البته اگه دنبال اون
‫اسم‌ها می‌گردی.

00:32:20.958 --> 00:32:24.375
‫چون اگه ما امروز اینجا تلف بشیم،
‫اون اطلاعات هم با ما میره زیر خاک.

00:32:35.375 --> 00:32:36.708
‫بله، هوله؟

00:32:36.791 --> 00:32:37.708
‫چطوری وولف .

00:32:37.791 --> 00:32:40.666
‫بدجور تو مضیقه‌ام، می‌خوام هر
‫طور شده گروه دلتا رو برام گیر بیاری.

00:32:40.750 --> 00:32:44.125
‫دارودسته‌ی کورپس تو راه بیمارستان آکر هستن
‫تا دخل چند تا از بچه‌های دیرپمیس رو بیارن.

00:32:44.208 --> 00:32:46.500
‫- اتاق ۵۰۵. گرفتی چی شد؟
‫- رفتم تو کارش.

00:32:54.791 --> 00:32:56.583
‫قراره به کسی شلیک کنی؟

00:32:56.666 --> 00:33:00.000
‫نه، هرچند که بدجور هوسش رو
‫کردم، ولی خب اسلحه‌ای همراهم نیست.

00:33:00.083 --> 00:33:01.083
‫واسه چی آخه؟

00:33:01.791 --> 00:33:04.125
‫چون اینجا قرار نیست شبیه
‫فیلم‌های اکشن هالیوودی باشه.

00:33:04.208 --> 00:33:07.416
‫تو این مملکت، پلیس‌ها اسلحه‌شون رو تو ماشین
‫گشت قفل می‌کنن. اینجا هم که ماشین گشت نیست.

00:33:07.500 --> 00:33:11.541
‫- پس یعنی خبری از بزن‌بزن نیست؟
‫- یگان ویژه تا دلت بخواد با خودشون اسلحه میارن.

00:33:11.625 --> 00:33:13.541
‫این‌طور که بوش
‫میاد باید یه کم بجنبیم.

00:33:13.625 --> 00:33:15.083
‫آره، حواسم هست.

00:33:16.166 --> 00:33:18.125
‫ایول بابا!

00:33:23.791 --> 00:33:25.708
‫- سلام.
‫- سلام به تو.

00:33:25.791 --> 00:33:26.833
‫بالاخره پیدات شد.

00:33:26.916 --> 00:33:28.750
‫دلشوره داشتم که
‫به شام امشب نرسی.

00:33:29.291 --> 00:33:32.166
‫- امروز روز خوبی داشتی؟
‫- راستش می‌تونست خیلی بهتر از اینا باشه.

00:34:09.625 --> 00:34:11.958
‫مگه اونجا بیمارستان
‫نیست؟ اینجا که آکر ـه.

00:34:12.041 --> 00:34:13.291
‫مسیر ما می‌خوره به اول وال .

00:34:19.750 --> 00:34:21.708
‫جات رو عوض می‌کنیم. راه بیفت.

00:34:29.083 --> 00:34:30.291
‫آهای، بکش کنار!

00:34:32.458 --> 00:34:33.375
‫گندش بزنن.

00:34:34.000 --> 00:34:35.125
‫برو کنار دیگه. آشغال عوضی!

00:34:36.333 --> 00:34:37.333
‫عجب کیر تو کیریه!

00:34:40.125 --> 00:34:42.333
‫- حق نداری به مریض دست بزنی!
‫- به یه ورم!

00:34:42.958 --> 00:34:44.583
‫یا خدای بزرگ!

00:36:28.583 --> 00:36:31.083
‫آره، یکی از بچه‌هامون تموم
‫کرده، اون یکی هم رفته تو کما،

00:36:31.166 --> 00:36:33.416
‫ولی دکتره میگه
‫اونم زیاد دووم نمیاره.

00:36:33.500 --> 00:36:37.041
‫- وولف قسم می‌خوره که تو گفتی بیمارستان اول وال.
‫- جدی میگی؟

00:36:38.288 --> 00:36:40.621
‫هرچند با این وضع، عمراً
‫به موقع می‌رسیدیم اونجا.

00:36:42.916 --> 00:36:44.583
‫خب، چه حسی بهت دست داد؟

00:36:45.833 --> 00:36:48.458
‫اینکه دست‌خالی و بدون
‫اسلحه پریدی وسط مهلکه…

00:36:48.541 --> 00:36:51.737
‫تو یه پلیسی ولی وایسادی تا یه گَنگ
‫خلافکار خیلی راحت از بغلت رد بشن برن.

00:36:55.083 --> 00:36:59.833
‫نظرت چیه منم پایه بشم و تو
‫اون پروژه‌ت باهات همکاری کنم؟

00:37:09.166 --> 00:37:12.875
‫باید یه مدتی تک‌وپوک کار کنی.
‫اونم بدون اینکه هیچ سین‌جیمی بکنی.

