﻿2
00:00:02,024 --> 00:00:11,024
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

3
00:00:12,207 --> 00:00:15,433
‫در مقطعی از زندگی، زیباییِ جهان به حدِ کفایت می‌رسد.

4
00:00:15,526 --> 00:00:20,271
‫دیگر نیازی نیست از آن عکاسی کنید، آن را
‫به تصویر بکشید یا حتی در حافظه بسپارید.

5
00:00:20,338 --> 00:00:23,352
‫همان، به تنهایی کافی است.
‫تونی موریسون

6
00:00:31,657 --> 00:00:38,586
‫ قبل از اینکه روح شوند،
‫آدمی بودند. در این شهر.

7
00:00:40,496 --> 00:00:47,563
‫ آنها درست یک روز بعد از
‫آخرین روز زندگیشان با هم آشنا شدند.

8
00:00:50,297 --> 00:00:56,175
‫ پسر در آخرین شب زندگی‌اش، تا دیروقت
‫بیدار ماند و توسیدید را ترجمه کرد.

9
00:00:59,182 --> 00:01:01,698
‫ دختر در آخرین شب زندگی‌اش،

10
00:01:01,699 --> 00:01:09,627
‫پس از دعوا در آشپزخانه‌ی منزل پدری،
‫اسناد خانوادگی را آتش زد.

11
00:01:40,591 --> 00:01:46,989
‫ پسر آن شب، با سرنوشتی روبرو شد
‫که به لباس سپیده‌دم درآمده بود.

12
00:01:50,351 --> 00:01:58,351
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

13
00:02:12,911 --> 00:02:19,105
‫ و وقتی از دریا بیرون آمد، پسر یک روح بود.

14
00:02:57,550 --> 00:03:02,429
‫ یک در آبی رنگ به روی یک دنیای آبی باز شد.

15
00:03:02,430 --> 00:03:05,149
‫آبی، آبی.

16
00:03:05,150 --> 00:03:08,990
‫بندی از شانه‌ی آسمان افتاد.

17
00:03:30,911 --> 00:03:39,048
‫ شهر پر از ارواح کسانی‌ست
‫که نتوانستند از آن دل بکنند.

18
00:04:02,750 --> 00:04:07,845
‫ آب دهانش را قورت می‌دهد،
‫متوجه محو شدن گلویش می‌شه.

19
00:04:14,337 --> 00:04:16,796
‫ کریس؟

20
00:05:10,872 --> 00:05:19,571
‫ در این شهر، رنگ حقیقت مثل
‫رنگ یک روح زیر نور تغییر می‌کند.

21
00:05:31,790 --> 00:05:36,139
‫ نمی‌خوام همه‌جا ببینمت.

22
00:06:00,511 --> 00:06:03,747
‫ فقط می‌خوام به یاد بیارم.

23
00:06:25,071 --> 00:06:28,483
‫ من قبل از جنگ رسیدم.

24
00:06:28,484 --> 00:06:31,550
‫ هیچ‌وقت شهری رو که
‫ترک کردم دوست نداشتم.

25
00:06:31,551 --> 00:06:34,206
‫بهم گفتن عشق رو کجا پیدا کنم.

26
00:06:37,696 --> 00:06:41,078
‫ من جای دیگه‌ای دنبالش گشتم.

27
00:07:00,355 --> 00:07:03,270
‫ فکر می‌کردی اینجا مثل خونه‌ت باشه؟

28
00:07:04,143 --> 00:07:10,190
‫ خونه مفهومی بود که هیچ‌وقت نداشتم.

29
00:07:10,191 --> 00:07:14,669
‫ تاریخچه‌ی طاعونِ آتن
‫ یه گزارش پزشکی نیست،

30
00:07:14,670 --> 00:07:19,669
‫بلکه یه داستان اخلاقیه که خودش
‫رو جای یه گزارش پزشکی جا زده.

31
00:07:19,670 --> 00:07:25,149
‫ من به خاطر پدرم اومدم اینجا. اما اون
‫یه آدم قلابیه. اینجا هیچ‌چیز واقعی نیست.