00:37:13.583 --> 00:37:15.416
‫مجبوری پشت‌سرت یه
‫سری پل‌ها رو خراب کنی.

00:37:15.958 --> 00:37:16.791
‫حله.

00:37:17.291 --> 00:37:21.610
‫باید چندتا قانون‌شکنی هم بکنم تا اگه یه وقت خواستم
‫دورت بزنم، یه آتویی ازم داشته باشی دیگه، نه؟

00:37:21.958 --> 00:37:22.916
‫اوهوم.

00:37:24.416 --> 00:37:25.708
‫خب…

00:37:27.208 --> 00:37:29.291
‫چقدر وقت دارم تا
‫سنگ‌هام رو با خودم وا بکنم؟

00:37:29.875 --> 00:37:31.291
‫دقیقاً چهل‌وهشت
‫ساعت، نه یه ثانیه بیشتر.

00:37:38.375 --> 00:37:39.208
‫بگو، می‌شنوم.

00:37:39.291 --> 00:37:41.833
‫در مورد اون اثر انگشتی
‫که رو صفحه‌ی تلویزیون بود.

00:37:41.916 --> 00:37:44.875
‫تو سیستم ما ثبت نشده بود، ولی
‫تونستیم یه مورد مشابه براش پیدا کنیم.

00:37:44.958 --> 00:37:46.458
‫یعنی همسایه‌ی کامیلا لوئن‌ـه؟

00:37:46.541 --> 00:37:50.666
‫نه بابا، اون نیست، با یکی دیگه از اثر
‫انگشت‌های تو خود آپارتمان هم‌خونی داره.

00:37:50.750 --> 00:37:51.625
‫آهان.

00:37:52.416 --> 00:37:53.458
‫بیاته لون بود.

00:37:53.541 --> 00:37:56.166
‫انگار بالاخره اثر انگشت این
‫قاتل سریالی‌مون رو گیر آوردیم.

00:38:00.916 --> 00:38:01.833
‫ایول، بزنین بریم!

00:38:12.750 --> 00:38:14.666
‫دارم میام پیشت مادر.

00:38:15.958 --> 00:38:17.333
‫دارم برمی‌گردم همونجا.

00:38:19.208 --> 00:38:21.708
‫برمی‌گردم به همون
‫رحمی که توش بودم.

00:38:21.791 --> 00:38:25.958
‫همونجا چاقوم رو درمیارم
‫و راه خودم رو باز می‌کنم.

00:38:35.208 --> 00:38:39.458
‫- بالاخره دیروز اجاره‌خونه رو جور کردم.
‫- اصلاً غصه‌ی اونو نخور دخترم.

00:38:39.541 --> 00:38:41.083
‫راستش یه کمکی هم بهم رسید.

00:38:41.166 --> 00:38:44.916
‫آره، خودم به چشم دیدم که این اواخر
‫یه آدم خاصی هی میاد بهت سر می‌زنه.

00:38:45.000 --> 00:38:47.041
‫تازه متوجه شدم که یه سگ
‫هم همیشه همراهشه. مگه نه؟

00:38:47.125 --> 00:38:48.833
‫آره. اصلاً دلم می‌خواد هرچی
‫زودتر خودت از نزدیک ببینیش.

00:38:48.916 --> 00:38:51.583
‫- چه عالی.
‫- ولی باید یه چیزی رو از قبل بهت بگم.

00:38:51.666 --> 00:38:53.750
‫- اون با بقیه فرق داره.
‫- هوم!

00:38:53.833 --> 00:38:57.291
‫یه جورایی… افکارش یه نمه سنتیه.

00:38:57.875 --> 00:38:59.583
‫و واسه همین می‌خواد صبر کنه تا…

00:39:00.625 --> 00:39:01.958
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره دیگه، خودت که می‌دونی.

00:39:02.041 --> 00:39:03.541
‫آره، انگار قصدش واقعاً جدیه.

00:39:05.333 --> 00:39:06.541
‫یه کادو هم بهم داده.

00:39:16.174 --> 00:39:19.416
‫بهم گفت تا وقتی که نامزدی‌مون
‫رسمی نشده، اصلاً حق ندارم بازش کنم.

00:39:20.125 --> 00:39:23.083
‫ولی می‌گفت هرچی که تو این
‫جعبه‌ست، قراره تا آخر عمر برام بمونه.

00:39:30.208 --> 00:39:31.250
‫بله، پرینس.

00:39:31.333 --> 00:39:34.666
‫کار یکی از اون باندها ساخته‌ست، و
‫فکر کنم یه عضو جدید هم پیدا کردیم.

00:39:34.750 --> 00:39:35.750
‫عالیه.

00:39:36.500 --> 00:39:56.500
« فیلم یار – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ FilmYar ]