32
00:07:25,150 --> 00:07:27,390
‫حتی مرمرها رو هم دوباره رنگ کردن.

33
00:07:27,391 --> 00:07:31,070
‫مرمرش قلابیه، مال دهه‌ی
‫شصته. از پلاستیک ساخته شده.

34
00:07:31,071 --> 00:07:39,149
‫ مرمرها به خاطر آلودگی از بین
‫رفتن چون هیچ‌کس اهمیتی نمی‌داد.

35
00:07:39,150 --> 00:07:45,624
‫ این مرمر زیباترین
‫چیزیه که تا حالا دیدم.

36
00:07:52,660 --> 00:07:55,093
‫ اونم هست.

37
00:08:21,301 --> 00:08:26,990
‫ اون به یک مهمانی اشتباه
‫رفت. از تصویر خودش فرار کرد.

38
00:08:26,991 --> 00:08:32,669
‫دوید در دل شب عمیق و روشن شهر.

39
00:08:32,670 --> 00:08:38,976
‫اینجا، حتی تاریکی هم یک جور نور است.

40
00:08:59,374 --> 00:09:02,576
‫ چی رو می‌خوای به یاد بیاری؟

41
00:09:02,907 --> 00:09:06,171
‫ رنگ شکلاتی فندقی چشماش رو.

42
00:09:10,031 --> 00:09:13,805
‫ لکه‌ی عسل روی مقوا رو.

43
00:09:14,327 --> 00:09:16,084
‫ تو چی می‌خوای؟

44
00:09:21,951 --> 00:09:27,359
‫ می‌تونی از خواستن بمیری،
‫و بازم به خواستن ادامه بدی.

45
00:09:48,431 --> 00:09:53,919
‫ تمام عمرم توسط هر چیزی
‫که می‌خواستم نادیده گرفته شدم.

46
00:09:56,990 --> 00:10:01,168
‫ نمی‌تونم مرگم رو هم این‌طوری بگذرونم.

47
00:10:50,110 --> 00:10:54,365
‫ در این شهر، تشنگی برطرف نمی‌شود،

48
00:10:54,366 --> 00:10:56,430
‫پاک می‌شود.

49
00:11:00,271 --> 00:11:03,806
‫ قرار بود بودن تو اینجا من
‫رو به یه آدم دیگه تبدیل کنه.

50
00:11:06,301 --> 00:11:09,518
‫ هنوز وقت هست.

51
00:11:25,100 --> 00:11:29,719
‫ وقتی طاعون به شهر زد،
‫خیلیا مردن. اما توسیدید نمرد.

52
00:11:29,720 --> 00:11:36,039
‫همیشه فکر می‌کنم... دست خودم نیست،
‫فکر می‌کنم حتماً یه کار وحشتناک کرده.

53
00:11:36,310 --> 00:11:38,479
‫ منظورم اینه که، وگرنه
‫آدم چطور زنده می‌مونه؟

54
00:11:38,719 --> 00:11:40,705
‫ من که نموندم. موندم؟

55
00:11:55,630 --> 00:12:00,030
‫ بیرون ایستگاه پلیس قدیمی
‫ در خیابان بوبولینا،

56
00:12:00,031 --> 00:12:04,831
‫دختری چهل سال منتظر عشقش می‌ماند

57
00:12:05,139 --> 00:12:07,720
‫که هیچ‌وقت بیرون نیامد.

58
00:12:09,287 --> 00:12:16,296
‫ در این شهر، حتی عاشقانه‌های ارزان
‫هم زخم‌های حکومت نظامی را به دوش می‌کشند.

59
00:12:33,546 --> 00:12:37,310
‫ گل‌های سرخ و خوشبوی درختان تابستانی

60
00:12:37,311 --> 00:12:41,007
‫جایی که صدای پوتین‌های پلیس ضدشورش می‌پیچد.

61
00:12:41,008 --> 00:12:46,164
‫ هوا بوی یاس بنفش و گازوئیل می‌دهد.

62
00:12:51,311 --> 00:12:57,311
‫ گذشته اون‌قدر غلیظه
‫که می‌تونه خفه‌ت کنه.

63
00:13:01,067 --> 00:13:13,547
‫ ارواح حکومت نظامی هنوز پرسه می‌زنند. هیچ تور
‫گردشگری‌ای برای بازدید از اتاق‌های شکنجه‌ی سیا وجود ندارد.

64
00:13:15,710 --> 00:13:20,186
‫ چیزی که این فاجعه رو بدتر می‌کرد

65
00:13:20,187 --> 00:13:24,167
‫هجوم مردم از روستاها به شهر بود، و این موضوع

66
00:13:24,168 --> 00:13:28,637
‫مخصوصاً توسط تازه‌واردها حس می‌شد.

67
00:13:30,510 --> 00:13:34,633
‫ فرق بین یه پناهنده و یه توریست چیه؟

68
00:13:34,634 --> 00:13:37,055
‫ توریست‌ها همه‌جا هستن.

69
00:13:37,056 --> 00:13:40,729
‫اونا گشنه‌ن. اونا گم شدن.

70
00:13:40,730 --> 00:13:45,225
‫ همم. نکته‌ی خنده‌دارش کجاست؟

71
00:13:58,831 --> 00:14:01,051
‫ کل خیابان یک موهبت است.

72
00:14:01,052 --> 00:14:04,989
‫کبوتری در وضعیت مرگی دلخراش کف جاده افتاده،

73
00:14:04,990 --> 00:14:10,299
‫بال‌هایش باز است. چطور قلب این‌قدر
‫دور از بدن پرواز می‌کند؟

74
00:14:10,300 --> 00:14:13,640
‫بالا، بالا، بالا، از سایه‌بان هم رد می‌شود.

75
00:14:14,633 --> 00:14:16,464
‫ اونا می‌پیچن تو یه کوچه

76
00:14:16,465 --> 00:14:20,488
‫ و یهو پلیس‌ها دارن یه
‫نفر رو وسط خیابون کتک می‌زنن.

77
00:14:20,489 --> 00:14:22,792
‫ یه لنگه دمپاییش دراومده.

78
00:14:23,302 --> 00:14:27,079
‫ تماشاچیا فقط... وایسادن و تماشا می‌کنن.

79
00:14:27,230 --> 00:14:30,834
‫سرشون رو تکون می‌دن.
‫می‌گن، این اتفاقا تو یونان نمیفته.

80
00:14:30,835 --> 00:14:34,830
‫صورت مرده فقط خون و فریاده.

81
00:14:34,831 --> 00:14:36,705
‫و بعد غیبش می‌زنه.

82
00:14:36,706 --> 00:14:38,705
‫ پلیس‌ها رفتن.

83
00:14:38,706 --> 00:14:43,383
‫اون لنگه دمپایی پلاستیکی خالی
‫همون‌جا کف خیابون افتاده.

84
00:14:51,161 --> 00:14:54,105
‫ یه جسد تو یه تاکسی پیدا
‫کردم و اون جسد خودم بودم.

85
00:14:54,106 --> 00:14:57,831
‫جسده از مرمر بود. تاکسیه از دود بود.

86
00:14:57,832 --> 00:15:04,289
‫ هزاره‌ها تو یه کوچه گم
‫شدن و بی‌نظم و ترتیب بازگشتن.

87
00:15:07,791 --> 00:15:13,229
‫ سر کار، فکر می‌کردیم
‫زبان رو سنگ حک شده،

88
00:15:13,230 --> 00:15:17,060
‫اما بیشتر شبیه آبه.

89
00:15:17,061 --> 00:15:24,084
‫ اون‌قدر آب‌نمک خوردم و
‫نتونست... تشنگیم رو. برطرف کنه.

90
00:15:26,350 --> 00:15:34,316
‫ تاریخ رو فاتحان می‌نویسن. با زور
‫و ضرب خودش رو تو زمان حال جا می‌کنه،

91
00:15:37,230 --> 00:15:40,538
‫جایی که می‌تونی از دستش بمیری.

92
00:15:42,831 --> 00:15:47,372
‫ فاتح رو برام پیدا کن.

93
00:16:14,091 --> 00:16:19,687
‫ پشت میز کافه‌ها در هر میدانی،
‫کاغذ زردشده‌ی دستهایشان را باز می‌کنند.

94
00:16:19,688 --> 00:16:26,966
‫می‌گویند، در کشوری مثل یونان، زیر
‫هر سنگ لعنتی خونی ریخته شده.

95
00:16:26,967 --> 00:16:32,711
‫ خواب دیدم پوست این شهر
‫کنده شد و هیچ استخونی زیرش نبود.

96
00:16:32,712 --> 00:16:38,562
‫نه. هیچی نبود جز فضای خالی بین
‫جایی که استخون‌ها قبلاً بودن.

97
00:16:39,916 --> 00:16:45,245
‫ یه سنگ رو بلند کردم و هیچی پیدا نکردم.

98
00:16:46,057 --> 00:16:50,505
‫مثل یه روزی که تو سنگ زندگی من
‫رو بلند می‌کنی. یا شایدم نه.

99
00:16:53,058 --> 00:16:54,610
‫ به چی فکر می‌کنی؟

100
00:16:55,662 --> 00:17:02,570
‫ به مادرم فکر می‌کنم که همیشه برای عروسی
‫که هیچ‌وقت از راه نمی‌رسه شام درست می‌کنه.

101
00:17:02,931 --> 00:17:08,331
‫ کلماتی هستن که نمی‌تونی به دوش
‫بکشی. کلمات با تاریخچه‌شون هجوم میارن،

102
00:17:08,831 --> 00:17:11,165
‫و از خودشون ترکش می‌سازن.

103
00:17:14,511 --> 00:17:16,512
‫ می‌تونیم بریم دیدنش؟

104
00:17:21,390 --> 00:17:27,182
‫ اون عاشق پسری بود که می‌تونستم
‫باشم، اگه هر کس دیگه‌ای بودم.

105
00:17:38,991 --> 00:17:42,511
‫ همین کافیه.

106
00:18:32,190 --> 00:18:39,791
‫ آنها به جای آشنایی آمدند،
‫گویی که برای اولین بار بود.

107
00:18:57,071 --> 00:19:05,608
‫ جایی که تار و پود هستی از هم
‫گسست، احتمالات به درون سرازیر شدند.

108
00:19:07,541 --> 00:19:15,541
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

109
00:20:39,231 --> 00:20:44,050
‫ ماه به سفیدی پوست گاز
‫گرفته شده است. دختر می‌گوید،

110
00:20:44,051 --> 00:20:47,166
‫ «می‌تونم طعم لکه‌های
‫میوه رو روی دستات حس کنم.»

111
00:20:47,803 --> 00:20:48,953
‫ پسر می‌گوید،

112
00:20:49,311 --> 00:20:55,425
‫ «آدما چیزی جز خطوط روی کاغذ
‫نیستن، و ما روی آب نوشته شدیم.»

113
00:20:58,670 --> 00:21:03,343
‫ شب مثل یک تاج
‫شکسته‌ست، خط چشم شب پخش شده.

114
00:21:03,344 --> 00:21:08,202
‫ شهر دختریست که در حال آماده
‫شدن برای یک مهمانی اشتباهی است.

115
00:21:08,203 --> 00:21:10,932
‫ ریه‌هاش پر از مایع می‌شه.

116
00:21:10,933 --> 00:21:13,566
‫ اون شروع می‌کنه به
‫لرزیدن و لرزیدن و لرزیدن.

117
00:21:13,567 --> 00:21:16,492
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

118
00:21:16,493 --> 00:21:19,172
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

119
00:21:19,173 --> 00:21:22,166
‫ بی‌تعلقی خود یک وطن است.

120
00:21:22,167 --> 00:21:27,264
‫ اینجا جای آنها برای پرسه زدن
‫نیست. هیچ‌وقت متعلق به آنها نبوده.

121
00:21:27,265 --> 00:21:34,602
‫ امواج آسمان خاکستری بر فراز شهر
‫جمع می‌شوند، آرام در امتداد حسرت‌هایشان.

122
00:21:34,603 --> 00:21:40,466
‫دختر به یک مهمانی اشتباهی رفت.
‫او همیشه آدم اشتباهی بود.

123
00:21:42,751 --> 00:21:48,204
‫ در گوشش زمزمه می‌کند،
‫اما صدای موج‌ها خیلی بلند است.

124
00:21:48,205 --> 00:21:53,855
‫کشوری بدون تاریخ، خانواده‌ای بدون گذشته.

125
00:21:53,856 --> 00:21:58,050
‫ این رنج کشیدن نیست.

126
00:21:59,961 --> 00:22:05,961
<font>رسانه اینترنتی </font> <font color="Green">مای موویز</font>   <font color="Orange">MyMoviz</font>  جامعترین سایت فیلم و سریال

127
00:22:09,080 --> 00:22:12,810
‫ همین کافیست.

128
00:22:13,561 --> 00:22:18,561
[به‌یاد جاویدنامان این سرزمین]

129
00:22:44,831 --> 00:22:51,071
‫ باورتان بشود یا نشود، همه‌ی اینها حقیقت است.

130
00:23:51,772 --> 00:24:00,268
‫♪  فقط یه روز عالی، ♪
‫♪ نوشیدن سانگریا تو پارک ♪

131
00:24:00,269 --> 00:24:08,763
‫♪  و بعدش وقتی هوا ♪
‫♪ تاریک می‌شه می‌ریم خونه ♪

132
00:24:12,670 --> 00:24:20,973
‫♪  فقط یه روز عالی، غذا ♪
‫♪ دادن به حیوونا تو باغ‌وحش ♪

133
00:24:20,974 --> 00:24:29,467
‫♪  و بعدش یه فیلم هم ♪
‫♪ می‌بینیم و بعد می‌ریم خونه ♪

134
00:24:29,468 --> 00:24:41,691
‫♪ اوه عجب روز عالی‌ایه، ♪
‫♪ خوشحالم که با تو می‌گذرونمش ♪

135
00:24:41,692 --> 00:24:57,942
‫♪ اوه، عجب روز عالی‌ایه، تو فقط منو ♪
‫♪ سرپا نگه می‌داری، تو فقط منو سرپا نگه می‌داری ♪

136
00:25:00,285 --> 00:25:09,561
‫♪  فقط یه روز عالی، ♪
‫♪ همه‌ی مشکل‌ها رو رها کردیم ♪

137
00:25:09,562 --> 00:25:17,516
‫♪  آخر هفته رو برای ♪
‫♪ خودمونیم، خیلی خوش می‌گذره ♪

138
00:25:19,204 --> 00:25:37,116
‫♪  فقط یه روز عالی، باعث شدی خودمو فراموش ♪
‫♪ کنم، فکر کردم یه آدم دیگه‌ام، یه آدم خوب ♪

139
00:25:37,117 --> 00:25:48,820
‫♪ اوه، عجب روز ♪
‫♪ عالی‌ایه، خوشحالم که با تو گذروندمش ♪

140
00:25:48,821 --> 00:26:03,743
‫♪ اوه، عجب روز عالی‌ایه، تو فقط منو ♪
‫♪ سرپا نگه می‌داری، تو فقط منو سرپا نگه می‌داری ♪

141
00:26:17,955 --> 00:26:29,433
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

142
00:26:29,434 --> 00:26:38,474
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

143
00:26:38,984 --> 00:26:46,831
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪

144
00:26:49,126 --> 00:26:58,185
‫♪  هر چی بکاری همونو درو می‌کنی ♪